شنیده ام که تو پرسیده ای نمرده هنوز ؟
خبر گرفته ای از حالِ من ! عجب دارد . :)
#محمدعزیزی
رِفام .
قصه این است ؛ که مهمان جهان شد تنِ من .¹⁸ ☕️
از میان تقویم ؛
امروز از آن من است .
چه توان کرد که ؛
عمر است و شتابی دارد .. ✨️
انقد دلم میخواد بهت زنگ بزنم و بگم که ؛
ترسیدم یهو صدات یادم بره چشم قشنگ . :)
ولی این حسی که میدونم بعدش قراره از جانبِ تو طرد بشم ، یه روزی مث خنجرِ توی سینه ، نفسمو میگیره و نمیزاره بهت زنگ بزنم . :)
#ع_د
من ؛
زخمهای بینظیری به تن دارم .
اما تو ..
مهربانترینشان بودی ؛
عمیقترینشان ،
عزیز ترینشان . :))
#غادهالسمان
میگه که ؛
خدا یه اسباب بازی کوچیکی بهت داده ،
الان میخواد ازت بگیره ، خیلی حرفه ها ؛
خدا منتظره ببینه میتونی بخاطر خودش از اون عروسک کوچکت بگذری ، ازش دل بکنی ، وابستگیتو ازش قطع کنی ؟!
اگه تونستی و عروسکتو دادی دستِ خدا عروسک بزرگشو که پشتش قایم کرده رو بیرون میاره و بهت هدیه میده . :))
اره رفیق اینجوریاست چرخه ی حکمت . ☕️
#ع_د