نهنگی دید مرگش را ولی دل را به ساحل زد ؛
من از پایان خود آگاهم اما دوستت دارم .. :)
حالم بده ؛
اینجوری که فک نمیکردم با رفرش کردن یه اکانت جدید بعضی چیزا برام فاش بشه و اینجوری حالمو بد کنه ..
اگر با وجودِ تمامِ آن تبرهایی که به ریشهام زدی ، باز هم حالوپُرسانت را میکنم ،
فکر نکن از سرِ ضعف است یا وابستگیِ حقیرانه .
نه ؛
این کارِ عشق است که در من هنوز شعله میکشد ، و وجدانی که حتی در میانِ این خاکسترِ سوخته ، هنوز هم تپشهایش را به رخ میکشد .
اما رِفامم ، تو یادت باشد .
در تقویمِ بیرحمِ این رابطه ، سهمِ حضورِ تو گاهی به اندازهی عبورِ یک سایه در یک روز است ، و سهمِ نبودنت ، ده روزِ متوالیِ سکوت و سردی .
اما من ؟
من همان احمقی هستم که میانِ این جزرومدِ نابرابر ، بیمنت ایستادهام ؛ همان که در این قمارِ نابرابر ،
همهچیزش را باخت ،
اما هنوز هم در همان نقطهی اول ، برای تو ، برایِ ما ، منتظر ماندهام .
این نه عشقِ ساده ، که یک فداکاریِ تراژیک است ؛
اینکه بدانی داری ویران میشوی ، اما باز هم برایِ تماشایِ همان سایهی کمرنگِ تو ،
سقفِ خانه را روی سرت نگه داشتهای . فقط یادت باشد ،
وقتی که من بالاخره زیرِ این آوارِ بیتو بودن خُرد شدم ،
تو تنها کسی خواهی بود که در سکوتِ مطلقِ این خانه ، در میانِ تمامِ نبودنهایِ ده روزهات ، گم میشوی . :)
#ع_د
دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند ؛
فکر بی هم نفسی با تو سرم را سوزاند ،
عقل از نیمهی معمولی من رد شد و رفت ..
عشق هم نیمهی دیوانهترم را سوزاند ،
ابرها آمده بودند نفس تازه کنم ؛
رعد و برقی همهی برگ و برم را سوزاند ..
من گنجشک کجا جرئت پروانه کجا ؟
خواستم گرم شوم شعله پرم را سوزاند .. :)
#حامدعسکری
از من به شما نصیحت ،
اگر درحال مووان کردن هستید به هیچوجه اکانت های قدیمی رو رفرش نکنید .
الخصوص اکانتی که قبلا اجازه ی ورودشو به اکستون داده بودید !.😔🎀
توبه کردم که دگر توبه شکستن نکنم ؛
که دگر فکر کنار تو نشستن نکنم .
توبه کردم که اگر باز نگاهم بکنی ؛
طلب دل به سر زلف تو بستن نکنم .. :)💔