خبر خوب اینکه:
هیچ چیز همیشگی نیست؛
خبر بد اینکه:
هیچ چیز همیشگی نیست! :)
🌙شب خوش🍁
#کافه_کتاب
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
هدایت شده از کانال روانشناسی
برای آنهایی که همیشه "قوی" بودهاند:
اجازه دهید گاهی ناتوان باشید.
قدرت واقعی در این است که بتوانید وقتی زمین خوردید، با مهربانی خود را بلند کنید.
نیاز به کمک داشتن، شما را ضعیف نمیکند، شما را انسان میکند.
#انسان_موجود_اجتماعی
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
╭─⚜chanel ┈┈┈┈┈┈•✯✯𝓴𝓽𝓪𝓫𝓴𝓪𝓷 𝓹𝓷
🏛☞@Psychologiee
⚜☞@Seniorss
╰┈•☆༒𝕻𝖘𝖞𝖈𝖍𝖔𝖑𝖔𝖌𝖎𝖊𝖊༒☆
کپی جایز نیست، با لینک فوروارد کنید🫰
هدایت شده از کانال روانشناسی
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥چرا آدم های خوش برخورد بیشتر دچار اضطراب اجتماعی هستند؟
⚜#ویدیو
⚜#روانشناسی
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
╭─⚜chanel ┈┈┈┈┈┈•✯✯𝓴𝓽𝓪𝓫𝓴𝓪𝓷 𝓹𝓷
🏛☞@Psychologiee
⚜☞@Seniorss
╰┈•☆༒𝕻𝖘𝖞𝖈𝖍𝖔𝖑𝖔𝖌𝖎𝖊𝖊༒☆
کپی جایز نیست، با لینک فوروارد کنید🫰
#خردمندی
مجرد شاد و مجرد ماتمزده
یه عده هستن که خیلی ریلکسن. آخرین رابطهشون ممکنه سال پیش بوده باشه، ولی خودشونم دقیق یادشون نیست. تو رابطه باشن حالشون خوبه، ولی نباشن هم زندگیشون، میگذره. دوست و رفیق دارن، سرگرمی دارن، براشون یه شام خوب درست میکنن و فیلم تماشا میکنن. اگه هم یکی باشه که عاشقشن و دوسش هم دارن، حالشون بهتره. ولی اگه نباشه، دنیا بر سرشون خراب نمیشه. میدونن آدمهای خوبی هستن، با یا بدونِ پارتنر.
یه عده دیگه رو میبینیم که انگار دنیاشون آتیش گرفته. از وقتی رابطه آخرشون تموم شده، انگار نفسشون بند اومده. فکر میکنن اگه تا سن ۳۰ یا ۴۰ یا ۵۵ سالگی با یکی تو رابطه نباشن، دیگه تمومه. از تنهایی میترسن، انگار که یه مریضی مُسریه. تو همه برنامههای آشنایی یا اجتماعی عضو میشن و مدام افراد رو چک میکنن. با هرکی که بشه قرار میذارن، مهم نیس طرف چطور آدمیه. فقط میخوان سرشون گرم باشه و تنها نباشن. این حالت اونقدر شدید میشه که بعضی وقتا به فکر خودکشی هم میافتن، چون فکر میکنن تنهایی یعنی "بیعرضه" بودن.
ریشه این دو تا حالا کجاست؟ باید بریم به دوران کودکی!
اون دسته اول، معمولاً توی بچگی حسابی دوست داشته شدن. پدر و مادر یا اطرافیان بهشون اطمینان دادن که ذاتاً آدمهای ارزشمند و کاملی هستن. برای همین حالا هم مجرد بودن یا نبودن، چیزی از ارزششون کم نمیکنه.
ولی دسته دوم، احتمالاً توی بچگی نادیده گرفته شدن یا همیشه احساس "کافی نبودن" رو دریافت کردن. بهشون حس بدی درباره خودشون دادن. برای همین حالا تنهایی براشون مثل یه زنگ خطر میمونه که میگه: "ببین، کسی تو رو دوست نداره. تو مشکل داری."
نتیجهاش چیه؟
خب،دسته اول (مجردهای شاد) همونطور که از اسمشون پیداست، آروم و خوشحالن. ولی دسته دوم (مجردهای ماتمزده) دائم در عذاب و استرسن.
یکی از بهترین نشانههای اینکه یه بچه رو درست بزرگ کردین اینه که اون بچه هیچوقت به خاطر مجرد بودنش احساس شرم و خجالت نکنه. ارزش خودش رو وابسته به داشتن یه پارتنر ندونه. این بزرگترین هدیهایه که میتونین بهش بدین.
پس اگه تو این دسته دومی، بدون که مشکل از "تو" نیست. مشکل از پیامهای غلطیه که سالها پیش توی ذهنت کار گذاشتن. کار سختیه، اما میشه یاد گرفت که خودت رو دوست داشته باشی، با یا بدونِ اینکه کسی کنارت باشه.
#آلن_دوباتن
#کافه_کتاب
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
ای خدای مهربان
امشب جانمان را به آغوشت میسپاریم
تا آرامشی جاودانه در قلبهایمان برویانی
و شادی را همسفر لحظههایمان سازی...
«شبتون سرشار از نور و عشق»
#کافه_کتاب
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
دست، گنجینهی مهر و هنر است:
خواه بر پردهی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهرهی نقش،
خواه بر دندهی چرخ
خواه بر دستهی داس،
خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی!
#فریدون_مشیری
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
.
📕 دعا به سبک یک پیرمرد بیمار!
دختری از کشیش می خواهد به منزلشان بیاید و به همراه پدرش به دعا بپردازد.
وقتی کشیش وارد می شود، می بیند که پیرمردی روی تخت دراز کشیده و یک صندلی خالی نیز کنار تخت وی قرار دارد.
پیرمرد با دیدن کشیش گفت: شما چه کسی هستید و اینجا چه می کنید؟
کشیش خودش را معرفی کرد و گفت: من در اینجا یک صندلی خالی می بینم، گمان کردم منتظر آمدن من هستید.
پیرمرد گفت: بله... صندلی... خواهش می کنم. لطفا در را ببندید.
کشیش با تامل و در حالی که کمی گیج شده بود در را بست.
پیرمرد گفت: مطلبی را که می خواهم به شما بگویم هرگز قبلا به کسی حتی به دخترم هم نگفته ام.
راستش من در تمام زندگیم اهل عبادت و دعا نبودم، تا اینکه 4 سال پیش بهترین دوستم به دیدنم آمد.
وی به من گفت: فکر می کنم دعا یک مکالمه ساده با خداوند است. روی یک صندلی بنشین و یک صندلی خالی هم رو به رویت قرار بده.
با اعتماد فرض کن که خداوند همانند یک شخص بر صندلی نشسته است.
این مسئله خیالی نیست، او وعده داده که "من همیشه با شما هستم." سپس با او صحبت و درددل کن درست به طریقی که هم اکنون با من صحبت می کنی.
من هم چند بار این کار را انجام دادم و آن قدر برایم جالب بود که هر روز چند ساعت این کار را انجام می دهم.
کشیش عمیقا تحت تاثیر داستان پیرمرد قرار گرفت و از او خواهش کرد تا به صحبتهایش ادامه دهد.
پس از آن با همدیگر به دعا پرداختند و بعد کشیش به خانه اش بازگشت.
دو شب بعد، دختر به کشیش تلفن زد و خبر مرگ پدرش را اطلاع داد.
کشیش پس از عرض تسلیت پرسید: آیا او در آرامش مرد؟
دختر جواب داد: بله. وقتی من میخواستم ساعت دو از خانه بیرون بروم، پدرم مرا صدا زد تا پیشش بروم. دست مرا در دست گرفت و بوسید. وقتی نیم ساعت بعد از فروشگاه برگشتم، متوجه شدم که او مرده است.
اما چیز عجیبی در مورد مرگ پدرم وجود دارد. معلوم بود که او قبل از مرگش خم شده بود و سرش را روی صندلی کنار تختش گذاشته بود. شما چه فکر می کنید؟
کشیش در حالی که اشکهایش را پاک می کرد گفت: ای کاش ما هم می توانستیم مثل او از این دنیا برویم. 👌🥀
#داستان_کوتاه
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣