موقع برگشت توی اتوبوس جا نبود جلو در نشستیم بعد ایستگاه که ایست میکرد پا میشدیم ملت رد شن یکی هی ایرانو هل میداد ایران اخر مجبور شد پیاده شه تا رد شه ایستگاه بعد یه خانومه هی منو هل میداد میگفت بروو برو جلو راهی بروووو منم اعصابم خورد شد گفتم ای بابا هی یکم صبر داشته باشش میای میدون مرگ بر اسرائیل میگی از اسرائیل بد تره رفتارت ایران هی میگفت اروم باش اروم باش بعد اخرش صورتشو اونور کرده بود میگفت من با این نیستم مامانم اونو داشت محو میشد 🤣
الان مادرای شهدا میناب قطارشون رسید شاهرود ما هم رفتیم استقبال راهآهن
براشون گل بردیم وای انقدر مهربون بودن یکیشون رو بغل کردم انقدر محکم بغل کرده بود که تمام خستگی شب بیداری از تنم در رفت..
ریحان؛
الان مادرای شهدا میناب قطارشون رسید شاهرود ما هم رفتیم استقبال راهآهن براشون گل بردیم وای انقدر مه
وای فکر میکرد من جزو خانواده شهدای مینابم بهم تسلیت میگفتن😭
ساعت ۹ امتحان هندسه دارم و تنها چیزی که از هندسه میدونم مربع و دایرست که اونم شک دارم 😂