eitaa logo
رسانه چی
289 دنبال‌کننده
183 عکس
58 ویدیو
9 فایل
اینجا قلم از جنس نوره تاریخ رو با روشنایی مینویسیم✨ . . نمیشه وجود نداره فقط هنوز خلقش نکردیم! . . من اینجام که بشنومت:) @ravina88
مشاهده در ایتا
دانلود
و دومین خبر خوب اینکه.... رسیدیم به یه اتفاق خاص که قراره بهش بگیم 😉 حالا این جشنواره تو جشنواره چیه؟! بیاین پیام بعدی تا بهتون بگمم😎
رسانه چی
رفیقایی که نمیتونن تو جشنواره‌ی روایت اُمید شرکت کننن،میتونن فردا تو راهپیمایی از خودشون عکس 📷🌱 فیلم🎥✨ پادکست🎙💓 و متن🖊🌎 تهیه کنن و بفرستن 💪🏻
اینم بگم که جایزش با متفاوته🌻 و جشنواره ی اصلی در واقع همون روایت امیدمونه✨️
اگر سوالی داشتین من اینجا منتظرتونم❤️ @ravina88
سلام سلام😍 حالتون چطوره؟ رو به راهید؟✨🥺 درسته که زمان جشنواره تا یکشنبه تمدید شد 😃 ولی خب از اونجایی که برنده ها رو ماها با لایک هایی ❤️ که برای اون میزاریم انتخاب میکنیم به نظرم کم کم بریم آثار رفیقاییم که زودتر زدن به دل کار رو بزاریم 😉 پ.ن: البته که یه هیات داوران هم داریم که یه چندتا زنگ طلایی دارن😁🥳
یه روز متفاوت ... امروز بچه های ششمی با کمک همدیگه و با تلاش خلاقیت ..💡 تونستند یه کاردستی خیلی جالب باحال بسازن 😁 با کارتن مقوا شخصیت ترامپ  بو گندو رو همراه با نتانیاهو ( همونی که تو جنگ ۱۲ روزه پوشک می بست 🤪) ساختن ما با بچه به چند گروه تقسیم شدیم 😀🫱🏻‍🫲🏻 گروه اول 🥑 که پرچم آمریکا و اسرائیل رو برش دادن : فاطمه خانم صادقی و زینب خانم  گروه دوم که چسب کارتن هارو میزدن🌞🌻: طهورا بانو و زهرا خانم (هردو زهرا ها )  گروه سوم که ستاره می ساختن ⭐️🥹: بهاره بانو زهرا بانو عسگری محدثه خانم زهرا بانو بابا احمدی گروه چهارم که نقاشی پرچم اسرائیل و آمریکا  رو کشیدند 🎀: آریانا خانم کوثر بانو بهار فاطمه خانم طهورا بانو  نازنین زهرا  بانو گروه پنجم برای بریدن شخصیت ترامپ و نتانیاهو 🍉🍉: ریحانه بانو ها طهورا بانو بهار فاطمه بانو توی همین کار ها یهوییی.. دست یکی از بچه ها با کاتر بریده شد 😵‍💫😭 بنده خدا اصلا خون دستش بند نمی اومد 😣🩸 ایشون رفتن دفتر مدرسه و دستشون را با کمک مربی بهداشت باند پیچی کردن 🩹❤️ راستیی .. یه دمپیایی مادرانه هم 😂 درست کردیمم 🩴 هووو داَاََاا 😀😄😁😁😂😂 که بزنیم پشت ترامپ 🤣 خلاصه خیلیییی باحال و خوش گذشت 😍 می دونی چی از همه بیشتر خوشحالم میکرد برای وحدت و یک نظر بودنشون هست این وایب خیلی قشنگه که همه باهم دوست رفیق و متصل هستند 🥹🫂 این قصه اییه که ریحانه خانم از شهرکرد برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
🪻به نام خدا🪻 🩵فاطمه نصرتی🩵 🫶🏻استان لرستان🫶🏻 🫀پایه ششم🫀 🩷شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن ماه🩷 🍉😌و انجام ماموریت جشنواره در جشنواره🍉😌 ‌ 🔷عکسی که در دست گرفته شده روایتی از جنگ دوازده روزه است🔷عکس شهیده ریحانه سادات ساداتی ارمکی🌱شهید ۱۴ ساله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه🥀🖤 ‌ امدیم تا نشان دهیم تا پای جان پشت رهبرمان میمانیم💀✌️🏻💪🏻😎 ‌ این قصه اییه که فاطمه خانم از پل دختر برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ‌ خاطرِ تو خیلی عزیزه که هشتِ صبحِ روزِ تعطیل،🕗 به عشقت بیدار میشیم، ♥️✨️ از زیر پتو میایم بیرون و میایم راهپیمایی! 🚕 ‌ آره حتی با اینکه خدماتِ پخشِ ساندیس و کیک ضعیف شده، 😵‍💫 ،ولی بازم منتظر اون لحظه ای بودم دوستم با شیطنت بگه🗣 امسال ساندیس خوردی یا نه؟!😭😂 اما برآی آبادی خانه ای رفتم⛲️ همان خآنه🏡 همیشه بهآری که دشمنان لحظه ای نمیگذارند تا جوانه هایش نهال شود ✨️🌱 و روز های ابری🌥 این دخترِ بهاری را چه زیاد با عطرِ سیب سرخ گلگون کردند✨️🌹 ‌ ‌ ای کاش تا ابد در هوآیِ آزادی تو پرواز کنم 🕊 ‌ تا رنگ آزادی را به دیگر ملّت ها بکشانم 🌍 ‌ ‌ ای زیبا ترین دخترِ جهان"ایران"🌊 ‌ ‌ این قصه اییه که زهرا خآتون از کرمان برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازارچه خیریه یعنی🌷 حس مهربونی(^з^)-☆ خرید کردن اما نه ی خرید کردن معمولی خرید کردنی که با حس مهربونی ترکیب شده (・∀・)💞 و وقتی با عینک👓 سوژه یابی بهش نگاه👀 کنی می تونه ی سوژه خیلی باحال باشه😎 ویدیو رو ببین(´∀`*)ε` )😽 ‌ ‌ این قصه اییه که غزل خانم از تهران برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
46.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ ای دل آگاه و ای دیده بینا! ✨ ‌ در این بوم کهن🏔، پس از حماسه‌ی انقلاب✊، نهال دانش🌱 چنان ریشه دوانید که اکنون، شاخه‌هایش🌳 سر به آسمانِ 🌤افتخار کشیده است. در فیلم غرفه‌ی ما، من شما 🫵را به سفری دعوت می‌کنم به عمق این دستاوردهای شگرف؛🫴 سفری که در آن، هر گام👣، نشان از همت، هوش و نبوغ فرزندان🌛 این مرز و بوم دارد.😍🥲 ‌ اینجا، داستان‌ها نه از سرِ افسانه، که از بطن حقیقت، بر تار و پود پژوهش و نوآوری بافته شده‌اند:🇮🇷🇮🇷 ‌ "ز دانش گر دلت گردد توانا،      نیابی جز فروغش هیچ پیدا؛ ‌ بیایید 👥و با چشمانی پر از تحسین👀، نظاره‌گر این پرواز باشید؛ پروازی بر بال‌های 🪽علم و ابتکار که ایران را در سپهر دانش، جایگاهی رفیع بخشیده است.💎💙 ‌ ‌ این قصه اییه که نیایش خانم از شهر ونایی برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
سلام 🖐 من تخته کلاس هستم. اول از سرگذشت خودم میگم تا با من آشنا تر بشید. اجداد من با نام تخته سیاه پا به کلاس گذاشتند و دانش آموزان بسیاری دیدند👩🏼‍🏫. بگذریم که برخی از این دانش آموزان دکتر و مهندس و برخی بیکار و آس و پاس شدند👩🏻‍🎓. البته برخی دیگر هم که راه کج را برگزیدند، تبدیل به دزد و خلاف کار شدند😔. من کاری به گذشته آن ها ندارم. این بار شما حرف یک تخته را می‌شنوید. یادم است روز معلم که میشد، دانش آموزان من را با ماژیک های رنگی تزئین میکردند. وقتی که بچه های تنبل و حواس پرت نزدیک من میشوند، دلم میخواهد کاری کنم که نتوانند روی من جملات نادرست بنویسند. حالا من میخواهم از دو دانش آموز بگم، که در دوران دبستان مدام حرص ام را در می‌آوردند🙄. نام یکی زهرا و نام دیگری نازنین فاطمه بود. نازنین فاطمه دختری کم هوش و با نمک بود. از مزه بازی هایش هر چه بگم کن ام است. او همیشه با کار هایش حتی ناخواسته دیگران را به خنده می انداخت. اما درس هایش تعریفی نداشت. او در نگهداری از وسایلش کمی عاجز بود. چون روی تمام کتاب هایش چای ریخته بود📚. و اما زهرا او دختری با دل و جرئت و شجاع بود که اعتقاد داشت حتی اگر از مار هم بترسی، باید به سمتش بروی🐍. او خوب درس میخواند اما مانند نازنین فاطمه کمی بامزه بود. یک روز خانم معلم دو تا سوسک آورد تا با بچه ها زیر میکروسکوپ ببیند👩🏼‍🔬. زهرا این دو سوسک را وقتی حواسش نبود روی بخاری گذاشت. نازنین فاطمه هم در کنار معلم بود. خانم معلم از زهرا خواست تا سوسک ها را بیاورد، اما هیچ جا پیدایش نکرد زهرا فراموش کرده بود که شیشه ای که توش سوسک ها بودند را کجا گذاشته است☹. خلاصه خدا رو شکر که من حس بویایی ندارم😦، وگر نه باید بوی سوسک کبابی رو تحمل میکردم😅 این قصه اییه که زهرا خانم از مشهد برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
به به به 🥺✨ سرود جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷✨ سرودی ک شنیدن ان دل رباست 🫀✨ سرودی ک خواندن ان دل را برای همیشه میبرد👣✨ من وقتی ک سرود ملی را گذاشتند داشتم فیلم برداری میکردم🎥 امااا... اما.. اما دلم را🫀، مغزم را🧠، چشمم را👁، فکر و حالتم را👤 به خواندن، تدبر کردن و حتی ادای احترام داده بودم.🫴🏻 مغزم میگفت: من برای پیشرفت این مملکت کار میکنم. 🧠_^^____ چشمم میدید: کسانی که جانشان رو فدا میکردند⚰🇮🇷✨ فکرم درگیر مشاهدی بود ک در دوران جنگ اتفاق افتاده است بود. 😊💔✨ جانم میگفت که من رو فدای رهبرم کن. 🇮🇷🫶🏻 احساسم خیلی شیرین بود🍬، در حدی که دیگه مزه تلخ☕️ زندگی را حس نمیکردم.✨ در اون موقع چشمم به عکس شهیده سادات ساداتی ارمکی افتاد.👁🖼 که حس ان سرود در حدی رسید ک خیالم ب شهید شدن وابسته شد⚰🇮🇷. و سوالاتی که جوابشان معلوم نبود ب زهنم میرسید که...؟؟؟ 1.شهید کیست؟ 🤔 2.ایا من میتوانم شهید بشم؟🤔 3.شهدا در راه خدا شهید شدن؟ 🤔 4.ایا زنان هم شهید میشن؟🤔 5.جای شهدا کجاست؟ 🤔 6.من لایق شهید شدن هستم؟ 🤔 این سوالات رو کسی تا الان بهش جواب نداده اما من احساسم به همه جواب داد🌬 این سرود ملی ماست... ✊🏻💫 سرود اللهگی. 💫 سرود فهمیدگی. 💫 سرود اسلامی. 💫 و سرود آزادگی... 👌🏻💫 سروده ✌️🏻 جمهوری 🤞🏻 اسلامی 🤲🏻 ایران ✊🏻💫 من نمیدانم ک بقیه هم همین احساس را داشته اند یا نه؟🤔 اما من یکی، هر روز در برنامه صبحگاهی این احساس رو تنها هنگام پخش کردن سرود ملی و شنیدن کلمه ~ دلنشین ایران~ بدست می اورم🫴🏻✊🏻✨ 🇮🇷 این قصه اییه که رانیا از شهربستان برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️