حالم بده .. خیلی بد ، اونقدر که توان صحبت کردن دربارش رو ندارم .
میشه سه تا الهی به ابوالفاضل برام لطف کنین ؟ :)💔
رِفام .
شبِ هشتم چله ی زیارت عاشورا . :)🖤 [ صوتِ زیارت . ]
شبِ نهم
چله ی زیارت عاشورا . :)🖤
[ صوتِ زیارت . ]
هدایت شده از پلی رِفام .
حسین ستودهنماهنگ التماس.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
به ام البنین مادرت منو وا نکن از سرت ابوفاضل . :)
دیروز .. دیروز من مُردم .
نه اون مرگِ آرام که با یک نفس تمام بشه ، مرگی که توی هر ثانیه ، هزار بار تکرار میشه .
اونو دیدم ، رفام رو ..
درست مقابلِ چشمام ، اما در میانِ یک اقیانوس از بیتفاوتی .
از دور تماشا کردم ، در حالی که تمامِ دنیایِ من در یک نگاهِ گذرا ، فرو میریخت .
دلم میخواست بدوم .. دلم میخواست تمامِ این فاصلههایِ بیرحم را بشکنم ، خودم را در آغوشش رها کنم و بگم ؛
ببین ، من از درون خاکستر شدم ، منو از این تاریکی نجات بده .!
اما من نمیتونستم . چون من میدونستم که برای او ، دیگه اون منِ باشکوه نیستم .
من برای او حالا از هر غریبهای غریبترم .
من برای او ، بی ارزشتر از اون چیزی هستم که حتی لرزشِ لبام هم میتونه درک کنه .
من برای او حالا فقط یک سایهیِ بینام و نشان هستم که از دور ، یک خاطرهیِ سوخته را تماشا میکند . :)
#ع_د