هدایت شده از علی خلیلی
چکیده گفتگو با شبکه سحر- شهر آرا
سوال: ایا دینداری با زندگی امروز منافات دارد؟ُ
جواب دونکته توضیح داده می شود:
اول دیندری. دین ودینداری متفاوت است. دینداری همان برداشت های ما از دین است که می تواند تحت تاثیر عوامل متعدد باشد مثل جغرافیا، قوم، قبیله، سیاست، منافع ملی و... از این جهت دینداران همواره در اختلاف هستند.
اما ماهیت دین یکی است و اختلاف بردار نیست. ان الدین عندالله الاسلام
اما انچه که باعث اختلاف شده است وباعث شده که این شبهه را مطرح که دین با دنیای امروز منافات دارد برداشت های دینی است. دینی است که تحت تاثیر سیاست و قوم وقبیله ومنافع قومی قرار گرفته است
دوم. زندگی امروز؟ منظور از زندگی امروز چیست؟
زندگی در کجای دینا. با چه فرهنگ وجغرافیا وقومیت.
هرکدام روی برداشت های دینی تاثیر دارد.
قطعا دینداری که در دنیای امروز افغانستان حاکم است. برای زندگی در هر جامعه دیگر منافات دارد وقابل تطبیق نیست
اما اگر بر گردیم به اصل ماهیت دین، بدن تفسیر های شخصی. هیچ منافات بازندگی دنیایی امروز ندارد.
چون ماهیت دین اخلاق است. انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.
دین اخلاق محور نه تنها با زندگی دنیایی مدرن منافات ندارد بلکه لازمه آن است.
اخلاق اجتماعی ، اخلاقی فردی اخلاق در خانواده . اخلاق در جامعه . اخلاق در اقتصاد. اخلاق در سیاست. اخلاق علم. ووووو در هر زاویه زندگی انسان که فکر کنید اخلاق ودیندری لازم است. وهرچه که انسان پیشرفت کند. ضرورت اخلاق ودینداری دو چندان می شود.
در دنیای امروز که فضای مجازی مرزها را در نوردیده و تفکرات واندیشه ها مدرن تادل خانه های سنتی مردم رسوخ کرده، اگر منهای اخلاق باشد سنگ روی سنگ بند نمیشه. انچه که باعث می شود در این فضای شناور زندگی ایمن داشت اخلاق ودینداری است.
خلاصه عرض من این است که بین دین وبرداشت های دینی تفکیک کنیم. فرق قائل شویم.
برداشت های دینی مربوط به جامعه خودش و تاریخ وزمان خودش است.
اما دین فرا تاریخی وفرا زمانی است.
در خاتمه
دنیایی مدرن دوتا ویژگی مهم دارد .
اول عقلگرایی است
دومی انتقاد و انتقاد پذیری
دینی میتواند در دنیای مدرن حضور محترمانه داشته باشد که این مقوله را با خود داشته باشد
در باره دانشنامه هزاره
============
قسمت های از دانشنامه را خواندم. وتقریبا بیشتر از نوشته ها ونقد ها ودفاعیه های در این مورد را هم خواندم. غرض از این نوشته نه دفاع از دانشنامه است ونه بیان کاستی های آن.
مسلما دانشنامه نمی تواند بی عیب باشد واصلا هم چون انتظاری اشتباه است.همانطوری که هیچ اثری بی عیب نیست.
آما چیزی که میخواهم عرض کنم بیان عرف متعارف ومتداول مردم ما است. وآن اینکه ما در جامعه خود اهل کار کم داریم ولی اهل نقد وتخریب واتهام واز کاه کوه ساختن خیلی داریم. واهل تشکر بسیار نادر وبقول علما النادر کالمعدوم.
بدون استثنا می توانم بگویم که هیچ کسی نبوده ونیست که درجامعه ما کار کرده باشد، فعال باشد واز گزند اتهامات وتخریب های ناروای زبان ها وقلم ها محفوظ مانده باشد. فرقی نمی کند که در حوزه سیاست، دانش، فرهنگ، و.... در هر حوزه که باشد.
بخاطر همین کسی به راحتی پاپیش نمی گزارد که یکی از هزاران کار بر زمین مانده مردم ما را انجام دهد. بقول خود شان هیچ آفت نرسد گوشه راحتی را .
کسی که به میدان می آید قطعا تمام این زخم ها وجراحت را به جان وتن خریده است ونباید خاطرش مکدر گردد.
استاد مظفری وهمکارانش آب دیده میدان هستند، سال ها کار کرده وکارنامه خوب وقابل دفاع دارند. مزایا وآسیب های کا ر را هم بخوبی می دانستند، با این وجود این کار سنگین، بکر وبی بدیل را روی دست گرفتند. هرچند تعدادی هم در این جمع هستند که به تازگی متوجه شدم که نسبت به مردم ذهن وضمیر پاک ندارد وهمین باعث دلرنجی وآزردگی مضاعف برخی گردیده. اختلاف نظرها و تضادهای فکری طبیعی است که بقول جناب مظفری داروگیرهای امروز از لوله تفنگ به نوک قلم کشیده شده واز عرصه میدان به ساحت فرهنگ آمده است. همانطوری که در آن میدان تلفات ودل آزردگی های داشت در این میدان نیز خواهد داشت.
کاش همه دوستان که نقد کردند، یا تخریب وافترا واتهام بستند، کار دانشنامه را کار خودشان ومردم وتاریخ شان میدانستند که هست، بدون سرو صدا با صداقت، قلم وقدم همت می بستند کاستی ها را جبران می کردند. چون این کار متعلق به خود شما است. دانشنامه اثر تکرار ناپذیر است، وزانت وسلامت هرچه بیشتر دانشنامه آبرو وحرمت جمعی هزاره ها را بدنبال دارد وبالعکس.
در سال روز تولد امام زمان
آیا امام زمان دین جدید می آورد؟
در بسیار از تعبیرات وروایات آمده که امام زمان دین جدید می آورد، اما این کنایه است. در واقع امام زمان دین اصلی وتحریف نشده را به مردم عرضه می کند، مردمی که سال ها با دین تحریف شده، خرافات و آلوده باانواع اغراض سیاسی، قومی، نژادی زندگی کرده اند، دین واقعی وتحریف ناشده را فکر می کنند دین جدید است.
لذا دین داران افراطی با امام زمان که همیشه آرزوی ظهور و ملاقاتش را داشتند، می جنگند، نمی توانند از عقیده خرافاتی وباطل خود دست بردارند.
مهمترین وخطرناک ترین دشمن امام زمان دینداران خرافاتی و دین داری جاهلانه است.
پیامبر اسلام دینداری مسلمانان را با معیار عقل محک می زد. امام صادق از پیامبرنقل می کند، می فرماید. اگر مردی را دیدید که همیشه در حال نماز خواندن وروزه گرفتن است به او ننازید. ببیند عقلش چگونه است. (الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 26) البته در بسیار موارد این قید( کیف عقله) ذکر شده.
هیچ گاه در اسلام معیار مومن بودن وبا تقوا بودن خوب بودن تنها نماز روزه نبوده ونیست.
حالا به هر حال شما بیایید دینداری دنیای امروز مسلمانان را با عقل محک بزنید.
خرافات مشکل جدی دینداری است، مبارزه با خرافات دینی، مبارزه باخود دین نیست. دینداران منطقی ومعقول باشند. موضع گیری بیجا در برابرانتقادات و اصلاح خرافات دینی نداشته باشند.
دینداران افراطی و خرافاتی که امروز برای امنیت، آرامش، پیشرفت وتمدن بشریت مشکل ساز هستند، فردا برای امام زمان نیز مشکل ساز خواهند شد.
علیکم بالتفکر والتامل.
این عکس را در صفحه استاد و دوست خوبم سرکار خانم بیات دیدم.
قبلش مردد بودم که در باره روز معلم مطلبی بنویسم، اگر بنویسم کدم عکس و در باره کدام معلم بنویسم. این عکس را که دیدم، احساس دَین کردم که بعنوان تشکر از این معلم بنویسم.
او را شایسته ترین معلم برای قدردانی یافتم.
معلمی که در ایام کرونا برای شاگرد افغانستانی اش، در پارک کلاس خصوصی گذاشته.
سه نفر را در زندگی هرگز فراموش نکنید.
- کسیکه در سختیها گرفتارت کرد؛
کسیکه در سختیها رهایت کرد و
کسیکه در سختیها یاریات کرد.
مهاجرین افغانستانی در ایران روزهای سختی دارند، کسانی که در این روزها یاری مان کرد را هرگز فراموش نمی کنیم.
در باره خصوصیات اخلاقی و اخلاص این معلم، در صفحه انستاگرام سرکار خانم بیات بیشتر بخوانید.
https://www.instagram.com/zaynab._.bayat
خدا را شکر، یسنا زنده پیدا شد.
===============
در هم تنیدگی یا یگانگی دو فرهنگ
سابقه تاریخی افغانستان و ایران به یگانگی میرسد، با ایحاد خطوط سیاسی و جغرافیایی، از هم جدا شدند، اما در هم تنیدگی آن قابل انکار نیست.
در ماجرای گم شدن یسنا دختر چهار ساله کلاله ی، اخلاق و عاطفه ها جریحه دار شد، بخصوص مادران که ساحت عاطفی قوی تر دارند، بسان مادر یسنا سوگوار و غصه دار شدند.
یکی از مادران افغانستانی، مهاجر، ساکن اصفهان، گویا یسنا دختر واقعی او است. با شنیدن گم شدن یسنا بشدت اشک میریخت و بال بال میزد و برای پیدا شدن و سلامتی او نذر کرد، تا دیروز که یسنای ۴ ساله پیدا شد و در آغوش مادرش بسلامت برگشت، این مادر افغانستانی از شوق و خوشحالی بازهم بسیار گریست.
متقابلا در بیست و چند سال که در ایران بودم، بسیار از خانواده های ایرانی را نیز دیدم که در غصه های ما سوگوار بودند، همدردی و همدلی کردند. هرچند سیاست و جغرافیا بین مردم این دو کشور فاصله ها انداخته، اما انسانیت مرز ندارد.
برای غصه، گریه ها و و نذر کردن این مادر افغانستانی برای دختر ایرانی، هیچ دلخوری و ناراحتی مانع نشد. از سیاست مداران و کارمندان دلی پرخونی دارد. پارسال کارمندان دفتر اتباع، بخاطر یککار بسیار کوچک که بسادگی قابل حل بود، بناحق چنان پیچیده و اذیت کردند، که بارها اشکش جاری شد و ساعت ها گریست، اما در حادثه ی یسنا این ناگواری های نتوانست عاطفه انسانی و مادری او را خاموش کند. به جای مادر یسنا گریست و برای سلامتی او نذر کرد.
دفتر اتباع، دفاتر کفالت و این اواخر سازمان ملی مهاجرت مهمترین وموثر ترین مراکز دوستی و دشمنی دو ملت ایران و افغانستان است. رفتار خوب وبد کارمندان این مراکز ، بدون خدمت اضافی، تنها با اخلاق انسانی و همکاری از مهاجرین و تحصیل کرده، دوستان پایدار و با ثبات برای ایران و ایرانی می سازند، همانطوری که با بدرفتاری از مهاجرین برای دولت خود دشمن میسازند و تمام خدمات و هزینه های چندین ساله ی جمهوری اسلامی را ضایع می کند.
برخی کارمندان دفتر اتباع که من میشناسم؛ مومن، دوراندیش، دلسوز و وطندوست هستند که که احساس مسئولیت می کنند و انصافا بخاطر آینده کشور خود و انسانیت با مهاجرین در محدوده اختیارات وقانون کمک می کند و ثمره آن نیز محسوس است ومهاجرین هم دعاگوی شان هستند، اما برخی دیگر بشدت متعصب، نا کار آمد و بد اخلاق هستندکه نه تنها اشتراکات فرهنگی دو ملت برای شان مهم نیست، بلکه در قبال نظام و دولت و وظایف اخلاقی وانسانی خود نیز احساس مسئولیت نمی کند و همینها باعث شده از مهاجرین داخل و خارج ایران، برای دولت ایران دشمن بسازد.
با تمام این مشکلات و ناگواری ها دو ملت افغانستان و ایران در کنار هم خواهند ماند.
هدایت شده از علی خلیلی
شهادت آیت الله رئیسی رئیس جمهور اسلامی ایران
و دکتر حسین امیر عبداللهیان وزیر خارجه
و هیئت همراه را به رهبری و دولت و ملت شریف ایران تسلیت عرض می کنم.
در گفتگو با شبکه سحر با موضوع تقریب مذاهب اسلامی
چکیده آنچه مطرح شد چند مسئله به عنوان چالش های تقریب بود؛
اول: نفوذ خرافات و بدعت ها در مذاهب:
مذاهب در اصل اختلافات آن چنانی نداشته، در زمان امام صادق و ابوحنیفه که از رهبران و پیشوایان برجسته دو مذهب شیعه و سنی هستند، حد اقل اینکه دشمنی بین مذاهب نبوده و رهبران به همدیگر احترام خاصی داشتند. هرچه از زمان پیشوایان دینی فاصله گرفتیم، اختلافات شیعه و سنی بیشتر شده و این بدین معنی است که چیزهای بر آموزه های مذهبی اضافه شده، از جمله بخش های که دلالت بر توهین به پیشوایان دینی و یا تکفیر پیروان دو مذهب از سوی همدیگر دارند.
دوم علما، روحانیون ومولوی های دو مذهب، بعنوان ورثه انبیا توان مبارزه با خرافات و بدعت ها را ندارد. وبلکه از مهمترین عامل اختلاف دو مذهب هستند. اگر علما به اختلافات فقهی و مذهبی دامن نزنند امت میتوانند باهم برادر وار زندگی کنند.
هرچند علمای شیعه مبنی بر عدم توهین به بزرگان اهل سنت فتوا داده اند. اما مولوی های اهل سنت در قبال تکفیر شیعیان و حتی کشتار بی رحمانه ی شیعیان از سوی وهابیت و داعش ساکت هستند.
============
دل نوشته های سیاسی، فرهنگی واجتماعی علی خلیلی
https://eitaa.com/restlesspen