eitaa logo
رِفام .
721 دنبال‌کننده
171 عکس
4 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
بابتش‌می‌تونم ساعت‌ها تو آغوش مادرانه ی‌ حضرت ام‌البنین گریه کنم .. :)
اصلاً بگذار تلخ‌تر از این شود و ندانی که سرنوشت ، با تو چه خواهد کرد ! ولی ته دلت روشن است که روزهای شیرین و گرم هم از راه می‌رسند .. ولی چه سود از گرمایِ در راه ، وقتی که سرمای نبودنت ، استخوان‌سوز شده ؟ بگذار آسمان ببارد ، بگذار این شهر زیر آوارِ ندانستن‌های مبهم خفه شود . بگذار هر خاطره‌ی روشن ، تیغی باشد که در خیالِ نبودنت فرو رود . ما که عمریست روی لبه‌ی پرتگاهِ کاش و چه می‌شد ، ایستاده‌ایم ؛ پس بگذار این حسرت ، شیرین‌ترین سمِ این شب‌ها باشد . من به گرمای آینده‌ای باور دارم که شاید تو در آن نباشی ، و این بزرگترین غمِ دلِ روشنِ من است .. چون تمام امیدهایم ، به امید دیدنِ روی تو ختم می‌شوند ، حتی اگر آن روز ؛ دیر شده باشد . :)
رِفام .
گر بیایی دهمت جان ، ور نیایی کشدم غم ؛ من که بایست بمیرم ، چه بیایی چه نیایی . :) #سعدی
در جواب این شعر یه دیس بزرگ میده و میگه که ؛🦦✨️ گر بیایی دهمت چای و نیایی به جهنم ! من که باید بخورم چای ، چه بیایی چه نیایی . :)
چرا من در به در دنبال عکسای تو میگردم که بعدش با نگا کردنشون خودمو دق کش کنم ؟ :)
چو به من به خنده گفتی که ، همیشگی‌ست عشقت ؛ به خودم به گریه گفتم چه دروغ آشنایی . :)
رسمش نبود عاشق کنی اما نمانی‌ پای من ؛ مرهم که نه ، زخم شوی بر تک تکِ اعضای من .. :)
جوانی‌ام را با زخم‌های افتخار بر تن به یاد می‌آورم ؛ هر کدام داستانی داشت ، روایتی از جسارت ، از زمین خوردن و دوباره برخاستن . زخم‌هایی که خون می‌آمدند ، می‌سوختند ، و بعد خوب می‌شدند . می‌دانستم کِی آغاز شده‌اند و باور داشتم روزی پایان می‌گیرند . حالا اما ، تنها زخمم دردی مبهم در قفسه‌ی سینه است ؛ زخمی که نه خونریزی می‌کند ، نه نشانی دارد ، و نه دیگر مهم است کِی آغاز شد . من خوب می‌دانم درمانش چیست ، اما ناممکن است . چرا که درمانش تو بودی، و تو ، رِفامم ، یقین دارم که هرگز بازنمی‌گردی . :) پزشکان شاید نامش را ندانند ، اما من می‌دانم . این درد ، نوستالژی نیست ؛ این حسرتِ عمیقِ توست که در سینه‌ی من مانده ؛ یادگارِ حضوری که هرگز کامل نبود ، و اطمینانِ تلخی که تو ، دیگر هرگز بازنمی‌گردی . :)
هدایت شده از پلی رِفام .
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Khodahafezi Talkh.mp3
زمان: حجم: 7.6M
به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد ؛ که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد . :)
دیگه نیستی ، ولی هنوز دیوارا صدای قولاتو به رخم می‌کشن .. :)