دکتر الهی قمشه ای چه زیبا میگوید
وقتی دعا میکنی،
دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.
دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.
دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.
و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.
و مولانا میگوید :
گر در طلب گوهر کانی، کانی
گر در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی، دانی
هر چیز که در جستن آنی، آنی..
سلام روزتون بخیر و شادی❤️
@Ketabkhaneh_pn
هدایت شده از کانال روانشناسی
گاهی لازم است یکجایی ، یک چیزها و اتفاقات و آدمهایی تمام شوند تا شاهدِ رخ دادنِ اتفاقات خوب و آمدنِ آدمهای خوبتر باشی. نخواه تمامِ فضا و زمان و مکان و آدمها همان باشد و مسیر همان باشد و دیدگاه و تفکرات و رفتارهای تو همان باشد و اتفاقات خوبتری بیفتد و همه چیز به طرز اغراقآمیزی بهتر شود! تو باید بپذیری که معجزهها و اتفاقات خوب، در نتیجهی پذیرش و تغییر، اتفاق میافتند و نمیتوانی در اتاقی بدون دریچه و پنجره و چراغ بنشینی و توقعِ نور داشته باشی!!!
گاهی باید بلند شد، از آسودگی و ثبات دل کند، از حاشیهی امن، بیرون زد، به استقبال ناشناختهها رفت و برای همه چیز آمادهبود و در نهایتِ به جان خریدنِ رنجها و تیرگیها و آسیبها، توقعِ معجزه و گشایش و نور داشت...
⚜#انگیزشی
⚜#روانشناسی
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
࿐⸙🍃🌸🍃⸙࿐
@Psychologiee
@Psychologiee
࿐⸙🍃🌸🍃⸙࿐
❌کپی جایز نیست ❌
.
📕 دختربچه زیرک و خانم معلم
آن روز خانم معلم مادرِ دخترک را خواست.
او به مادر گفت: "متأسفانه باید بگم که دخترتون نیاز به داروهای آرام بخش داره. چون دخترتون بیش فعاله و مشکل حاد تمرکزی داره و اصلا چیزی یاد نمی گیره."
ترس به قلب مادر زد و چشمانش در غم خیس خورد. انگار داشت چنگ می زد به گلوی خودش، اما حرف خانم معلم را قبول کرد.
وقتی همه چیز همان طور شد که معلم خواسته بود، دخترک گفت:
"خجالت می کشم جلوی بچه ها دارو بخورم."
خانم معلم پیشنهاد داد، وقت بیکاری که دختر باید دارو مصرف کند، به بهانه آوردن قهوه ی خانم معلم، به دفترش برود و قرصش را بخورد.
دختر خوشحال شد و قبول کرد.
مدت ها گذشت و سرمای زمستان، تن زرد پاییز را برفی کرد.
خانم معلم دوباره مادر دخترک را خواست. این بار تا جا داشت از دخترک و هوش سرشارش تعریف کرد.
در راه برگشت به خانه، مادر خیلی بالاتر از ابرها سیر می کرد.
لبخندزنان به دخترش گفت:
"چقدر خوبه که نمره هات عالی شده، چطور تونستی تا این حد تغییر کنی؟!"
دختر خندید و گفت:
"مامان من همه چیز رو مدیون خانم معلمم هستم."
_ "چطور؟"
_ "هرروز که براش قهوه می آوردم، قرص رو تو فنجون قهوه اش می انداختم! این جوری رفتار خانم معلم خیلی آروم شد و تونست خوب به ما درس بده!"
خیلی وقت ها، تقصیر را گردن دیگران می اندازیم در حالی که این ما هستیم که نیاز به تغییر داریم. 👌🌼
#داستان_کوتاه
#آموزنده
#کافه_کتاب
╭┈────────「🦋♥️🦋
@reserverCafe
╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄ٖٜ
⍣╭────➺🦋
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی سالِ جدید ،
طعم واقعی خوشبختی رو بچشیمـ ... 🌱🤍
╭┈────────「🦋♥️🦋
@reserverCafe
╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄ٖٜ
⍣╭────➺🦋
✨سلام عصرتون بخیر🤩
✨امیدوارم آخرهفته خوبی داشته باشین😉
✨موضوع امروز کودک درمانی درمورد احساسات کودکان هستش امیدوارم همراهمون باشین ومطالب رودنبال کنین❣
https://eitaa.com/Psychologiee/11533
تو جان می کَنی تا حرمت ها را نگه داری
و دیگرانی کمی آن طرف تر
به سادگی ات می خندند ...
تو را احمق فرض می کنند ،
و در دلشان هزار بار، خدا را شکر می کنند که شبیهِ تو نیستند،
که کلاه سرشان نمی رود،
که خوب بلدند گلیمشان را از آب بیرون بکشند ...
به این ها اهمیت نده ...
این بعضی ها هیچ وقت دلیلِ کوتاه آمدن هایت را نخواهند فهمید ...
تلاشی برای توضیحش نکن ...
همانطور که برای خاک ، نمی توان زلال بودنِ آب را تفسیر کرد ...
تصمیم با توست ... خواستی بازهم حرمت نگه دار ... یا نه!
این به انسانیتِ تو بر می گردد ...!
#دلنوشته
#انگیزشی
#کافه_کتاب
╭┈────────「🦋♥️🦋
@reserverCafe
╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄ٖٜ
⍣╭────➺🦋
به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم. بخاطر تمام روزهایی که گرفت، شکست، تنگ شد، و کاری از دست من بر نیامد …
#دلنوشته
╭┈────────「🦋♥️🦋
@reserverCafe
╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄ٖٜ
⍣╭────➺🦋
قشنگترین و عمیقترین نصیحتی که شنیدم از زبان کارل گوستاو یونگ بود که میگفت:
خودت را بساز تا آدم امنی شوی،
برای روزهایی که نمیشود به کسی پناه برد.
╭┈────────「🦋♥️🦋
@reserverCafe
╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄ٖٜ
⍣╭────➺🦋