جوانیام را با زخمهای افتخار بر تن به یاد میآورم ؛
هر کدام داستانی داشت ، روایتی از جسارت ، از زمین خوردن و دوباره برخاستن .
زخمهایی که خون میآمدند ، میسوختند ، و بعد خوب میشدند .
میدانستم کِی آغاز شدهاند و باور داشتم روزی پایان میگیرند .
حالا اما ، تنها زخمم دردی مبهم در قفسهی سینه است ؛
زخمی که نه خونریزی میکند ، نه نشانی دارد ،
و نه دیگر مهم است کِی آغاز شد .
من خوب میدانم درمانش چیست ، اما ناممکن است .
چرا که درمانش تو بودی، و تو ، رِفامم ، یقین دارم که هرگز بازنمیگردی . :)
پزشکان شاید نامش را ندانند ، اما من میدانم .
این درد ، نوستالژی نیست ؛
این حسرتِ عمیقِ توست که در سینهی من مانده ؛
یادگارِ حضوری که هرگز کامل نبود ،
و اطمینانِ تلخی که تو ، دیگر هرگز بازنمیگردی . :)
#ع_د
هدایت شده از پلی رِفام .
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Khodahafezi Talkh.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد ؛
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد . :)
رِفام .
به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد ؛ که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد . :)
هیچکس .. هیچکس اینجا ، به تو مانند نشد . :)
رِفام .
به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد ؛ که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد . :)
[ 2:31 ]
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند ، تا فراموش شود یاد تو ، هرچند نشد . :)
اگر چه بود و نبودم یکیست ، باز مَباد
تو را عذاب دهد گاه ، جای خالیِ من .. :)
#محمدعلیبهمنی
با وجود کاروان مصر کز هم نگسلد ؛
یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد . :)
#وحشیبافقی
از عشقِ زندگیش دور شده بود ..
از همان آدمی که با یک نگاهش دلش آرام میگرفت و با یک لبخندش تمام دنیا برایش قابل تحمل میشد .
بهش گفتن ؛ اگه عشقتون واقعی بود کارتون به اینجا نمیکشید ، عشق واقعی که تهش جدایی نیست .
سرش را پایین انداخت .
انگار داشت همهی خاطرهها را یکجا توی گلویش قورت میداد .
بغضش را بلعید اما صدایش هنوز میلرزید .
گفت ؛ واقعی بود ، اتفاقاً زیادی واقعی بود .
اونقدر واقعی که هنوز بعد از رفتنش ، هیچکس شبیهش نیست ،
هیچ آغوشی امن نیست ،
هیچ خندهای به دلم نمیشینه ،
و هیچ شبى ، شب نمیشود مگر با فکرِ نبودنش ..
لحظهای سکوت کرد .
چشمهایش برق غم گرفت ؛ از همان برقهایی که آدم میفهمد پشتش یک دنیا خاطره دفن شده .
بعد آرامتر ادامه داد ؛ ما زیادی پیشِ هم قشنگ بودیم ،
زیادی حالِ هم را بلد بودیم ،
زیادی از چشمهای هم حرف میفهمیدیم .
زیادی به هم پناه میآوردیم ،
زیادی برای هم خانه بودیم ،
و زیادی داشتیم عاشقی میکردیم ،
شاید همین زیادی ها بود که همهچیز را خراب کرد . :)
شاید بعضی عشقها آنقدر بزرگاند که این دنیا جا برای نگه داشتنشان ندارد .
#ع_د
رِفام .
از عشقِ زندگیش دور شده بود .. از همان آدمی که با یک نگاهش دلش آرام میگرفت و با یک لبخندش تمام دنیا
اشکش بیصدا روی گونهاش سر خورد .
نه برای رفتنش !
برای همهی چیزهایی که میتوانست بماند و نماند .
برای تمام اگر هایی که حالا مثل خنجر توی خاطرش مانده بودند .
برای شبهایی که با خیالِ بودنش خوابید و با حقیقتِ نبودنش بیدار شد . :)
گفت ؛ ما همدیگه رو کم نذاشتیم ، کم نخواستیم ، کم نجنگیدیم ،
فقط انگار قسمت ، از خوشبختیِ ما میترسید .
انگار دنیا دلش نمیخواست دو نفر اینهمه ، اینطور ، همدیگه رو دوست داشته باشن ..
دستش را روی صورتش کشید و با صدایی شکسته شبیه کسی که دیگر چیزی برای پنهان کردن ندارد ،
گفت ؛ من تازه فهمیدم بعضی آدما از هم جدا نمیشن چون عشقشون کم بوده ،
از هم جدا میشن چون عشقشون زیادی بوده .
چون زیادی به هم گره خورده بودن ،
چون زیادی همهچیزِ هم بودن ،
و وقتی زندگی ، زمانه ، فاصله یا تقدیر بینشون میایسته ،
اون جدایی ، فقط یه رفتن ساده نیست ..
کندنِ روح از تن آدمه . :)
#ع_د
هدایت شده از پلی رِفام .
Mahyar موزیکدلMahyar-Faghat Bash -musicdel.ir 128.mp3
زمان:
حجم:
6M
فقط باش فقط باش فقط باش .. :)💔