eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
669 ویدیو
417 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کانال روانشناسی
‌گاهی لازم است یک‌جایی ، یک چیزها و اتفاقات و آدم‌هایی تمام شوند تا شاهدِ رخ دادنِ اتفاقات خوب و آمدنِ آدم‌های خوب‌تر باشی. نخواه تمامِ فضا و زمان و مکان و آدم‌ها همان باشد و مسیر همان باشد و دیدگاه و تفکرات و رفتارهای تو همان باشد و اتفاقات خوب‌تری بیفتد و همه چیز به طرز اغراق‌آمیزی بهتر شود! تو باید بپذیری که معجزه‌ها و اتفاقات خوب، در نتیجه‌ی پذیرش و تغییر، اتفاق می‌افتند و نمی‌توانی در اتاقی بدون دریچه و پنجره و چراغ بنشینی و توقعِ نور داشته باشی!!! گاهی باید بلند شد، از آسودگی و ثبات دل کند، از حاشیه‌ی امن، بیرون زد، به استقبال ناشناخته‌ها رفت و برای همه چیز آماده‌بود و در نهایتِ به جان خریدنِ رنج‌ها و تیرگی‌ها و آسیب‌ها، توقعِ معجزه و گشایش و نور داشت... ⚜ ࿐⸙🍃🌸🍃⸙࿐ @Psychologiee @Psychologiee ࿐⸙🍃🌸🍃⸙࿐ ❌کپی جایز نیست ❌
. 📕 دختربچه زیرک و خانم معلم آن روز خانم معلم مادرِ دخترک را خواست. او به مادر گفت: "متأسفانه باید بگم که دخترتون نیاز به داروهای آرام بخش داره. چون دخترتون بیش فعاله و مشکل حاد تمرکزی داره و اصلا چیزی یاد نمی گیره." ترس به قلب مادر زد و چشمانش در غم خیس خورد. انگار داشت چنگ می زد به گلوی خودش، اما حرف خانم معلم را قبول کرد. وقتی همه چیز همان طور شد که معلم خواسته بود، دخترک گفت: "خجالت می کشم جلوی بچه ها دارو بخورم." خانم معلم پیشنهاد داد، وقت بیکاری که دختر باید دارو مصرف کند، به بهانه آوردن قهوه ی خانم معلم، به دفترش برود و قرصش را بخورد. دختر خوشحال شد و قبول کرد. مدت ها گذشت و سرمای زمستان، تن زرد پاییز را برفی کرد. خانم معلم دوباره مادر دخترک را خواست. این بار تا جا داشت از دخترک و هوش سرشارش تعریف کرد. در راه برگشت به خانه، مادر خیلی بالاتر از ابرها سیر می کرد. لبخندزنان به دخترش گفت: "چقدر خوبه که نمره هات عالی شده، چطور تونستی تا این حد تغییر کنی؟!" دختر خندید و گفت: "مامان من همه چیز رو مدیون خانم معلمم هستم." _ "چطور؟" _ "هرروز که براش قهوه می آوردم، قرص رو تو فنجون قهوه اش می انداختم! این جوری رفتار خانم معلم خیلی آروم شد و تونست خوب به ما درس بده!" خیلی وقت ها، تقصیر را گردن دیگران می اندازیم در حالی که این ما هستیم که نیاز به تغییر داریم. 👌🌼 ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی سالِ جدید ، طعم واقعی خوشبختی رو بچشیمـ ... 🌱🤍 ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
✨سلام عصرتون بخیر🤩 ✨امیدوارم آخرهفته خوبی داشته باشین😉 ✨موضوع امروز کودک درمانی درمورد احساسات کودکان هستش امیدوارم همراهمون باشین ومطالب رودنبال کنین❣ https://eitaa.com/Psychologiee/11533
‌تو جان می کَنی تا حرمت ها را نگه داری و دیگرانی کمی آن طرف تر به سادگی ات می خندند ... تو را احمق فرض می کنند ، و در دلشان هزار بار، خدا را شکر می کنند که شبیهِ تو نیستند، که کلاه سرشان نمی رود، که خوب بلدند گلیمشان را از آب بیرون بکشند ... به این ها اهمیت نده ... این بعضی ها هیچ وقت دلیلِ کوتاه آمدن هایت را نخواهند فهمید ... تلاشی برای توضیحش نکن ... همانطور که برای خاک ، نمی توان زلال بودنِ آب را تفسیر کرد ... تصمیم با توست ... خواستی بازهم حرمت نگه دار ... یا نه! این به انسانیتِ تو بر می گردد ...! ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
‏ به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم. ‏بخاطر تمام روزهایی که گرفت، شکست، ‏تنگ شد، و کاری از دست من بر نیامد … ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
قشنگ‌ترین و عمیق‌ترین نصیحتی که شنیدم از زبان کارل گوستاو یونگ بود که می‌گفت: ‏خودت را بساز تا آدم امنی شوی، برای روزهایی که نمی‌شود به کسی پناه برد. ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب😉
💟این سوالو بفرس برای رفیقات و ببین چه جوابی بهت میدن؛ بنظرت من چه چیزیو درباره‌ی خودم واقعا نیاز دارم که تغییر بدم؟😉👍