رِفام .
از کنارِ امامزادگان سید عبداله و سید اسماعیل میرهاشمی ، از ولدان امام موسی کاظم "ع" نائب الزیاره هست
بمیرم براتون که انقد غریبین ، نه گنبد گلدسته ای نه ضریحی .. :)💔
رِفام .
بمیرم براتون که انقد غریبین ، نه گنبد گلدسته ای نه ضریحی .. :)💔
اینجارو توی اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه آتیش زدن و خراب کردن ..
خدا لعنت کنه قوم الظالمین رو .💔
و امروز ..
آخرین راهِ ارتباطیم با تو بریده شد .. :)💔
امروز ، آخرین نخِ امیدم به برگشتنت سوخت و با یه بادِ سرد پخش شد تو هوا .
نمیدونم خدایی خدا چی رو صلاح میبینه .
ولی من دیگه واقعاً به آخر خطم رسیدم .
کاش میشد فقط یه بار دیگه ، حتی تو یه خوابِ کوتاه نگاهت رو ببینم .
کاش صدات رو بشنوم ، همون جوری که یه روزی جهانم رو آروم میکرد ..
حالا من موندم و شبهایی که از خودِ دلتنگی هم طولانیترن ،
و خاطراتی که مثل خردهشیشه توی قلبم فرو میرن .
دیگه حتی اشکام هم بلد نیستن اسمت رو صدا بزنن ..
هر قطره فقط میریزه و سکوت میکنه .
درست همون لحظه که همچی تموم شد ،
فهمیدم عشق اگه بخواد بره ؛
بیصدا میره .
دقیقاً مثل تو . :)
#ع_د
خیلی قشنگه که هنوزم به شب بخیر گفتن اعتقاد داری و پایبندی ولی به کسی بهش میگفتی نه . :)
اینطوری شروع شد که ..
داشت رد میشد دیدم داره دلمو با خودش میبره ؛
بلند گفتم ببخشید ، شما پرنده ای ؟
وایساد نگام کرد ، گفتم با شمام ؛
گفت پرنده ها حرف نمیزنن که دیوونه . :)
گفتم درخت نمیخوای که رو شاخش بمونی ؟
خندید .
همونجا وایسادم درخت شدم براش از بس قشنگ میخندید . :)
اینطوری تموم شد که ..
بهار اومد و یه روز دیدم داره ساکشو میبنده .
گفتم کجا ؟ گفت پرنده ها بهار میرن دیگه ؛ گفتم درخت رو نمیبرن ؟
گف نه بابا درخت باید بمونه پیر بشه .
گفتم از این پیر تر ؟ گفت یکم جا داره هنوز .
بعد پیشونیم رو بوسید گفتم چرا ؟
گفت نبوسیدم که ؛ موریانه پیشت جا گذاشتم که زود تموم بشی غصه نخوری . :)
گفتم این قشنگ ترین شکل دوست داشتنه ، گفت میدونم .
بعد پر زد و رفت . :)
قشنگ بود وقتی میرفت ، وقتی میموند ، وقتی کلافه بود ، وقتی دوسم نداشت . :)
#ع_د
رِفام .
اینطوری شروع شد که .. داشت رد میشد دیدم داره دلمو با خودش میبره ؛ بلند گفتم ببخشید ، شما پرنده ای ؟
یکی بود یکی نبود ، اما با اینکه نبود ؛
قلب اونیکی هنوز بهش گرم بود .
قلب گرم هم مثل دعای مادره ؛
تو اوج بلا به دادت میرسه . :)
سفر به خیر پرنده ، یادم تورو فراموش اما ؛
گاهی تو نور صبح پرواز کن و یه بوسه از دور بفرست ، درختت شاخه ی محبوب تو رو به هیچکی نمیده ، قول داده به تو به خودش به موریانه هایی که جا گذاشتی پیشش ؛
پرنده بهارت رنگی پنگی ، سفرت بی خطر ؛
ما دوباره عاشق هم میشیم ، حالا میبینی ، شاید اینجا نباشه ولی شاید توی یه دنیای دیگه ، شاید تو دنیای موازیمون . :)
#ع_د