رِفام .
کُرد نیستم اما تو " باوان " منی .. دردِ چاویل مستت لَه گیانم . :)
#شاعر در جواب این پیام
یه دیس خیلی بزرگ میده و میگه که ؛ 😞😂
میکروب شناس نیستم ، ولی میدونم چه انگلی هستی .
رِفام .
میگویند عشق آغاز زندگی است . اما عشق من به تو ، آغاز مرگی بود که در انتظارش بودم . چون پروانهای که
حالا که رفتهای ..
و من اینجا در این برهوت تنهایی ، تنها با سایهی تو زندگی میکنم .
هر شب در خواب ، باز هم دستان گرمت را حس میکنم و صبح که چشم باز میکنم ،
سرما و خالی بودن جای تو ، استخوانهایم را میسوزاند .
شاید حق با تو بود ..
شاید من واقعاً زادهی این درد بودم ؛
زادهی عشقی که محکوم به فنا بود و حالا ، تنها یادگارش ، همین مرگ تدریجی در آغوش خاطرات توست . :)
میدانم که روزی این نفسها نیز بند خواهد آمد و من ،
آنگاه که به آغوش ابدی خواهم رفت ،
شاید بتوانم دوباره در آغوش تو آرام گیرم .
تا آن روز ، در این برزخ عشق و تنهایی ،
همچنان چشم به راه خواهم بود ،
با این باور که "من زادهی مرگم" و مرگ ، تنها پایان این درد و رسیدن به توست .
#ع_د
لباسام چروکه ؟! قلبمو ندیدی مامان .
همون روزی که رفت ،
با خودش برداشت و برد .
از همون روزی که درو بست ،
صدای بستهشدنش هنوز مثل مشتِ یخزدهای میخوره وسط سینهم .
انگار عمرم دو تکه شد ؛
قبل از رفتنش ،
و بعد از اون ..💔
که پاهام دیگه راه نمیرن ، فقط تظاهر به راه رفتن میکنن .
لباسام چروکه چون مدتیه نمیتونم سمت هیچچیزی که صافکنندهست برم ؛
آخه خودم از درون چروکم ،
از وقتی رفام رفت بدون اینکه حتی نگاهی به پلهای پشتش بندازه . :)
#ع_د
رِفام .
لباسام چروکه ؟! قلبمو ندیدی مامان . همون روزی که رفت ، با خودش برداشت و برد . از همون روزی که درو
مامان ..
قول میدی اگه قلبمو پیدا کردی ، بهش بگی برگرده سر جاش ؟ :)
قول میدی اگه دیدیش ، بگی هنوز اینجا یه نفر هست که با تمام ترکها و خطخطیهاش که عاشقانه منتظرشه ..
حتی اگه خودش دیگه نخواد ؟
میدونی مامان ..
آدم وقتی تنها میمونه ،
حتی چروکیِ لباساش میشه سندِ دردش ؛
بهونهای که بگه ؛
« ببین .. هنوز درست نشدم . »
و من هنوز درست نشدم ،
و هنوز دنبال بهونه میگردم رفام .. :)
#ع_د
دوش با جبرئیل میگفتم ؛
از چه رو مردمان پلید شدند ؟
همه در جهل مثل بوسفیان .
همه در ظلم چون یزید شدند ..
گفت ؛ هرگز مباش غافل از این ..
هشت سالی که رو سفید شدند
بدترین هایشان به جا ماندند
بهترین هایشان شهید شدند .. :)