اول رفتیم میدون جشن عقد بود من دست میزدم خانوما همراهی نمیکردن یهو داد زدم خانوما دست
بعدد با بچه ها یه عالمه کِل کشیدیم و با مداحی دست زدیم 😂
دیگه اومدیم سمت اتوبوس که برگردیم اتوبوس شلوغغغغ دیدم نن اینا اصن تکون نمیخورن یهو داد زدم خانوما برید عقب اینجا جا نیستتت خانوماااا رو صندلیا سه نفره بشینید اتوبوس جا ندارهههه بعد یهو اتوبوس خلوت شد همه یه وری خودشونو جا دادن من جلو پا دوتا پیرزن شهرک واستادم خدا شاهده یکم دیگه مسیر ادامه داشت از رازای کل محل خبر دار میشدم 😂
بعدش با ایران رفتیم گلزار
البته کللل امشب من هر حرکتی میکردم ایران یا شالمو درست میکرد یا یه طرفی محو میشد
ریحان؛
اول رفتیم میدون جشن عقد بود من دست میزدم خانوما همراهی نمیکردن یهو داد زدم خانوما دست بعدد با بچه ه
اضطراب اجتماعی ریحان در این هفتاد و هشت شب 🚮
ریحان؛
تا الان داشتم کارای دانشگاه رو انجام میدادم این ترم رو میخونم ترم بعد فقط انصراف انصراف انصراف
کارای دانشگاهو من هم اگه بکشم انجام بدم جیبم دیگه نمیکشه خیلی خرج داره😬