امروز دست پر اومدم 😉
آماده باشین که امشب سومین قسمت لایو قرار برگزار بشه با یه مهمون خفن که قرار باهاش به دنیای خیال سفر کنیم✨🌻
هدایت شده از رو به راه|Roberah
سومین قرارمون تو کافه روبهراه همین امشبه😍
به صرفِ
یه عالمه حال خوب
موکا و کیکِ پرتقالی🍊🌱
و یه عالمه خیال های سودمند:)
و البته یه مهمونِ خیلی ویژه🤍
خانومِ *منصوره مصطفی زاده* ی دوست داشتنی🥺🦋
دیر نرسینا!
راس ساعت ۱۹ منتظرتونیم...
🔗
https://event.alocom.co/class/roberah/0bcda4f0
~ @roberah_ir ~
رسانه چی
سومین قرارمون تو کافه روبهراه همین امشبه😍 به صرفِ یه عالمه حال خوب موکا و کیکِ پرتقالی🍊🌱 و یه عالم
جای همه ی رفیقاییم که نیومده بودن خالی✨🌱
کلی باهم گپ زدیم و باهم کِیف کردیم😍
میدونین خانم مصطفی زاده راجب حُب گفتن❤️
و من یه بار دیگه معنی حُب رو با خودم مرور کردم ،
تو ذهنم سفر کردم به کتاب عربی هفتم یا هشتم 😁
و معنی حُب همینطور از جلو چشمام رد میشد✨
حُب یعنی عشقِ عمیق
یادم اومد که چندوقت پیش معلمون یه کتاب بهمون معرفی کرد که کسایی که دوست دارن بیشتر یاد بگیرن و واقعا به ادبیات علاقه دارن برن بخونن🥹
و راجب حُب یا همون عشق استعاره های جالبی داشت ✨
یادمه ریشه ای در خاک استعاره داشت🌱
و تو توضیحش نوشته بود حُب مثل اون دونه هایی میمونه که تو عمیق ترین خاک وجودمون کاشته میشه و کم کم رشد میکنه و ریشه میکنه و اگه یهو اتفاقی اون ریشه رو قطع کنن ، گیاه میمیره😢
و خانم مصطفی زاده گفتن :《اگه حُب و عشق رو نفهمی ، بیشتر کارایی که میکنی رو نمیتونی توجیه کنی 》
به نظرم ما خیلی جاها میتونیم حُب رو به وجود بیاریم یا حُب رو بیشترش کنیم🤔
مثلا من عاشق روایت کردنم ولی انقدری نیست که حال و حوصله کنم بیام و روایت بنویسم یا براش ویدیو درست کنم 🫣
ولی یه کارایی هستن که با انجام دادنشون عشقم به روایت کردن بیشتر میشه و از مبارزه با اون روی تنبلم برنده بیرون میاد👀