eitaa logo
رِفام .
717 دنبال‌کننده
173 عکس
4 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
زیبایی طبیعت باشه ؟!✨️
رِفام .
بمیرم براتون که انقد غریبین ، نه گنبد گلدسته ای نه ضریحی .. :)💔
اینجارو توی اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه آتیش زدن و خراب کردن .. خدا لعنت کنه قوم الظالمین رو .💔
و امروز .. آخرین راهِ ارتباطیم با تو بریده شد .. :)💔 امروز ، آخرین نخِ امیدم به برگشتنت سوخت و با یه بادِ سرد پخش شد تو هوا . نمی‌دونم خدایی خدا چی رو صلاح می‌بینه . ولی من دیگه واقعاً به آخر خطم رسیدم . کاش می‌شد فقط یه بار دیگه ، حتی تو یه خوابِ کوتاه نگاهت رو ببینم . کاش صدات رو بشنوم ، همون جوری که یه روزی جهانم رو آروم می‌کرد .. حالا من موندم و شب‌هایی که از خودِ دلتنگی هم طولانی‌ترن ، و خاطراتی که مثل خرده‌شیشه توی قلبم فرو می‌رن . دیگه حتی اشکام هم بلد نیستن اسمت رو صدا بزنن .. هر قطره فقط می‌ریزه و سکوت می‌کنه . درست همون لحظه که همچی تموم شد ، فهمیدم عشق اگه بخواد بره ؛ بی‌صدا می‌ره . دقیقاً مثل تو . :)
خیلی قشنگه که هنوزم به شب بخیر گفتن اعتقاد داری و پایبندی ولی به کسی بهش میگفتی نه . :)
دروغاتم مث خودت قشنگن با دل چه میشه کرد ؟ :)
چطوری از غریبه ها غریبه تر ؟
اگه قراره بدونی از اینکه تو رفتی مریضم ، خب نرو عزیزم . :)
اینطوری شروع شد که .. داشت رد میشد دیدم داره دلمو با خودش میبره ؛ بلند گفتم ببخشید ، شما پرنده ای ؟ وایساد نگام کرد ، گفتم با شمام ؛ گفت پرنده ها حرف نمیزنن که دیوونه . :) گفتم درخت نمیخوای که رو شاخش بمونی ؟ خندید . همونجا وایسادم درخت شدم براش از بس قشنگ می‌خندید . :) اینطوری تموم شد که .. بهار اومد و یه روز دیدم داره ساکشو میبنده . گفتم کجا ؟ گفت پرنده ها بهار میرن دیگه ؛ گفتم درخت رو نمیبرن ؟ گف نه بابا درخت باید بمونه پیر بشه . گفتم از این پیر تر ؟ گفت یکم جا داره هنوز . بعد پیشونیم رو بوسید گفتم چرا ؟ گفت نبوسیدم که ؛ موریانه پیشت جا گذاشتم که زود تموم بشی غصه نخوری . :) گفتم این قشنگ ترین شکل دوست داشتنه ، گفت میدونم . بعد پر زد و رفت . :) قشنگ بود وقتی می‌رفت ، وقتی میموند ، وقتی کلافه بود ، وقتی دوسم نداشت . :)
رِفام .
اینطوری شروع شد که .. داشت رد میشد دیدم داره دلمو با خودش میبره ؛ بلند گفتم ببخشید ، شما پرنده ای ؟
یکی بود یکی نبود ، اما با اینکه نبود ؛ قلب اون‌یکی هنوز بهش گرم بود . قلب گرم هم مثل دعای مادره ؛ تو اوج بلا به دادت میرسه . :) سفر به خیر پرنده ، یادم تورو فراموش اما ؛ گاهی تو نور صبح پرواز کن و یه بوسه از دور بفرست ، درختت شاخه ی محبوب تو رو به هیچکی نمیده ، قول داده به تو به خودش به موریانه هایی که جا گذاشتی پیشش ؛ پرنده بهارت رنگی پنگی ، سفرت بی خطر ؛ ما دوباره عاشق هم میشیم ، حالا میبینی ، شاید اینجا نباشه ولی شاید توی یه دنیای دیگه ، شاید تو دنیای موازیمون . :)
شعمدونیای صورتی هنوزم بوی تورو میدن . :)