#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#ولادت
#ترکیب_بند
عشق تو با فن اول به زمینم زده است
تیر چشمان تو این بار، به دینم زده است
مُهر نام تو که خورده به سجلّ دل من
سندی بر سخن آینه بینم زده است
حسرتی داشت نگاهم که بیفتد به رهت
حیف، مژگان سیاهت به کمینم زده است
قنبر از شوق غلامی غلامان درت
بوسه ای بر قدم خاک نشینم زده است
من گرفتار علی، عشق گرفتار من است
از همان کودکی ام دست علی یار من است
در می آید به خدا بهر علی جان نجف
فخر دارد به جنان پرده ی ایوان نجف
بنویسید به موسی که پس از عمری هجر
مرشدت خضر شده واله و حیران نجف
بی جهت نیست شده از ازلِ بودن خویش
هرچه جبریل امین، دست به دامان نجف
چشم من واشد و با کعبه طوافم دادند ...
دور تا دور سر حضرت سلطان نجف
علی آمد که قدم تا به فلک بردارد
او که پیش قدمش کعبه ترک بردارد
آمده آنکه خودش دلبر و دلدار شده
یار سلمان، نفس میثم تمار شده
آمده آنکه به شال کمرش با یاقوت
نام زهرا و نبی، نام خدا کارشده
آمده آنکه ز اعجاز نگاهش فی الفور
ملک الموت سراسیمه و احضار شده
اول راهم و محکوم شدم من به شکست
ترس دارم که بگویند علی اللهی است
وصله ی کفش علی مُلک سلیمان ساز است
نفس نوکر این خانه مسلمان ساز است
آمده یوسف سرگشته در این بیت عتیق
کرم شاه زیاد است و نگهبان ساز است
حکمت نقطه ی با، در کنف بسم الله
کرده روشن که علی عالم قرآن ساز است
هل اتی جای خودش، ناطق قرآن خداست
به خدا چشم علی محشر و میزان ساز است
او کرم کرده به ما و همه کوتاهی ها
بیخودی نیست جنون علی اللهی ها
#رضا_دین_پرور
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_اشعار_آیینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#مربع_ترکیب
"اشک" از "دیده" سر درآورده
چشم من شعر تر درآورده
از مضامین پدر درآورده
یا کریمی که پر درآورده
می پرد تا حریم پاک نجف
خُمّ ما و شراب تاک نجف
چشم افتاد تا به قامت تو
سجده کردیم ما به هیبت تو
به خلایق برای طاعت تو
تا که ابلاغ شد ولایت تو
همه روز ازل بلی گفتند
صد و ده مرتبه علی گفتند
آفریده است زلف تو شب را
ماه رویَت هزار کوکب را
چشم مستت خُمِ لبالب را
می گزیدند حوریان لب را_
_از رُخت تا خدا نقاب گرفت
کهکشان رنگ آفتاب گرفت
عکس تو در میان قاب افتاد
با طلوعِ تو آفتاب افتاد
تا که از چشم تو شراب افتاد
دهن جنِّ و انس آب افتاد
ای خداوند باده...، خلق شدی
چِقَدَر فوقالعاده خلق شدی
تا خدا خیره شد به چشمانش
گفت: هفت آسمان به قربانش
دست حیدر سُپرد سُکّانش
خِلقَت آغاز شد به فرمانش
پس عوالم در اختیار علی ست
خَلقِ باقیِ "خلق" کار علی ست
ما همه سائل تو خلق شدیم
ما برای دل تو خلق شدیم
ضربدر حاصل تو خلق شدیم
از اضافه گلِ تو خلق شدیم
قطره ایم و شکوه دریایی
بانی خلقت گداهایی
نذر شمع تو پر تراشیدیم
سوختیم و جگر تراشیدیم
این چُنین ما اگر تراشیدیم
بَهر طوف تو "سر" تراشیدیم
کعبه را در طوافِ خوددیدی
تا عبایی سیاه پوشیدی
نَفَسَت روح داده ایمان را
نور بخشیده نصِّ قرآن را
کعبه تا دید فَخرِ انسان را
پای تو چاک زد گریبان را
ای مُقرب ترین نشانه ی حق
سینه چاکِ شماست خانه ی حق
تا در آفاق بحث هست تو شد
جبرئیلی نخورده مست تو شد
بال او منبر اَلَستِ تو شد
دست پرودگار دست تو شد
شب معراج مصطفی می دید
دست هایی که سیب می بخشید
تو درخشانشهابِ نیمه شبی
آینه دار جلوه های رَبی
به خداوند، تک یل عربی
زرهِ لَیْلَةُ المَبیت نبی_
_مرگ در پیش پات می لرزَد
اجل از هیبت تو می ترسد
یالِ دُلدُل در اختیار علیست
جنگ ها عرصه ی شکار علیست
معرکه ها در انحصار علیست
سِیفُ الاِسلام ذوالفقار علیست
سِیل خشمش شکست سدها را
بر زمین کوفت عَبدَوَدها را
دست تو بذر عشق می کارد
از نگاه تو فضل می بارد
تن این منکرین که می خارد...
چه کسی خطبه، بی الف دارد!
شرزه شیرِ کلام رامِ علی
آیه های خدا...، کلام علی
دام بگذار، ما کبوترتان
یک به یک می شویم پرپرتان
درک آدم کجا و محضرتان
"ردِّ شَمس" است کار قنبرتان
این کرامات کسر شأن شماست
بس که حدِّ مقامتان بالاست
خنده ی سبز تو صنوبرساز
بامِ پلک ترت کبوترساز
نمک سفره ی تو قنبرساز
خاک نعلِین تو ابوذر ساز
بوسه زد عرش بر قدم هایت
روی دوش نبیست جاپایت
کاش پائیز را بهار کند
دل ما را به غم دچار کند
تا از این دردها فرار کند
صید آزُرده را شکار کند
ماهی برکه رستگار شود
تا به قُلّاب تو سوار شود
ابرِ شبگریه ام که می بارم
بَرده ی پاپتیِ بازارم
میثمی از تبار تمّارم
سالیانیست تشنه ی دارَم
عطش وصلِ عشق را کم کن
نخلِ دار مرا فراهم کن
ای که از دیگران سری مولا
با خداوند می پری مولا
تو که اینقَدر دلبری مولا
بار بُنجل نمی خری مولا؟!
کاش من هم مقیم تان بودم
کُنج حُجره گلیم تان بودم
ذرّه ای با گدا تَساهُل کن
چند سالی مرا تَحَمل کن
خرج من را خودت تَقَبُّل کن
در رکوع ات به من تَفضُّل کن
من به جز نوکری نمی خواهم
از تو انگشتری نمی خواهم
سر که دادیم سر سپرده شدیم
سرِ بازار کشتهمُرده شدیم
زیر پای نگار بُرده شدیم
پا که خوردیم و سالخورده شدیم
پیر عشقت شهید می گردد
نوکری رو سفید می گردد
دور آخر به ما جواب بده
دست ما هم کمی شراب بده
دلِ ما را نکن کباب...، بده
مُهر ما را، ابوتراب، بده
دائماً مَست، مِی به کف باشد
مُهر اگر تربتش نجف باشد
کاش ما را به حق شاه نجف
بنویسند در پناه نجف
شاهراهِ خداست راهِ نجف
کعبه ی ماست بارِگاه نجف
زائرانی که محوِ ایوانند
سمت حیدر نماز می خوانند
ذکر تسبیحِ اولیا حیدر
ساحل امن انبیا حیدر
به خدا می رسیم با حیدر
یک علی راه مانده تا حیدر
امتحان جز ولیشناسی نیست
غیر "زهرا" علی شناسی نیست
علّت خلق ماسوا زهرا
بانی خنده ی خدا زهرا
"بَضْعَةٌ مِنِّ" مصطفی زهرا
روح ایمان مرتضی زهرا
گوهر عاشقی تبلور کرد
حیدر از فاطمه تشکر کرد
جسد عشق جان گرفت امروز
لال بود و زبان گرفت امروز
زانوانش توان گرفت امروز
خانه تا بوی نان گرفت امروز
یا علی!خانه ی تو شکل گرفت
تاج شاهانه ی تو شکل گرفت
یاس تا روی آینه "ها" کرد
عشق تصویر تازه پیدا کرد
حیدر از فاطمه تقاضا کرد
تا کمی بندگی تماشا کرد
غرق در ذات اقدس رب بود
او ز نور خدا لباب بود
سنگ تا فرصت محک برداشت
روحِ آئینه ای ترک برداشت
زخم ناسور دل نمک برداشت
غاصبی لقمه ی فدک برداشت
کوچه ی تنگ تنگ تر شده بود
و دلی سنگ سنگ تر شده بود
دست سنگین که از سری رد شد
درد سیلیِ سخت بی حد شد
آهِ پروردگار مُمتَد شد
پسرش دید صحنه را...، بد شد
گوئیا پنج تن زمین خوردند
پیش چشم حسن زمین خوردند...
#بردیا_محمدی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
#@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
ای آنکه به شوقت جگر خلق کباب است
گر نیمنظر لطف کنی، عین ثواب است
در سجده بفرما که به پایت بدهم جان
خَم کن سر این شیشه که هنگام شراب است
ای دل، نظر شیر خدا حدِّوسط نیست
یا موج مزن، یا که بجوش، این چه سراب است
ذکر تو سوار است به سنگ یمن اینجا
یعنی علی از شوق علی پابهرکاب است
اسباب تکامل همه نفی است در اینجا
انگور که چسبد به ضریحِ تو شراب است
تأثیر اگر کرد فغان، لطف تو باقی است
یک تار سر زلف تو تکوین رباب است
آن نامه که سربسته فرستند به کویت
گر پاره کند خادم تو عین جواب است
اندازهی پلکی ز تو دنبال ندارم
ای من به فدای قدمت، این چه شتاب است
تیغی که تو بستی چو به گلزار ببندند
یک غنچه دمیدن، همه جا عالم آب است
شمشیر همان شمّهی شیر است به میدان
جز تو به میان تیغ اگر بست خطا بست
معنی جگر صحبت باشیر ندارد
جز اینکه بگوید به ره دوست تُراب است
#محمد_سهرابی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
@shia_poem
29.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 #مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
💐اگه یکی بگه نرو میخونه
💐تو که نداری جنبهی پیمونه
🎙 #محمود_کریمی
👏 #سرود
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_اشعار_آیینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
جز عشق علی مرا دگر آیین نیست
دینی که در آن علی نباشد دین نیست
چشمی که به دنبال کسی غیر علیست
کور است یقین چشم حقیقت بین نیست
****
تا مهر علی هست به جانم یا رب
فارغ ز جهنم و جنانم یا رب
غیر از در خانه علی خیری نیست
از درگه این شاه مرانم یا رب
#الیاس_کریمی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_اشعار_آیینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#ولادت
شکر خدا غیر از علی دلبر نداریم
ما جز نجف میخانه ای دیگر نداریم
شد رو سیه هر کس که رو بر جز علی زد
پس خوش به حال ما که جز حیدر نداریم
دست زمانه هر چه آرد بر سر ما
دست از علی و بچه هایش بر نداریم
ای اهل عالم تا که جان در پیکر ماست
جانان به غیر از جان پیغمبر نداریم
کوری چشم نحس ها بین عددها
از سیزده اصلا مبارک تر نداریم
شکر خدا که های و هوی ماست حیدر
مانند کعبه آبروی ماست حیدر
باید که باشد در دو عالم بی برابر
پیغمبری که چون علی دارد برادر
اینها که در مدح علی گفتند و گفتیم
حتی نباشد ذره ای از مدح قنبر
مدح علی مرتضی دارد شنیدن
یا از خدا یا فاطمه یا که پیمبر
هر کس که در این چند روز عمر دارد
مولا به جز حیدر ، حرامش شیر مادر
لعنت به هر دین و مرام و مسلکی که
دارد امیرالمومنینی غیر حیدر
شاهی که نامش زینت عرش اله است
با انبیا حتی قیاسش اشتباه است
از قبل این خلقت فقط حق با علی بود
مثل خدا پیدای نا پیدا علی بود
در آن زمانی که نه دنیا بود و نه دین
دنیا و دین حضرت زهرا علی بود
با خط زهرا سر در ِ جنت نوشتند
اینجاست تنها جای هر کس با علی بود
در هر نفس ذکر همه صاحب نفس ها
هو یا علی ، هو یا علی هو یا علی بود
ای کاش در دنیا به جای مولوی ها
گوش همه بر امر مولانا علی بود
مولای قنبر ممکن ِ لا ممکنات است
تنها علی تنها علی راه نجات است
بر منکران حیدر کرار لعنت
بر هر که با مولا ندارد کار لعنت
بر هر کسی که با فلانی و فلانی
در طول این تاریخ گشته یار لعنت
بر هر که با قتل و دروغ و زور و تزویر
شد جانشین احمد مختار لعنت
بر آن مسلمان که نباشد با دل و جان
از دشمنان مرتضی بیزار لعنت
تا که خدا باشد خدا بر هر که دارد
با شیعه حیدر سر ِ آزار لعنت
ما بچه های حضرت دلدل سواریم
چشم انتظار انتقام دوالفقاریم
ما زیر دین رحمت نهج البلاغه
جان ها فدای نعمت نهج البلاغه
ای شیعه در دنیا به دنبال چه هستی
وقتی که داری ثروت نهج البلاغه
داریم دریا باز دنبال سرابیم
عالم بُوَد در حسرت نهج البلاغه
جز دین فروشی چاره ای دیگر ندارد
هر کس نداند قیمت نهج البلاغه
جان علی هر چه در این عالم کشیدیم
باشد فقط از غربت نهج البلاغه
شرمنده ایم از این که روی منبر ما
خالی است جای صحبت نهج البلاغه
آن قدر گل پرپر شده در خاک ایران
گردیم تا ما ملت نهج البلاغه
راه رهایی نهضت نهج البلاغه است
رمز فرج خط به خط نهج البلاغه است
#محمد_حسین_رحیمیان
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_اشعار_آیینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#ولادت
#مدح
#ترجیع_بند
خدا میخواست چشمِ او فقط عینالیقین باشد
خدا میخواست دستِ او فقط حَبلالمَتین باشد
خدا میخواست تیغِ او میانِ کُفر و دین باشد
خدا میخواست نامِ او به نامِ خود قَرین باشد
خدا خود را که مومن خواند *منظورش همین باشد
که میخواهد علی تنها امیرالمومنین باشد
خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت
خدا را شُکر ما را هم به پایِ بوتراب انداخت
"صبا خاکِ وجودِ ما به آن عالیجناب" انداخت
رُطبهای نجف وقتی دهانها را به آب انداخت
ضریح غرقِ انگورش مرا شَطِ شراب انداخت
صُراحی میکشم وقتی شرابش اینچنین باشد
دلم مست است تا ساقی امیرالمومنین باشد
علی منظور از مِیها از این هوهو و هِیهِی ها
علی میجوشد از هر لب لبِ ما یا لبِ نِی ها
علی موسیقیِ باران که میبارد پیاپی ها
فدای شاه راهش که به مژگان میکنم طی ها
سمرقند و بخارا و حجاز و کعبه و رِی ها
علی حق و علی حی و پس از این نقطه چین باشد
فقط وصفِ خدا وصفِ امیرالمومنین باشد
خدا وقتی بهشتی رویِ دامانِ نجف دارد
بهشت از دور رویایِ بیابانِ نجف دارد
چه غم دارد کسی که خُردهای نانِ نجف دارد
که زهرا هم دو چشمش را به ایوانِ نجف دارد
چه کم دارد خدا وقتی که سلطان نجف دارد
خدا را میتوان بینی اگر آئینه این باشد
خدا را شُکر مولایم امیرالمومنین باشد
به حیرت کعبه میبیند شکوهی آسمانی را
ظهورِ نقطهی بسمالله سَبْعالْمَثانِى را
نبی میبوسدش از لب همین جامِ دهانی را
به میدان میرود بیند زمین خانه تکانی را
به تیغ آبدارا و به هر سو سر پَرانی را
همیشه مرکبش دُلدُل برای فتح زین باشد
رمیدنهای لشکر از امیرالمومنین باشد
نه تنها وقت رزمش زَهره هاشان از جگر ریزد
نه تنها وقتِ مِیدانداریَش کوه از کمر ریزد
که از جبریل و عزرائیل حتی کُرک و پَر ریزد
نه تنها پیشِ او صحرایی از تیغ و سپر ریزد
که از تیغ و سپرشلوارهاشان بیشتر ریزد
نمیاُفتیم از پا تا علی حِصنِ حَصین باشد
نمیاُفتیم از پا تا امیرالمومنین باشد
اگر توفیق باشد سر به پای قنبر اندازیم
"فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
بُوَدکان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم"
که از خاکِ نجف خود را به حوضِ کوثر اندازیم
به نامش بشکند هر سَد اگر دیوارِ چین باشد
ولیِ رهبرم وقتی امیرالمومنین باشد
*آیه ۲۳ سوره مبارکه حشر
#حسن_لطفی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
#@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مسمط_مسدس
کیست که در مَدحَش از ، شعر کمر بشکند
کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند
کیست که بازارِ او بَزمِ شکر بشکند
لحظهی تحویل اوست دور قمر بشکند
هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند
آمده خاکِ نجف قیمتِ زر بشکند
حرف غزل را مزن ، بحر مُطَنطَن بخوان
جان رجز را بکش ، شعر مدون بخوان
مدح علی را فقط از لب دشمن بخوان
حیرت مردان ببین وصف تهمتن بخوان
مرکب طفلش بگو مردِ یَل افکن بخوان
شاه به کوی گداش تاج به سر بشکند
بر در حیدرِ بکوب یکسره هِی در بکوب
بر روی این آستان عشق کن و سر بکوب
حلقهی این در بگیر مثل پیمبر بکوب
نام علی را به دل با قلم زر بکوب
بر روی دُر نجف ، حضرت حیدر بکوب
فاطمه گفته است تا چشم نظر بشکند
ضربهی شمشیر کیست بر تن بسیارها
چرخش تیغِ دو دَم کرده تلنبارها
وقت فرار است وای ، آمده کرارها
لشکری از عمرو عاص لشکر سرداها
رفت و بجا مانده است از همه شلوارها
زیر قدمهای او کوه و کمر بشکند
آی جماعت نظر بر درخیبر کنید
ضرب یدالله را خورده و از بر کنید
ضربهی عباس را چند برابر کنید
یاکه همه خویش را بندهی قنبر کنید
یاکه همه در روید مقنعه بر سر کنید
قبل رجز خوانیاش هرچه سپر بشکند
از ازل آوازهاش از همه دوران گذشت
بر لب نوح آمد و نوح زِ طوفان گذشت
گفت علی یوسف و از شب زندان گذشت
کرد توسل به او محنت کنعان گذشت
جان پیمبر شد و آمد و از جان گذشت
دوش نبی رفت تا ، بت به تبر بشکند
گاه نشسته است با میثم خرما فروش
گاه شده چاه کَن برزگری سخت کوش
گاه کشد نیمه شب بارِ یتیمان به دوش
بارِ زنی میکشد طعنهی او هم به گوش
این که فقط با نمک نان جوین کرده نوش
فاطمه از گریهاش وقت سحر بشکند
#حسن_لطفی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
@shia_poem2
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#ولادت
#مربع_ترکیب
روح الامین!به بام حرم رو، اذان بگو
بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو
اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو
لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو:
-کامشب شب ولادت صاحب حرم شده
-بیت الحــرم بــه مقــدم مولا حرم شده
امشب به کعبه فاطمه پروانۀ علیست
دل دور کعبه گردد و دیوانۀ علیست
دست خدا به کعبه روی شانۀ علیست
امشب دل رسول خدا خانۀ علیست
-باور کنید جان به تن کعبه آمده
-باور کنید بتشکـن کعبه آمده
امشب به لوح، نقشِ قلم، ذکر یا علیست
آوای سنگ های حرم ذکر یا علیست
بتهای کعبه را همه دم ذکر یا علیست
امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علیست
-امشب زمین به یمن علی عرش میشود
-امشب فلک ز بـال ملک فرش میشود
ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن
مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن
عید ولایت است؛ ولی را نگاه کن
یا فاطمه جمال علی را نگاه کن
-آیینه از جمال جمیل خدا بگیر
-با چهرۀ علی ز خدا رونما بگیر
مادر!تمام هستی پیغمبر است این
از انبیا به غیر محمّد، سر است این
بر خلق آسمان و زمین رهبر است این
دستش مبند بنت اسد!حیدر است این
-ای دخـت شیــر!بهــر نبـی شیر زادهای
-شیری که هست صاحب شمشیر،زادهای
تو دخت شیری و اسدالله زادهای
بر جمله خلق، رهبر آگاه زادهای
بهر رسول، همدم و همراه زادهای
خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زادهای
-نوزاد تو کز او حرم الله منجلیست
-آیینـۀ تمــام نمـای خـدا، علیست
نقش همیشه زندۀ لوح و قلم علیست
در بین اولیا به دو عالم علم علیست
تصویری از حقیقت حُسن قِدم علیست
سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علیست
-قرآن به وصف اوست که تکمیل میشود
-جــز او چــه کـس معلـم جبریل میشود؟
روز نخست، ارض و سما گفت:یا علی
روح الامین به وقت دعا گفت:یا علی
آدم به موج درد و بلا گفت:یا علی
در جنگها رسول خدا گفت:یا علی
-در ذوالفقــار، زمزمــۀ «لافتــی علــی»ست
-بر روی هرکه مینگرم نقش «یاعلی»ست
ای شهریار کشور جان، یا علی مدد
ای دستگیر خلق جهان، یا علی مدد
ای رهنمای گمشدگان، یا علی مدد
ای ذکر اهل دل به زبان، یا علی مدد
-ما جـان و دل بـه مهـر تو آراستیم و بس
-روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس
مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست
شیرینترین ترانۀ روحم ثنای توست
مُهر حلال زادگی من ولای توست
هرسو که رو نهم حرم با صفای توست
-از لحظهای که پای به دنیا گذاشتم
-دینی به جـز ولای تو مولا نداشتم
گل بینسیم مهر تو پژمرده میشود
دل بیشرار عشق تو افسرده میشود
نام تو با کلام خدا برده میشود
یاد دمت مسیحِ دلِ مرده میشود
-تــو کیستــی؟ امــام تمــام امـامها
-بر حضرتت هماره درود و سلامها
بی مِهر تو قبول صلات و صیام نیست
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست
-این مذهب و عقیده و ایمان «میثم» است
-حتی بهشت، گـر تـو نباشی جهنم است
#استاد_غلامرضا_سازگار
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
@shia_poem2
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#غزل
شگفتا! کرامات ماهی تمام
چه ماهی؟ که خورشید صبح است و شام
چه ماهی؟ که فرزند امّ القری
چه ماهی؟ که لبخند بیت الحرام
چه ماهی؟ چه مردی؟ سلام علیه
چه مردی؟ چه ماهی؟ علیه السّلام
چه حسن شروعی است ماه رجب
چه حسن ختامی است ماه صیام
همه عمر او یک نماز است و بس
سکوتش قعود و خروشش قیام
دم از حق زده دم به دم تیغ او
اگر در مصاف است، اگر در نیام
چه ژرف است! آری؛ چه ژرف و شگرف!
کلامُ الامیرِ امیرُ الکلام
در اوصاف آن حُسن بیخاتمه
رسید این ترنّم به حُسن ختام
به لب دارم این نغمه را دم به دم
به سر دارم این سایه را مستدام
امیری حسینٌ و نعم الامیر
امامی علیٌ و نعم الامام
#سید_محمد_جواد_شرافت
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#غزل
بدون حُبِّ تو مولا ، صراط میلرزد
اگر اشاره کنی ، کائنات می لرزد
اگر نسیم تکانی به گیسویت بدهد
ز پیچ زلف تو راه نجات می لرزد
نبوده گَردِ تَغَیُّر به ذاتِ ثابتِ تو
که پیشِ پایِ تو ، پُشتِ ثبات میلرزد
«شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام»*
بدون حُبّ علی ، مُحکمات میلرزد
چه هیبت است خدایت نهاده در اسمت
که از نوشتنِ نامت ، دوات می لرزد
فقیه و صوفی و زاهد ، تمامْ مست تو اَند
هر آنکه آمده در این بساط می لرزد
ز شوقِ دیدنِ تو ، میلِ رقص پیدا شد
تنم اگر که به وقت ممات میلرزد
#علی_مقدم_عاصی_خراسانی
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_شعر_آئینی
@shia_poem
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#غزل
تا نمایان کرد ابروی کمان خویش را
نذر کردم پای چشمش جسم و جان خویش را
زیر ایوان نجف،با گریه در آغوش او
میشمارم غصه های بیکران خویش را
از کرم پر کرد چندین مرتبه از خمرهاش
تا نشان دادم به ساقی استکان خویش را
خوش به حال آن که پس داده شبیه قنبرش
در وفا داری به مولا امتحان خویش را
مزهی شیرینی نام علی حس میشود
میکشم دور دهانم تا زبان خویش را
مرتضی در لحظهی افطار، بخشید از کرم
بر گدای خانه سهم آب و نان خویش را
یاعلی گفتم،شراب از آسمان بارید و من
باز کردم مثل یک ساغر دهان خویش را
خوش به حال آن یتیمی که کشیده بوتراب
بر سر او دست های مهربان خویش را
#سجاد_روانمرد
#شعر_شیعه
#کانال_تخصصی_اشعار_آیینی
@shia_poem