انتشارات روایت فتح
📗 کمی بیشتر بمان
زندگینامه داستانی شهید مدافع
حرم اکبر شهریاری
📗 کمی بیشتر بمان
✍ الهه آخرتی
📚 چاپ اول
تاریخ شهادت ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
این کتاب مشتمل بر زندگینامه داستانی شهید مدافع حرم «اکبر شهریاری» است. شهید اکبر شهریاری در سال ۱۳۶۳ در محله کیانشهر تهران به دنیا آمد. او از همان دوران نوجوانی با توجه به علاقهای که به بسیج داشت فعالیت خود را در پایگاه مقاومت شروع کرد. تمام دعاهایش ختم به آرزوی شهادت میشد. اکبر، قاری و مداح هیئت پایگاه بود و صوت زیبای قرآنش آغازگر محافل بسیجیان بود. در آن مدت دوبار توفیق زیارت عتبات و عالیات نصیبش شد. اکبر از لحاظ مادی هیچ مشکلی در زندگیاش نداشت، پدرش یکی از بازاریها و تاجران بزرگ کشور بود و اگر میخواست در تهران پیش پدرش بماند میتوانست غرق در امکانات و رفاه باشد. اما دفاع از حرم عمه سادات را انتخاب کرد و در اول بهمنماه سال ۱۳۹۲ در حوالی حرم حضرت زینب (س) به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش در قطعه ۲۶ بهشت زهرا آرام گرفت.
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
📗 «نی بیصدا»
زندگینامه شهید محمدجواد قربانی
✍ زهرا سلحشور
📖 صفحه ۲۸۰
ناشر:روایت فتح
شهادت دوازدهم فروردین ۱۳۶۵
شهید قربانی در منطقه آبکوه مشهد به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، دامدار بود و مادرش منصوره نام داشت. دانشجوی رشته پزشکی بود به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دوازدهم فروردین ۱۳۶۵، با اصابت گلوله کالیبر ۵۰ به ناحیه شکم به شهادت رسید. پیکر او هنوز به خاک وطن برنگشته است و مزارش در بهشت رضا مشهد خالی است.
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
#معرفی_کتاب
❌تجمع ممنوع⛔️
✍نویسنده: مسعود زین العابدین
🗂ناشر: روایت فتح
📎کتاب تجمع ممنوع به روایت زندگی نوجوان 14 ساله تبریزی «محمدعلی ملتجائی فرید » می پردازد که عزم جبهه می کند و در دومین اعزام خود و در عملیات مطلع الفجر پس از چندین روز محاصره، به اسارت گرفته می شود. وی در زمان اسارت مجروح می شود و در اثر عدم رسیدگی، پای چپش قطع می شود. این کتاب در چندین فصل متمادی توانسته است جلوه هایی از وقایع اتفاق افتاده و سبک زندگی اسیران ایرانی را در اردوگاه های العنبر، موصل 1، موصل 2 و موصل 3 به تصویر بکشد
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
کتاب «مادر انقلاب»
شامل خاطرات مرحومه مرضیه حدیدچی (دباغ)
چاپ: ۱۴۰۳
صفحه: ۱۶۸
ناشر:روایت فتح
بهقلم: مونا اسکندری
این کتاب شامل مصاحبههایی از بانوی مجاهد، مرحومه مرضیه حدیدچی (دباغ) است که طبق خواسته وی به خلاف کتابهای پیشین، فارغ از توصیف و حاشیه، کوتاه و جوانپسند تهیه شده است.
همراه همسرش پیشگام و عضو حزب موتلفه بازار بود و همین امر باعث شد پا در راه مبارزه بگذارد و از پخش اعلامیه شروع کند.
اما کار مبارزه مرضیه دباغ به همین جا ختم نشد و ضمن سخنرانی و تدریس در مجالس مختلف و همکاری با گروههای مختلف مبارزاتی و… تبدیل به سوژه مهم ساواک شد. تا آنجا که برای گرفتن اطلاعات زیر شکنجههای سخت دورهدیدگان ساواک، دختر شانزده سالهاش را مقابلش شکنجه کردند تا اعتراف کند. اما ایناتفاق نیافتاد.
مرضیه حدیدچی پس از فرار از ایران با پاسپورت جعلی به لندن و سپس به سوریه و لبنان رفت و آموزشهای چریکی و جنگهای نامنظم را فراگرفت و همراه با دکتر مصطفی چمران و امام موسی صدر مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی را در پیش گرفت. او در کنار مبارزات سیاسی مثل شرکت در اعتصاب غذای کلیسای سن ماری و… به عنوان محافظ بیت امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو (فرانسه) انتخاب شد و پس از پیروزی انقلاب مسئولیتهای متفاوتی را بر عهده گرفت؛ از فرماندهی سپاه همدان تا نمایندگی مجلس و....
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
کتاب فصل رسیدن
«زندگینامه داستانی شهید مدافع حرم هادی طارمی»
✍به قلم: الهه آخرتی
چاپ: ۱۴۰۱
صفحه: ۱۹۷
📄کتاب«فصل رسیدن» داستان زندگی شهید هادی طارمی محافظ حاج قاسم سلیمانی می باشد.
✅شهید هادی طارمی سالها در تیم حفاظتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی حضور داشت. این شهید در آستانه ۴۰ سالگی به همراه چند نفر دیگر از جمله سردار قاسم سلیمانی، سردار سرتیپ پاسدار حسین پورجعفری، سرهنگ پاسدار شهرود مظفرینیا، سروان پاسدار وحید زمانینیا و ابومهدی المهندس معاون حشدالشعبی و تنی چند از اعضای حشدالشعبی در حمله تروریستی آمریکا به کاروان حشدالشعبی در بغداد در بامداد ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ به شهادت رسید.
📖برشی از کتاب
هادی ناگزیر به رفتن با سردار بود. طی آن سالها رفته رفته در وجود حاج قاسم ذوب و به جایی رسیده بود که جانش به جان او گره خورده و توان دورماندن از ایشان رانداشت. اگر میماند و روزگار بعد از جنایت امریکاییها در فرودگاه بغداد را درک میکرد. اگر بود و ابدان اربا اربا و ماشینهای درهم کوبیده شده را میدید و اگر زنده بود و میشنید عنوان شهید در کنار نام حاج قاسم سلیمانی نشسته است هر لحظه از اندوه قالب تهی میکرد و
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
کتاب : لبخند ماه
خاطرات داستانی شهید مدافع حرم الیاس چگینی
به قلم : محسغن نجفی
چاپ: چاپ سوم ۱۴۰۲
صفحه: ۲۱۸
جوانی خندهرو، بذلهگو، شوخطبع، پرهیجان، پرهیاهو و در عین حال صاف و زلال که شوخیها و شلوغکاریهایش تمامی ندارد، به طوری که از این ویژگی پر رنگ او، از در و همسایه و دوست و رفیق تا معلم و پدر و مادر و همسر بیبهره نمیمانند. بعد از خدمت سربازی وارد سپاه میشود و در چرخشی شگفتآور، دیگر آن آدم سابق در چشم همگان نیست. سربهزیر، متین، موقر و کمحرف میشود و برای دفاع از حرم و حریم بیبی زینب بیتاب.
📘برشی از کتاب:
بعد از نماز به خانه رسول میرود. محمدمهدی با خنده میگوید: «عموالیاس! سوریه نرو. امیرآباد نو شهید نداره. بری، شهید میشی ها. اولین شهید روستا هم میشی.» الیاس حرف محمدمهدی را با تبسمی تأیید میکند. میداند که محمدمهدی دارد شوخی میکند، اما ربابه خانم، همسر رسول، از او میپرسد: «الیاس، اگه ازت بخوایم سوریه نری چی، بازم میری؟»
- سوریه نرم؟! حالا من میپرسم؛ اگه از در خونۀ شما بیرون برم و تصادف کنم و بمیرم بهتره یا برم شهید بشم؟
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
📗 تور تورنتو
✍ محمد علی جعفری
صفحه: ۱۴۱
✨همزمان با ۱۸ دی ماه سالروز سانحه دلخراش هواپیمای اوکراینی کتاب تورتورنتو به چاپ دهم رسید.
📚کتاب تور تورنتو، روایتی از زندگی دانشجوی شهید «امیرحسین قربانی» یکی از شهدای حادثه دلخراش هواپیمای اوکراین است.
📄در این کتاب عاشقانههای یک روز یک خانواده ایرانی روایت شده است؛ دل دادنها و دل بردنها از فرزندی که بعد از تیکآف هواپیمای 752 به آغوششان باز نگشت.
کتاب «تور تورنتو» یک اثر متفاوت در حوزه ادبیات شفاهی است. در دی ماه ۱۳۹۸ چندین حادثه ناگوار روزگار را بر مردم ایران تلخ و سیاه نمود. از جمله این وقایع میتوان به حادثه هواپیمای اوکراینی اشاره کرد که بر اثر اشتباه نیروهای خودی یک فروند هواپیمای مسافربری با شلیک موشک سقوط کرد. از جمله شهدای این سانحه ((شهید امیرحسین قربانی)) دانشجوی دانشگاه مانیتوبا کانادا بود. او اهل یزد و در خانوادهای مذهبی بزرگ شده بود. پدر او از رزمندگان دوران دفاع مقدس و از آزادگان ایرانی است. پس از این حادثه تلخ بسیاری از بازماندگان این شهدا از حاکمیت و کشور دل چرکین گشتند. اما این خانواده با وجود از دست دادن جگرگوشه خود از باورها و اعتقاد خود به انقلاب اسلامی دست نکشیدند و بر این مصیبت صبر نمودند.
این کتاب به روایت پدر شهید نقل شده و در ضمن مرور آخرین روزهای زندگی این شهید، وقایع
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
۲۲ دیماه
همزمان با سالروز شهادت اولین شهید هسته ای، کتاب شهید مسعود علیمحمدی منتشر شد.
استاد تمام
«شهید مسعود علیمحمدی دانشمند هسته ای به روایت همسر»
✍به قلم: لعیا رزاق زاده
📄معرفی
«استاد تمام» روایت دلنشینی از زندگی منصوره و مسعود دانشمند هسته ای است که صبر، شادی، ازخودگذشتگی، اشک،علم و اقتدار را در هم آمیخته است.
این کتاب منبع خوبی برای پی بردن به زندگی سخت و خانوادگی یک دانشمند هسته ای است. زندگی که در سایهٔ تهدید شوم دشمنان الگوی مناسبی از صبر و تلاش برای جوانان خواهد شد.
🔗برشی از کتاب
شیشه ها شکست. سرم سوت کشید. گیج شدم. ترسیدم. فکر کردم زلزله آمده که شیشه ها شکسته اند و رویم می ریزند. با صدای جیغ الهام به خودم آمدم. زبانم بند آمده بود. الهام دوید و آمد پیشم.داد زدم:«الهام، بابات...»
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
📗مجموعه کتاب ((یادگاران))
جلد پانزدهم "یادگاران عمو حسن"
شهید حسن امیری
تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۲۳ عملیات کربلای ۴ شلمچه
کتاب عمو حسن، روایاتی از زندگی و رشادتهای شهید بزرگ دفاع مقدس، حسن امیری است.
اگر یادی از پیرمردهای جبهه و جنگ و هشت سال دفاع مقدس شود؛ قطعا یکی از نامهای مورد توجه، شهید حسن امیری است؛ شهیدی که آنقدر مورد علاقه رزمندگان بود که وی را «عمو حسن» صدا میزدند و میگفتند، جبهه آنجاست که عمو حسن آنجاست.
عمو حسن متولد سال ۱۲۹۵ بود، جنگ که آغاز شد، زندگی و دکّه اش را رها کرد و به جبهه شتافت. هرچه به او میگفتند در پشت جبهه بمان و خدمت کن، میگفت:«من خودم صد تا جوان را حریفم؛ چرا بمانم پشت جبهه؟!» او حتی در صبحگاهها به شکل فعالی حضور مییافت و در دوهای صبحگاهی، حتی بیشتر از جوانان، گِرداگرد پادگان دوکوهه میدوید
سرانجام در عملیات کربلای چهار و در شلمچه، محاسن عمو حسن به خون پاکش خضاب شد تا روزهای پایانی دی ماه سال ۱۳۶۵، به عنوان هفتادمین سال زندگی عمو حسن امیری، شاهد شهادت او باشد؛ رحمتالله علیه
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
📗 مجموعه «یادگاران» ۵
مشتمل بر خاطراتی از شهید عبدالله
میثمی
📚 چاپ پنجم
📖 صفحه ۱۱۲
شهادت
۱۲ بهمن ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵
سال ۱۳۳۴ در شهر اصفهان متولد شد. تولد او مصادف با شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) بود. پدرش برای نامگذاری او به قرآن تفأل کرد، نام او را «عبدالله» گذاشتند.از نوجوانی شور و علاقه خاصی به مسائل مذهبی و ترویج و تبلیغ علوم دینی داشت و شاید همین انگیزه او را در مسیر فراگیری دروس حوزوی و ورود به قبلیه روحانیت و طلبگی قرار داد
شیخ عبدالله میثمی در نهم خرداد ۱۳۳۴خورشیدی در اصفهان دیده به جهان گشود.ایشان تا پایان دوره کارشناسی در رشته علوم و فنون نظامی درس خواند.
شهید میثمی در شب دوم عملیات کربلای ۵ به دوستان گفته بود: «من در این عملیات اجر خود را از خدا میگیرم» و بالاخره او به آرزوی خود رسید.
مریم شکوهنده همسر شهید عبدالله میثمی میگوید: یک روز صبح بعد از نماز صبح و خواندن زیارت حضرت زهرا(س) وقتی میخواست برود، حسین پسرم گریه میکرد. عبدالله او را برد بیرون و برایش چیزی خرید و آرامش کرد. من گریهام گرفت و گفتم؛ تا کی ما باید این وضع رو داشته باشیم؟ گفت؛ تا حالا صبر کردی، باز هم صبر کن، درست میشه. گفتم؛ من میدونم، شما برای شهادت زیاد دعا میکنی، اگه منو دوست داری، دعا کن با هم شهید بشیم، از شما که کم نمیشه. گفت؛ دنیا حالا حالاها با تو کار داره. گفتم؛ بعداز شما سخت میگذرد. گفت؛ دنیا زندان مومن است.
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
اینک شوکران ۶
شهید حسین شایسته فر
تاریخ شهادت ۱۳۸۴/۱۲/۱۱
به روایت راضیه بوباش همسر شهید
✍ عالیه سادات حسینی
📚 چاپ چهارم
📖 صفحه ۸۸
در این کتاب خاطرات همسر شهید حسین شایسته فر، از زندگی مشترک و دوران باهم بودن آمده است. حسین شاسته فر در سال ۱۳۳۲ به دنیا آمد که در عملیات فتح المبین مجروح شد و در نهایت در سال ۱۳۸۴ به شهادت رسید. در کتاب حاضر، پای صحبت های همسر صبور و فداکارش، خانم راضیه بوباش می نشینیم.
قسمتی از کتاب:
دلم می خواست یک روز بچه ها را بردارم و بروم بیمارستان.بروم پیش دکترهایی که می گفتند
این آقا هیچ وقت نمی تواند بچه دار شود.
زهرا و زینب و محمدحسین را نشانشان بدهم و بگویم
وقتی خدا بخواهد همه چیز شدنی است.
چه شب هایی که می دیدم حسین مثل بچه ها اشک می ریزد و توی دعاهایش از خدا بچه می خواهد. جز برای عزای امام حسین هیچ وقت گریه اش را ندیده بودم. می گفتم حسین بچه شدی؟ چرا این جور گریه می کنی؟ می گفت من فقط از خدا همین را می خواهم. یک پسر به ما بدهد که بعدها عصای دستت باشد. کارهایی که من نتوانستم برایت انجام دهم ، او بکند.خودم هم دلم می خواست از حسین بچه داشته باشم . حاضر بودم سختی هایش را به جان بخرم؛ ولی صدای اولاد این مرد در خانه بپیچد.
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
جلد دوم از مجموعه یادگاران
مشتمل بر خاطراتی کوتاه از
شهید محمد ابراهیم همت
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۱۷
جزیره مجنون عملیات خیبر
✍ مریم برادران
📚 چاپ نهم
📖 صفحه ۱۰۱
«یادگاران» عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شده، برای آن ها که آن سال ها را ندیده اند نشان بدهد. این مجموعه راهی است به سرزمینی نسبتا بکر میان تاریخ و ادبیات، میان واقعه ها و بازگفته ها. خواندنشان تنها یادآوری است، یادآوری این نکته که آن مردها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.
قصه همت بعضی صفحاتش مثل قصه خیلی های دیگر است و بعضی هایش فقط مال خود اوست. او هم قصه به دنیا آمدنش هرچه بود، مثل همه ما، وقتی آمد گریست. بچگی کرد. مدرسه رفت. حتی گاهی از معلمش کتک خورد و گاهی به دوستانش پس گردنی زد. بعضی تابستان ها کار کرد. دوستداشت داروسازی بخواند، ولی در کنکور قبول نشد. بعد دانش سرا رفت و معلمی کرد. او هم قهر و همعشق، هردو را داشت. خندید و خنداند و زندگی کرد و همراه شد و در آخر رفت و گریاند.
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان