Meysam Ebrahimi سخاموزیکMeysam Ebrahimi - Negaranetam (128).mp3
زمان:
حجم:
4.2M
🤩بگذار هر ثانیه حالِ تو خوب باشد،
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن، انگار نه انگار!
حالِ خوبِ خودت را
به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن
بیواسطه خوب باش،
بیواسطه شادی کن و بیواسطه بخند…
شک نکن تو که خوب باشی
همه چیز خوب میشود؛
خوبتر از چیزی که فکرش را میکنی…😉
#آهنگ
#حال_خوب
#کافه_کتاب
❤️@reserverCafe❤️
نمیدانم چرا آدمها با یکدیگر حرف نمیزنند؟ چرا هنگام ناراحتی سکوت یا قهر میکنند؟!
باور کنید تمام سوتفاهمها، از همین حرف نزدنها شروع میشود!
به یکدیگر اجازهی حرف زدن بدهیم. بگذاریم مشکلمان را کلمهها حل کنند!
باور کنید هیچ چیز به اندازهی حرف زدن روی قلب و احساس و فکر ما تاثیر ندارد!
کلمهها قدرتی دارند که میتوانند کوههای درون فکر ما را جا به جا کنند و دیوارهای بین ما را از بین ببرند...!
به یکدیگر اجازه حرف زدن بدهید؛ در این روزگار، افسردگی و سکوت فقط ما را از یکدیگر دور میکند!
@reserverCafe
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭐️الهی
✨دلتون شـاد
⭐️شبتون پر از نشاط
✨و قلب مهربونتون
⭐️هميشه تپنده باد
✨شب خوبی
⭐️در ڪنار عزیزانتون داشته باشید
✨شبتون پر امید
─┅┅─═इई 🦋 ईइ═─┅┅─
❥@Psychologiee✨
@reserverCafe✨
@Seniorss✨
❥@Ketabkhaneh_pn✨
هدایت شده از ایتایار
✨چه لطیف است نسیم سحری
و چه زیباست گل افشانی مهر
✨دیدن رقص گل از پنجرهای رو به خدا
میتوان دید ز عمق شب تاریک و سیاه
رویش صبح سپید
✨و در این صبحدم پاک و قشنگ
نفسی تازه کشید
🌸سـلام صبح بخیر
🍃امروزتـون مملو از
🌸شـادی و آرامش و مـهر
🐳@Ketabkhaneh_pn
خدمات دانشجویی 📚
‼️توجه توجه
باسلام خدمت دانشجویان گرامی
انجام کلیه خدمات دانشگاهیبا قیمت مناسب پذیرفته میشود‼️
کارهای خود را باخیالی آسوده به ما بسپارید🤩
⭐️خلاصه نویسی (تایپ،دست نویس)
⭐️ویس کنفرانس
⭐️پاورپوینت ساده و طرح دار
⭐️پی دی اف عکس و متن دار
⭐️ساخت کلیپ
⭐️انشاءنویسی با موضوعات شما
⭐️طرح سوال(تایپ،دست نویس)
⭐️تبدیل ویس و عکس به متن دار
⭐️ارسال تکالیف به ایمیل استاد
⭐️ترجمه عربی ، انگلیسی،
⭐️انتخاب واحد
⭐️طرح انواع سوالات
⭐️انواع تحقییق
⭐️امتحانات دروس عمومی و باقی دروس
⭐️ورد
✅با کمترین قیمت
✅با بهترین کیفیت
✅درکوتاه ترین زمان
جهت سفارش به این آیدی مراجعه کنید سپاس از همراهی شما عزیزان🌸🌸
🆔@Evergreen_82
تصمیم گرفتهام آرام باشم، دقت نکنم، متوقع نباشم، سخت نگیرم، ببخشم، نرنجم، به دل نگیرم، بگذرم، از یادببرم. تصمیم گرفتهام قضاوت نکنم، لبخند بزنم، مهربانی کنم، از کوره در نروم، صبور باشم، جسور باشم و گذرا به همه چیز نگاه کنم.
تصمیم گرفتهام بروم، بدوم، ببینم، بشنوم، بشناسم، سفر کنم، حرف بزنم، انجام بدهم، بیاموزم، تجربه کنم و در حسرت هیچ خواستهای نمانم.
تصمیم گرفتهام برایم مهم نباشد، بیتفاوت باشم، توجهی نکنم، توضیحی ندهم، توضیحی نخواهم، تفسیری نکنم و سر به راه و خوشبین باشم.
تصمیم گرفتهام بعد از این، جهان را رنگیتر و آدمها را مهربانتر و اتفاقات را سطحیتر از آنی ببینم که بخواهند غمگینم کنند.
من آرامم، من میخندم، من میبخشم، من به دل نمیگیرم، من حق میدهم، من قضاوت نمیکنم، من توضیح نمیدهم، من بیش از اندازه فکر نمیکنم، من صبورم، من جسورم، من از رابطهها و اتفاقات و آدمها آسیبی نخواهمدید.
من با آرامش گام بر خواهمداشت،
من با حال خوبتری خواهمزیست.
#دلنوشته
#انگیزشی
#کافه_کتاب
@reserverCafe
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با کسانی که با گیاهان در ارتباط هستند وقت بگذرونید....
چون اونها حساس بودن شمارو خوب درک میکنند🍃🌿🌿
─┅┅─═इई 🦋 ईइ═─┅┅─
#حس_خوب
#کافه_کتاب
❥@reserverCafe❤️
💟 حكايت زيباى وزير و سگها
♦️پادشاهی دستور داد تا چند سگ وحشی تربیت کنند تا هر کسی که از او اشتباهی سر زد را جلوی آنها انداخته تا با درندگی تمام او را بدرند.
روزی یکی از وزرا رأیی داد که موجب پسند پادشاه نبود دستور داد که او را جلوی سگها بیندازند.
وزیر گفت: من ده سال خدمت شما را کردهام و ده روز تا اجرای حکم از شما مهلت میخواهم.
پادشاه گفت: این هم ده روز مهلت.
وزیر رفت پیش نگهبان سگها و گفت: میخواهم به مدت ده روز خدمت این سگها را نمایم.
نگهبان پرسید: از این کار چه فایدهای میبری...؟!
وزیر گفت: به زودی خواهی فهمید.
نگهبان گفت: پس چنین کن.
وزیر شروع به فراهم کردن اسباب راحتی برای سگها کرد و دادن غذا، شستشوی آنها و هر کاری که لازم بود را انجام داد.
ده روز گذشت و وقت اجرای حکم فرا رسید دستور دادند که وزیر را جلوی سگها بیندازند. مطابق دستور عمل شد و خود پادشاه هم نظارهگر ماجرا بود ولی با صحنهی عجیبی روبرو شد.
همهی سگها به پای وزیر افتادند و تکان نمیخوردند...!
پادشاه پرسید: با این سگها چه کردهای...!؟
وزیر پاسخ داد: ده روز خدمت این سگها را کردم فراموش نکردند ولی ده سال خدمت شما را کردم همه را فراموش کردید.
پادشاه سرش را پایین انداخت و دستور به آزادی وزیر داد...
#داستان_کوتاه
#کتابخانه
#کافه_کتاب
@reserverCafe✨