eitaa logo
رسانه چی
288 دنبال‌کننده
189 عکس
58 ویدیو
10 فایل
اینجا قلم از جنس نوره تاریخ رو با روشنایی مینویسیم✨ . . نمیشه وجود نداره فقط هنوز خلقش نکردیم! . . من اینجام که بشنومت:) @ravina88
مشاهده در ایتا
دانلود
رسانه چی
بسم رب مهدی عجل الله ای ظهورت دردها را بهترین درمان بیا ❤️ اول هرکار بعد از نام خدا(الهم عجل الولیک الفرج) به قول حسین طاهری باید خطاب به رژیم صهیونیستی گفت:(امروز از ظلم خود خوشنودی. فردا چون اجدادت نابودی). این بارهم می نویسم این بار از وطن از ایران از وارثان حیدر کرار از مهد شیران و دلیران و یلان پردل از زنان غیورش چون خانم امامی می نویسم از رهبر فرزانه اش از عشق مردمش به ائمه اطهار از کشوری که در دوران دفاع مقدس ۸ سال شجاعانه دلاورانه جنگیدند تا پرچم ایران همیشه بر فراز قله ها باشد از ایران از کابوس اسرائیل و دلسوز مظلومان می نویسم و افتخار می کنم به خودم که خدایم الله و کشورم ایران و علی علیه السلام الگوی ملتم و خامنه ای عزیز رهبر فرزانه ام است❤️رژیم غاصب و کودک کش نامرد و امریکای جنایتکار خوب گوش کن . حمله به ایران قطع به یقین یکی از احمقانه ترین کارهایی بود که انجام دادی نکند فراموش کرده ای که ما از نسل فتح اهریمنیم نکند فراموش کرده ای ما ملت ایران از نسل همان مردانی هستیم که در دوران دفاع مقدس چگونه با نصف دنیا جنگیدیم بی تجهیزات و با سلاح عشق به خدا و وطن و ایمان و پیروز گشتیم آری ما پیروز گشتیم حال که ما هم سلاح داریم هم موشک هم حمایت کشور های دیگر را و مهم تر از همه مانند گذشته دست و یاری خدا با ماست تو چه غلطی می خواهی بکنی کودک کش احمق حالا که ما به سگ زرد نه میگوییم و تابع گزافه گویی های ناحقش نیستیم تو می خواهی باکمک آن چه غلطی کنی ؟ به قلم:حسنا خسروشاهی. ‌ این قصه اییه که حسنا خانوم از باخرز برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
من مداد سارا هستم✏️. سارا کلاس دوم هست و من رو همیشه با خودش سر کلاس میبره . انقدر منو دوست داشت که نگو.📚 یک روز که سر کلاس بودیم و معلم داشت درس شیرین ریاضی رو میداد، من از جامدادی سارا اومدم بیرون ، آخه حوصلم سر رفته بود. و رفتم تا به بقیه مداد ها سر بزنم... که یک دفعه جیغ سارا به گوش رسید.❣ معلم به طرف سارا برگشت . وقتی ازش پرسید چی شده سارا گفت:«مدادمو گم کردم .» سارا رفت تا زیر نیمکت هارو بگرده. من هم سریع برگشتم تو جامدادی. و بالاخره سارا منو دید و کلی خوشحال شد.❤️ این قصه اییه که آترینا خانم از شیراز برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
من کافه تریا هستم.☕️ بچه ها تا زنگ تفریح میخوره میان و صف میگیرن🧃. امروز یک دختر لباس آبی تو صف دیدم که ... خیلی آرام و ساکت بود بنظرم.🚶‍♀ اگر لب و زبان داشتم که می توانستم با او حرف بزنم حتما این کار را میکردم و با او دوست می‌شدم ❤️ یک پسر دیگر هم دیدم که برعکس آن دختر ،میتوانست شر و شیطان باشد😁 امروز دیدم که آن پسر با یکی از همکلاسی هایش دعوا کرد.🍀 اما دعوایشان برایم جالب بود . میدانید درمورد چه مشاجره میکردند؟ یک پسر بر سر جای پسر شیطان نشسته بود و وسایلش را ریخته بود ... پسرک شیطان هم عصبانی شده بود و وسایل وی را انداخته بود .🍁 خلاصه هردو برسر این موضوع عصبانی بودند...🌙 این قصه اییه که آترینا خانم از شیراز برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
رسانه چی
سلام به دوستای گلم😍👋🏻 ‌ ‌ ‌ روایت من مربوط میشه به درست کردن روزنامه دیواریِ اعضای شورای دانش آموزی پایه ششم به مناسبت ده فجر🥹🇮🇷🦋 ‌ اول از همه قرار بود هماهنگ کنیم یک نفر وسایل رو بخره بعد قیمتش رو تقسیم کنیم بقیه بهش بدن🕊✨️ ولی وقتی رفتیم دیدیم یکی از بچه ها رفته و وسایل رو خریده😐🍃 عصبانی شدم ولی دیگه چه میشه کرد💓🎀 خلاصه زنگ تفریح که خورد دنبال جایی میگشتیم که اونجا روزنامه مون رو درست کنیم چون نمازخونه پر بود🙄💢 خلاصه نشستیم همونجا وسط سالن😂🌿بعد دیدیم ناظم مون از بلندگو صدا کرد کسایی که توی سالن نشسته ان بلند شن😂🙌🏻با کلی خواهش و تمنا تونستیم بریم نمازخونه و یه گوشه بشینیم درست کنیم🤲🏻🌸 یه نفر داشت عکس ها رو رنگ آمیزی می‌کرد🌍یه نفر دیگه داشت مطالب می‌نوشت✍️🏻 و خلاصه هر کدوم به کار خودمون مشغول بودیم💓🌻 یه کم که گذشت دیدیم چهارم ها از ما قشنگتر درست میکنن و با اون فکر کلی خندیدیم😂🎀 ‌ تقریبا داشت تموم میشد که کلاس ها اومدن برای بازدید از نمایشگاه طرح جابربن حیان(شانس ما، دقیقا همون روز بود) که اونجا هم کلی خندیدیم🎈😂 راستی آخراش هم یکی از بچه ها اومد مثلا اکلیل بریزه خوشگل بشه همش رو ریخت یه جا و خلاصه روزنامه مون حسابی بی‌ریخت شد😁🔮 اسم هامون هم دوستم که خوش خط مینویسه(به قول خودش🙄😂)اسم هامون رو نوشت و بالاش هم نوشت اعضای شورای دانش آموزی☺️🤞🏻 ‌ فردای اون روز هم که جشن ۲۲ بهمن بود دیدیم روزنامه مون رو زدن جلوی میزی که میزارن روی سَکو✨️🎀(برای اجرا) و این طور قشنگ ترین روز مدرسه من در پایه ششم رقم خورد🤭😍🤞🏻 ‌ امیدوارم از خوندن این روایت لذت برده باشی😙🤞🏻و ممنونم که لایک میکنی🥹❤️ ‌ دوستون دارم❤️🎐 ‌ ‌
{به نام خداوند شهدا} 🌫️نام دانش آموز:مهیا اسدی 🤍 🫀پایه ششم🫀 💦استان:لرستان 🌧️ 💚شهرستان:پلدختر🌱 🌟مدرسه:شهید کاظمی ۱✨ شرکت در راه پیمایی ۲۲بهمن ما با شعار خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.🇮🇷🇮🇷 🤞🏻💖۲۲بهمن ما روز پیروزی کشور عزیزمان ایران است موقعی که شاه فرار می‌کنه و{امام‌ خامنی ره}وارد می‌شود و مردم رو از دست شاه نجات می‌دهد اما این روز رو به ۲۲بهمن ماو روز پیروزی انقلاب می گویم💖🤞🏻 وما در این راه پیمایی میگویم آمریکا و اسراییل هیچ غلطی نمی کنند✊🏻✊🏻🇮🇷🇮🇷 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🇮🇷✊🏻 ما به آمریکا میگیم تو هیچ گونه غلطی نمی تونی بکنی واتا جان داریم پای رهبر عزیزمان هستیم✊🏻✊🏻🇮🇷🇮🇷 پس بیا باهم بیم مرگ بر آمریکا ومرگ بر اسرایل.✊🏻🇮🇷 ما یک دونه از خاکمون رو به دشمن نمی دهیم.✊🏻🇮🇷 پویش# تو # ‌ ‌ این قصه اییه که مهیاخانم از پل دختر برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
✨بسم رب الشهدا. ✨ اسم ما اسم شهیداست🫶🏻. اسم ابراهیم و عیسی است پشت ایران خالی نمیباشد...🫂❤️ ایران مثل پازل نمیباشد🫶🏻✨ «من برای تو امدم🫵🏻، برای دفاع از تو🫵🏻، برای احساسات تو🫴🏻 من اینجام، من پشتتم✊🏻، ‌ من کنارتم، من هر جای دنیا 👐🏻 و برای هر چیز من از تو دفاع خواهم کرد🫸🏻✌️🏻 ‌ ایـــرانــIRAN✨✌️🏻 بمونه یادگاری از 8⃣ سال دفاق مقدس 👐🏻 یادگاری از چند سال برای خروج شاه معدوم 👊🏻✌️🏻 یادگاری جنگ 2⃣1⃣ روزه🥺✨ ‌ ما هستیم، ماهستیم کسانی که تاریخ را رقم میزنند. ما هستیم کسانی که تاریخ را دوباره زنده میکنند✊🏻 ‌ در تاریخ بنویسند....✍🏻 که فرزندان کوروش فقط بر خدا زانو میزنند.🧎‍♀.....️ فقط برای خدا.😎.. نه یهود و منافق🙄 پس بدانید که.🤞🏻... ِ‌حســــېن،،،ٺا‌ابد‌پېࢪوزاســـٹ🇮🇷🤲️ ‌ ‌ این قصه اییه که ثمین خانم از خوزستان برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
-7562058001451245823_89409047719099.mp3
زمان: حجم: 1.5M
سلام بچه ها ✨🫶 من می‌خوام بهترین خاطره ی مدرسه رو بهتون بگم💋🪐 بهترین خاطره ی من این هست که به مدرسه رفتم و مدرسه رو شروع کردم 👩‍🎓👩‍🏫 واقعاً خیلی خوبه و وقتی به یادش میوفتم واقعاً حس خوبی میگیرم 🦋🌈 وقتی که یادت بیوفته چقدر از مدرسه گذشته و تو هنوز داری تلاش می‌کنی تا به آرزوهات برسی واقعا عالیه🥹😇 همیشه تلاش کن و ناامید نشو 🥰😍 تو دوره زمونه ای که همه برا موفقیت از آسانسور میرن تو از پله برو و خودتو ثابت کن به اینکه خسته میشی اما میدونی که با تلاش به اهدافت رسیدی نه همینجوری الکی👀🏃‍♀ از طرف دوستدار شما مهسان🌱🌻
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه داور مهربون بهت امید میبخشه 🥹 ‌ داستان یه داور که بهم امید هدیه داد 😁🎁 ‌ بشنوید ، لذت ببرید و یه قلب به من و داور مهربون هدیه بدید ❤️ ‌ این قصه اییه که زهرا خانم از تهران برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های مدرسه‌ت اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️
1817047151780503298_90271207407693.mp3
زمان: حجم: 3.9M
خیلی مدیرمون سخت گیربود.😞 همیشه به بچه های کلاس گیر میداد تا همون روز که ساناز یادش رفته بود رضایت نامه ی اردو را بیاره😕🩸 وای!نگم براتون مدیر قیافش😡 به این صورت بود . آن قدر بچه ها از مدیر می‌ترسیدند که وقتی مدیر سرو کلش پیدا میشد بچه ها دست و پا هاشون می‌لرزید 😆🩵 همش نگران بودند مدیر به یکیشون گیر نده. اوه ،اوه حالا مگه بی انظباتی ساناز از ذهن خانم مدیر می‌ره جون ساناز در خطره ❌ چون امکان داره خانم مدیر آخر سال نمره انظباتی ساناز رو «صفر»بده وای خدا به دادت برسه ساناز♥️😂
والفجر🇮🇷... برخیز که فجر انقلاب است امروز 💚 بیگانه صفت خانه خراب است امروز هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد❤ از لطف خدا نقش بر آب است امروز ~💎 والفجر، آیه اول سوره فجر است،این سوره به سوره امام حسین (ع) مشهور است، آیا میدانید که به چه معناست🤔؟ فجر سپیده دم است، آفتاب طلوع کرده است، خورشید از پس شب آمده است🌅، آری فجر شروعی تازه است، فجر آمدن نور به وطن است⭐، زیرا مهم است، بله فجر بازگشت بهار است🌸🌷، آغازی تازه است، شروعی دوباره است، چشم گشودنی تازه به دنیا است، زیرا انسان ها به آن نیاز داشتند، میدانید اگر دیگر صبح نشود چه میشود؟ کم ترین آسیب اش را بدانید ندیدن😕، بدانید چشم گشودن بدون نور خورشید😮، میدانید چرا این ایام را فجر نامیدند؟ زیرا قبل آن شب بود، تیره بود، تاریک بود، همه چیز بی نور بود🖤، با آمدن امام روز شد، خورشید آمد، انقلاب شد💚 ❤، روشنایی بازگشت، زیرا دیگر چشم هایمان خوبی را نمی دید، زیرا دیگر در زندگی خوبی را نمی توانستیم پیدا کنیم، بله سپیده آمد، نور باز گشت تا شروعی دوباره رخ دهد، تا دوباره آرامش را به ما هدیه کند⭐، ای فجر، ای سپیده دم، ای صبح خوش آمدی و ممنون که نورت را به تاریکی ما تاباندی😃، ممنون که آمدی تا خوب ببینیم و ممنون که آمدی تا بدی را نبینیم،ممنون که آمدی تا ما درست شروع کنیم و آمدی تا صبح را ببینیم و ممنون ای سحر که فجر نامیده شدی💎🇮🇷🇮🇷🇮🇷انشالله چنین فجری برای ~فلسطین~ 🇵🇸🇵🇸🇵🇸 این قصه اییه که زهرا خانم از مشهد برامون روایت کرده؛ جای قصه‌های روز حماسه ساز تو اینجا خالیه! اینو ببین و تو هم یکی از برنده‌های جاییزه بارون باش😍❤️