رِفام .
قصه این است ؛ که مهمان جهان شد تنِ من .¹⁸ ☕️
از میان تقویم ؛
امروز از آن من است .
چه توان کرد که ؛
عمر است و شتابی دارد .. ✨️
انقد دلم میخواد بهت زنگ بزنم و بگم که ؛
ترسیدم یهو صدات یادم بره چشم قشنگ . :)
ولی این حسی که میدونم بعدش قراره از جانبِ تو طرد بشم ، یه روزی مث خنجرِ توی سینه ، نفسمو میگیره و نمیزاره بهت زنگ بزنم . :)
#ع_د
من ؛
زخمهای بینظیری به تن دارم .
اما تو ..
مهربانترینشان بودی ؛
عمیقترینشان ،
عزیز ترینشان . :))
#غادهالسمان
میگه که ؛
خدا یه اسباب بازی کوچیکی بهت داده ،
الان میخواد ازت بگیره ، خیلی حرفه ها ؛
خدا منتظره ببینه میتونی بخاطر خودش از اون عروسک کوچکت بگذری ، ازش دل بکنی ، وابستگیتو ازش قطع کنی ؟!
اگه تونستی و عروسکتو دادی دستِ خدا عروسک بزرگشو که پشتش قایم کرده رو بیرون میاره و بهت هدیه میده . :))
اره رفیق اینجوریاست چرخه ی حکمت . ☕️
#ع_د
رِفام .
میگه که ؛ خدا یه اسباب بازی کوچیکی بهت داده ، الان میخواد ازت بگیره ، خیلی حرفه ها ؛ خدا منتظره ببی
اینو فقط به تو نمیگما رفیق ؛ 💘
اولِ اول به خودم میگم :)
من الان کسیم که خیلی به این احتیاج داره ،
کاش یکی این جمله رو بکوبه تو سرم ،
کاش یکی این جمله رو فرو کنه تو قلبم ..
#ع_د
Mohsen ChavoshiBi Badan Mohsen Chavoshi.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
[ 0:52 ]
ببین مادر ، زمستونه .
ببین احوالمو ، که مثل مویِ تو ؛ پریشونه .. :)
رِفام .
[ 0:52 ] ببین مادر ، زمستونه . ببین احوالمو ، که مثل مویِ تو ؛ پریشونه .. :)
[ 1:06 ]
واسم رختِ عزا تن کن ؛ همینجا شمع روشن کن ،
که امشب حالِ من ، عینِ شبه ؛ شامِ غریبونه :)