امروز هم .. باز آمدی .
مرز میان خواب و بیداری ، دوباره با رد پای تو مخدوش شد .
خواب دیدم برگشتهای ؛
آرام ، بیتکلف ، درست همانگونه که جهان را پیش از این واژگونی میشناختم .
عطر تنت در هوای اتاقِ وهمآلودِ رویا جاری بود و من ، در آن تعلیقِ بینهایت ، باور کرده بودم که گاهی زمان به عقب برمیگردد تا خطاهای تقدیر را پاک کند .
در آن حجم از حضور ، تمامِ نبودنها تکذیب شده بود .
اما بیداری .. بیداری رحم ندارد !.
چشم که گشودم ، ضربهی بیرحمِ واقعیت مثل یک پتکِ سنگین بر پیشانیام فرود آمد ؛
سنگین ، کوبنده و بدونِ پناه .
اتاق خالی بود و وزنِ سکوت ، از دیوارهای اتاق هم تنخراشتر .
جای خالیات در پهنهی تخت ، تنم را به لرزه انداخت و سوزشِ آن ضربه ، تا اعماق استخوانم دوید .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز
هدایت شده از پلی رِفام .
Aboyaz4_5954155021196080275.mp3
زمان:
حجم:
10.2M
دیگه غریبه ای باهام .. :)💔