eitaa logo
رِفام .
1.2هزار دنبال‌کننده
273 عکس
9 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -فداییِ مولا ؛ @rahbar_ir -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧 @refam_mom -اینفو رِفام ؟📚 @refam_info
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم مرا از میانِ شلوغی دنیا صدا زد ؛ رفتم کنارش .. فقط یک چیز پرسید ؛ پس او واقعا دیگر برنمی‌گردد‌ ؟ :)
نمی‌گویم ، همین شب های ابر آلود برگردی ؛ تو فرصت داری اصلاً تا ابد تا زود برگردی ، تو فرصت داری از هرجای این تقویم بی‌تاریخ ، بدون هیچ مرز ، ای عشق نامحدود برگردی .. :)
رِفام .
یه شب باورامو یجوری شکستن ، که فک کردم حتی ، خدا قهره با من .. :)
هنوزم یادمه بعد از کلی سختی‌هایی که ازش رد شدیم و بازم کنارم بودی اینو برات فرستادم ، عاشقش بودم چون مثل اعتقاداتم بهش باور داشتم .. ولی الان .. الان چی ؟ :)
بی‌نهایت دلتنگ توام ، ولی آنقدر از تو ناامیدم که حتی نمی‌خواهم از دور ببینمت .. :)
با خدا ببندید ، خیلی قشنگه . :)
هدایت شده از پلی رِفام .
New Music - mosighi-sara.irnew-music-inam-mizane-atre-128.mp3
زمان: حجم: 941.8K
خوشحالم یادت کنارمه ولی یادت که خودت نیست اخه .. :)💔
تو را می‌خواهم و می‌دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم .. :)
نخ کش شد ، هر آنچه در خیالم بافتم ..
رفامم تو خانه‌ام بودی . آن‌قدر در تو سکونت کرده بودم که تمامِ خیابان‌های وجودم ، به بن‌بستِ چشم‌های تو می‌رسید . وقتی در من بودی ، هیچ سرمایی به استخوان‌هایم نمی‌رسید ؛ هیچ طوفانی نمی‌توانست دیوارهایِ قلعه‌ای که با حضورت ساخته بودم را بلرزاند . و حالا ؟ حالا من آواره‌ام . عجیب است ؛ می‌گویند بعد از هر رفتنی ، آدمی به خودش برمی‌گردد . اما من به کدام خود برگردم ؟ منِ من ، همان‌جا ، لایِ آجرهایِ خانه‌ای که تو ویران کردی جا مانده است . حالا که بی‌خانه‌ام ، حالا که آن جغرافیایِ امن ، آن وطنِ کوچکِ آغوشت را از دست داده‌ام ، هر نسیمی برایم یک انفجار است . هر خاطره ، یک ترکشِ عمل‌نکرده که درست وسطِ قفسه‌ی سینه‌ام می‌نشیند . کسی که وطن ندارد ، در تمامِ جنگ‌ها گلوله می‌خورد ؛ و من امروز ، در میدانِ وسیعِ تنهایی ، آماجِ تمامِ آن چیزهایی هستم که قبلاً پشتِ دیوارهایِ وجودِ تو از آن‌ها در امان بودم . بی‌تو ، هر صدایِ آشنا ، بویِ غربت می‌دهد . هر نگاهِ غریبه ، شبیه به بازجوییِ کسی است که می‌پرسد ؛ چرا این‌قدر ویرانی ؟ نمی‌دانند که من نه از داغِ فراق ، که از آوارگیِ روحم این‌چنین سوخته‌ام . عشق ، آن رشته‌ی قرمزی بود که مرا به وطنِ تو وصل می‌کرد ؛ حالا که آن رشته ، پاره شده و در دستانِ خودم ، در بندهایِ گره‌خورده‌اش ، دست‌هایم را می‌بُرد ، تازه می‌فهمم حقیقتِ تلخ چیست ؛ من نه تنها از تو ، که از خودم هم رانده شده‌ام . و در این سرزمینِ بی‌پناهی که نامش دوری است ، هیچ گلوله‌ای خطا نمی‌رود .. همه به قلبِ کسی می‌خورند که روزگاری ، خوشبخت‌ترین شهروندِ جهان بود . :)
عاشق شدن واقعا حس خوبیه نمیگم‌ بده چون از نظرم بینظیر ترین حسی که یه ادم میتونه تو زندگیش تجربه کنه عاشق شدنه ، ولی خب درد زیادی داره . =) شاید وحشتناک ترین دردی که یه آدمیزاد تجربه کنه از عاشق شدنه . =)