eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
670 ویدیو
418 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
Eitaa | @radio_shabFasl 1.mp3
زمان: حجم: 61.4M
زنان زیرک انگیزشی : شری آرگو » 1 ❤️ارسالی_دوست_عزیز 🌿 ادامه دارد .... ☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆● 🌻@reserverCafe
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻انرژی برای خودت بزار ☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆● 🌻@reserverCafe
روي ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده: «همه عشقی چون رومئو و ژولیت می‌خواهند، بدون آن که بدانند این عشق فقط ۳ روز دوام داشت و جان ۶ نفر را گرفت! لطفاً کتاب بخرید و بخوانید !!» ☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆● 🌻@reserverCafe
آن که بی باده کند جانِ مرا مست کجاست .. ! 🌤@reserverCafe 🌦ظهرتون قشنگ😍
. تو... مگو ترین راز منی! نِگهت میدارم، سخت! نِگهت می دارم، دشوار! نِگهت میدارم، در آغوش! نگاهم کن گاهی... دل خوش می شوم به همین! @reserverCafe
هدایت شده از کارشناسی ارشد
☄این هفته ،هفته ی پرباری داریم😍😍😍 ⚡️نظریه های فروید ⚡️آنافروید ⚡️اریکسون ⚡️اشپیتز ⚡️پیاژه ⚡️ملانی کلاین ⚡️هارتمن ⚡️بالبی ⚡️برونر ⚡️بندورا و.....😍😍 ⚡️همراهمون باشید و مارو به دوستانتون معرفی کنید😊😊 ⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️ 🌒@Seniorss @Seniorss💫 🌒@Seniorss @Seniorss💫
سلام به همگی عصرتون بخیر🤩 طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق باشه🤲 سرسفره افطار به یادمون باشید و مارادعاکنین🙏 🌱امروز به مبحث کودک درمانگر میپردازیم... ممنون ازهمراهی زیباتون💐 https://eitaa.com/Psychologiee/11793
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 📗 مهمانی به نام خدا پیرزن با تقوایی در خواب خدا را دید و به او گفت: خدایا، من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می شوی؟ خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد آمد. پیرزن از خواب بیدار شد، با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند. چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد. پشت در پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست. نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا درآمد. پیرزن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت. نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا درآمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در را باز کرد ولی این بار نیز زن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد. شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید. پیرزن با ناراحتی به خـدا گفت: خدایـا، مگر تو قول نداده بودی که امـروز به دیـدنم مـی آیی؟ خدا جواب داد: بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی! ╭┈────────「🦋♥️🦋          @reserverCafe ╰──────➤ ⃟༺•❥࿐❥᭄‌ٖٜ ⍣╭────➺🦋
هدایت شده از کانال روانشناسی
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی, نگو خدا بامن قهر است, او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف دلت را بشنود, پس حرف دلت را به او بگو… الهی به حق ماه قشنگ ” رمضان” هیچ کدام از آرزوهایت آرزو نماند✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا