گزارش از جلسه نقد کتاب:
فصلی از تاریخ هزاره ها در افغانستان
مهمان های گلچین شده از نخبگان فرهنگی، علمی، سیاسی و تشکل ها، انجمن ها واحزاب مختلف دعوت شده بود، با وجود هوای گرم در ساعت 3 بعد از ظهر یک روز تابستانی، تقریبا تمام مدعوین دعوت را اجابت کرده بود. چنین حضور پرشکوه در این ساعت وایام نشان از شوق وعلاقه شدید شان به مباحث ومجالسی این چنینی داشت.
این جلسه دو مهمان ویژه داشت که از قم تشریف اورده بودند:
دکتر ضامن علی حبیبی استاد حوزه ودانشگاه و عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان
دکترجواد اصغری استاد حوزه ودانشگاه وعضور شورای تصمیم گیری حزب وحدت اسلامی افغانستان.
جلسه با قرائت قران توسط قاری محترم الحاج حیدری آغاز شد وبا مدیریت مجری توانمندی جناب آقای رضایی ادامه یافت. دکلمه بسیار زیبا در وصف نویسندگی آزاد وبدون وابستگی های سیاسی وحزبی توسط خانم حسنا رضایی قرائت گردید که با تشویق حضار استقبال شد. سپس محرم علی خلیلی مولف کتاب توضیحی مختصری در باره کتاب وضرورت تاریخ نگاری وتالیف این اثر ارائه کرده.
آقای دکتر یعقوبی اولین ناقد، که با دقت کتاب را ارزیابی کرده بود نقد های جدی محتوایی، ساختاری و علمی وارد کردند. بیانگر آن بود که کتاب را به درستی مطالعه کرده، با توجه به اینکه ایشان ارشد علوم سیاسی دارند، از این زاویه نیز نقدهای داشتند.
آقای رضوی مالستانی بعنوان نماینده ستاد آیت الله محسنی در اصفهان دومین ناقد کتاب بود، ایشان با مقدمه طولانی وخارج از موضوع باعث چالش وتنش در جلسه گردید، نقد جدی ایشان روی این مسئله بود که چرا در باره ایت الله محسنی نوشته ند که ایشان نسبت به حزب وحدت بد عهدی کرده، در کتاب آورده شده که ایت الله محسنی ونماینده های ایشان پیمان نامه های مختلف حزب وحدت را امضا کرده وسپس امضا وتعهد خود را نادیده گرفت واز حزب وحدت خارج شد. اما ناقد این بد عهدی را قبول نداشت که نسبت به امضای پیمان نامه های حزب وحدت توسط آقای محسنی مدرکی وجود ندارد.... البته مجری ودکتر اصغری این قضیه را مفصل وبا مصداق توضیح دادند که اقای محسنی ونمایندگانش پیمان نامه های مختلف حزب وحدت را امضا کرده اما بعد به مردم وحزب وحدت وامضا وتعهدش خودش پشت پا زد.
هرچند صحبت های جناب رضوی وچالش ها، قابل پیش بینی بود از این رو باعث ناراحتی دوستان بخصوص نویسنده نگردید.
در این بخش از برنامه دکلمه بسیار زیبا را خانم پیکار دختر خانم خوردسال با صدا وبیان زیبایش، در وصف شهید مزاری به خوانش گرفت. که باعث تشویق حضار گردید.
جناب آقای دکتر اصغری یکی از مهمان ویژه این جلسه، ضمن تجلیل از نویسنده کتاب، در باره دست آوردهای سه ساله حزب وحدت دربامیان صحبت مفصلی داشت. دانشگاه، میدان هوایی، جاده ها، و... از جمله دست آوردهای حزب وحدت بر شمرد. در کل عملکرد سه ساله حزب وحدت در بامیان را مثبت وقابل ستایش ارزیابی کرد.
مهمترین بخش برنامه قسمت پرسش وپاسخ بود که جناب دکتر حبیبی به پرسش ها جواب داد. او در مقدمه صحبت هایش، با توجه تنش پیش آمده در مجلس، حقیقت احزاب را تشریح کرد و گفت: حزب وحدت منحصر به شهید مزاری نبوده و نیست، همانطور که حزب حرکت منحصر به آیت الله محسنی نبود. بلکه متشکل از شخصیت های بزرک علمی است که هر کدام در بالندگی و شکست احزاب نقش خودش را داشته است. با اطلاعات وتسلط که در تاریخ حوادث افغانستان داشت، تحلیل بسیار زیبا از فراز وفرود احزاب ونقش شخصیت ها ارائه کرد.
در پایان برنامه مهندس نیمان نماینده محترم هزاره های اهل سنت در اصفهان صحبت های زیبا وامید وار کننده داشت. او بیداری و بیان واعلان هویت مردم را خود مدیون سخنرانی ها وبیدارگری های شهید مزاری وحزب وحدت دانست.
سخن نهایی:
هنوز در اصفهان احزاب مختلف در یک جمع علمی ننشسته بودند.
هنوز جلسه اینگونه گلچین شده از نخبگان فرهنگی و علمی در اصفهان تشکیل نشده بود.
هنوز نقد با آن مفهوم واقعی اش بین مردم ما نهادینه نشده، نقد را تخریب میدانند. طبیعی حواشی، چالش ها و تنش های خودش را دارد.
برای بعضی ها شنیدن بعض حرفها سخت بود، در حد انفجار قرمز میشد، بعض دیگر به همان میزان خوشحال و احساس غرور می کرد.
خوشحالم و سپاسگزار از همه عزیزان که هوای گرام را به شوق نقد کردن و نقد شنیدن، مسیرهای دور و نزدیک را پیمودند، به جلسه تنوع خاصی بخشیدند.
و....
تهیه کننده خانم خاوری
شستشوی مغزی
شستشوی مغزی چیست؟
گفته میشود که شستشوی مغزی توانایی فرد در تفکر انتقادی یا مستقل را کاهش میدهد، نگرش ها، ارزش ها واعتقادات فرد را تغییر میدهد.
کانال تلگرامی عصر جدید رسانه نوشت: شستشوی مغزی به این معناست که تحت شرایط خاص، فرد ناخودآگاه وادار به تبعیت از اندیشه یا خواستههای افراد دیگر می شود و تغییرات عمدهای در باورها و در نتیجه در رفتارهای او به وجود می آید.
چه کسانی شستشوی مغزی داده شده اند:
مثلا اگر مسلمان باشیم به احکام وارزش های اسلامی اعتقاد داریم. اما کسی که شسشتوی مغزی داده شده ممکن است به ارزش های اسلامی ارزش قائل نباشد. از چیزی تبلیغ ودفاع می کند که برای او خورانده شده. در مغز و روح وروان او تزریق شده.
وطن مثل خانواده، محترم وارزش مند است. تاریخ، فرهنگ وعنعنات ملی قابل احترام است. هر فرد وطن دوست ومستقل از وطن وارزش های فرهنگی وطن خود دفاع می کند. اما کسی که شستشوی مغزی داده شده، به جای ارزش های وطن خود از کسانی دفاع وتبلیغ می کند که او را شستشوی مغزی داده اند.
کسی که شسشوی مغزی داده شده، از خود اراده وتصمیم، شخصیت وهدف مستقل ندارد. شخصیت وهدف او را دیگران برایش تعریف می کند. او مثل یک عروسی کنترلی است، مجبور است طبق میل صاحب عروسک برقصد.
چه کسانی شسشوی مغزی داده می شود:
کسانی که کمبود عاطفه دارند، بنیان خانواده شان سست است، در زندگی خود هدف وبرنامه ندارد. بسیار زود جذب افراد ونهاد ها می شود، با کمترین بها،اختیار خود را دست آنها می دهد. ممکن است بهای شخصیت او، یک برخورد محترمانه، تعارف چای وچاکلت، یا نشاندن در صندلی کناری اربابش باشد. دیگر او از خود اراده وتصمیم وهدف ندارد. منافع شخصی وملی ارباب خود را بر همه چیز مقدم می دارد. برای کشور اربابش، برای عقیده وارمان اربابش تبلیغ می کند. گویا از خود چیزی ندارد.
نکته:
مهاجرین، در همه کشورها، یکی از شکارهای بسیار راحت، ارزان وقابل دسترس، در معرض شستشوی مغزی هستند.
واقعیت هم همین است، امروز نیروهای فرهنگی ومذهبی مهاجر، بی مهابا برای دوست ودشمن تبلیغ می کنند.
اگر قلم، زبان وپول دارای، در راستای منافع ملی، تاریخی وفرهنگی کشور ومردم خود هزینه کن. در زمین دیگران خانه مکن. کار خود کن کار بیگانه مکن.
چاپ دوم.
کتاب: فصلی از تاریخ هزاره ها در افغانستان.
======
مقدمه
وضعیت پرنوسان افغانستان به گونهای پرشتاب و پیچیده است که نه تنها برای تحلیلگران دنیا، بلکه برای مردم این کشور که در متن حوادث است نیز قابل پیشبینی و تحلیل نیست. حوادث مثبت و منفی در تاریخ معاصر این کشور اتفاق افتاده که در سرنوشت مردم تأثیرگذار بوده اما علیرغم نزدیکی زمان آن، دلائل، عوامل، بانیان و قربانیان آن مشخص نیست. همین طور خدمتگذاران و تلاشگران دلسوز و زحمتکشی نیز بودهاند که در پیشرفت جامعه و مردم نقش مؤثر داشته اما در لابلای حوادث بینشان ماندهاند.
از زمان حضور وحاکمیت حزب وحدت اسلامی
افغانستان در بامیان بیست سال گذشت، حوادثی که خودم شاهد بودم و تلخیها و شیرینیهایش را که تجربه کردم، برای جوانان تحصیلکرده ی امروز چیزی شبیه افسانه به نظر میرسد. اینکه این حوادث چگونه رقم خورد و عامل این همه ویرانیها، قربانیها و جنایتها چه كسی بود، هیچ کدام از دانشجویان و دانشآموزان نمیدانند و بسیار دوست دارند که بدانند. در دنیای بیخبری خود، بازار مکاره قضاوتها، محکومیتها، لعن و نفرینها از یک سو و قهرمانسازیها و مدح و ثناخوانیها از سوی دیگر را گرم و گرمتر میکنند. در حالی که هیچ یک از قهرمانسازیها و لعن و نفرینها با واقعیت اجتماعی آن زمان تطابق ندارد. خائن به جای خادم ستوده میشود و خادم به جای خائن مورد لعن و نفرین قرار میگیرد. هیچ منبع معتبر و مکتوبی هم وجود ندارد که قضاوتها و تحلیلات و گفتههای امروزی با آن سنجیده شود.
بیتردید برای انسانهای چند سال بعد که فاصله زمانی بیشتر با حوادث پیدا میکنند قضاوت و شناخت حقایق به مراتب سختتر و پیچیدهتر ازحالا میشود، آنها ناخواسته متعلق به گذشته مبهم و رازآلودی میشوند که ممکن است بسیاری از حقایق وارونه جلوه داده شود.
تمام این پراکندگیهای اطلاعاتی در نبود یک منبع معتبر اتفاق میافتد. نسل جدید کمترین و کوچکترین اطلاعی دربارۀ شخصیتها و حوادث بیست سال قبل ندارد. مهاجرت و دردسرهایش نیز بیتأثیر نیست. مضامین و موضوعات درسی کشورهای مهاجرپذیر به صورت طبیعی درباره تاریخ و شخصیتهای خود آن کشور است. از این رو دانشآموزان و دانشجویان افغانستانی هیچ زمینه و منبعی برای شناخت و آگاهی دربارۀ تاریخ کشور خودش ندارد.
این رسالت قلم بهدستان است که با ثبت و ضبط دقیق حوادث، چراغ راه آیندگان باشند.
سپاس از اساتید، دوستان وعزیزان که در تدوین وجمع آوری مطالب این کتاب از آغاز تا فرجام همکاری کردند.
یاد اوری: دوستان وعزیزان که در چاپ اول کتاب در خواست کرده بودند ونتوانستم خدمت شان بفرستم. یادداشت نکردم. مجددا یاد اوری فرمایند. تا خدمت شان بفرستم. ممنون از همکاری ومهربانی شما
چرا قاسم سلیمانی را کشتند.
در سالروز( 30 آبان) که به عنوان شکست و پایان کار داعش در سوریه اعلام شد این متن را می نویسم.
بسیار از ریشه های فکری افراط گرایان مثل داعش و القاعده وطالبان به غرب بر می گردد، اما غرب در شرایط این ها را ایجاد و یا حمایت کرد که فقط بتواند حریفان خود مثل شوروی سابق را زمین گیر کند. وبرای کشور مثل ایران درد سر ونا امنی درست کند. اما پس از آنکه بنیادگرایان افراطی در خارومیانه تبدیل به یک قدرت شد که می توانیست روزی خود را بی نیاز از غرب بداند، و چه بسا مواضع غرب را هدف قرار دهد، غرب احساس خطر کردند، از این رو، از مبارزه سردار سلیمانی در سوریه با داعش رضایت داشتند هرچند از بیان این موضع با صراحت استنکاف کردند. فقط یک بار، باراک اوباما خطاب به مقامات کشورهای عربی گفت: «شما نمیتوانید مانند ایران جلوی تروریسم بایستید؛ شما یک فرمانده مانند سردار سلیمانی و یک نیرو مثل حزبالله ندارید که با این قدرت در میدان علیه افراط گرایان داعش و القاعده ایستادگی کنند»
اما پس از آنکه تروریسم وداعش در سوریه شکست خورد، امریکا از سردار سلیمانی ترسیده بود، او را تهدید بزرگ علیه مواضع سیاسی ونظامی خود می دانیست. به این باور رسیده بود اگر سردار سلیمان از مبارزه با داعش فراغت پیدا کند، مواضع امریکا را در خاورمیانه مورد حمله قرار می دهد. سردار سلیمانی بارها خطاب به امریکا گفته بود که مرد این میدان ما هستیم. حریف شما ما هستیم. و سخنان تهدید آمیز از این قبیل.
امریکا نمی توانیست آنها را فقط شعار ویا تهدید تو خالی بداند. سردار سلیمانی را نیز بخوبی میشناخت که شخص نترس، جسور، اهل تئوری وعمل هست و تنها اهل تهدید وشعار نیست. لذا تصمیم گرفت قبل از آنکه بتواند کاری علیه مواضع امریکا در منطقه انجام دهد، ترور کردند وبه شهادت رساندند.
روحش شاد ویادش گرامی باد.
نقش تسلیحات نظامی در نظم نوین جهانی
===========
سخنرانی از دکتر سروش گوش میدادم که می گفت دنیا بسوی مهربانی پیش میرود. نظم نوین جهانی عاری از خشونت خواهد بود. با این مثال توضیح می داد که قبلا دندان خراب شده را با آمپول بی حس می کرد، اما آمپول درد دارد. دانشمندان ژل بی حسی را تجویزکردند که قبل از تزریق آمپول، ژل را بمالد تا درد آمپول را احساس نکند وادامه ...
فکر می کردم تئوری ایشان در باره نظم نوین جهانی درست باشد، اما نبود. نظم نوین جهانی را قدرت تسلیحاتی و نظامی تعیین می کند. هرکشوری که مدرن ترین اسلحه که همان کشنده ترین اسلحه است را داشته باشد، او بیشتر در نظم نوین جهانی حرفی برای گفتن دارد.
وهمه کشورها هم در تلاش هستند که در نظم نوین جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد.
از این رو تقریبا تمام کشورها بودجه نظامی خود را چند برابر افزایش داده وهنوز به تناسب تشخیص مصلحت بصورت نامحدود در حال افزایش است.
آمریکا که ۳۶ تا ۴۰٪ اسلحه جهان را صادر می کرد در راس هرم قرار داشت. روسیه با صادرات ۲۲٪ اسلحه جهان در رتبه دوم قرار داشت. اما این دو کشور در اوکراین قفل شده اند. رو در روی هم قرار گرفته و مشغول زور آزمایی تسلیحاتی و نظامی هستند.
در این میان ایران با صادرات و عرضه پهپاد های نظامی کم هزینه و ارزان قیمت، نگاه جهانی را بخود معطوف داشت. در رقابت اولین و دومین قدرت تسلیحاتی جهان معادله نظامی را عوض کرد.
ایران با قدرت پهبادی خود در نظم نوین جهانی حرف جدیدی برای گفتن دارد که هم برای شرق( روسیه، چین، ژاپن و...) و هم برای غرب ( آمریکا و اروپا و...) تازگی دارد...
ایجاد داعش، تقویت اسرائیل به عنوان هاب قدرت شرقی، حزب الله و حماس و... تله های است که برای زمین گیر کردن رقبا چیده شده و تحلیل و تفکیک هرکدام سرجای خودش...
و اما اخلاق در طاقچه بالا خاک میخورد.
#علی_خلیلی