eitaa logo
رضا یزدانی
803 دنبال‌کننده
56 عکس
71 ویدیو
0 فایل
آثار: 🔺️مجموعه شعر حاشا| نشر شهرستان ادب 🔺️حجره شماره دو | نشر سوره مهر 🔺️ابوالفضل مرگ‌برشاه | نشرراه‌یار 🔗اینستاگرام:www.instagram.com/rezayazdaanii 🔗روبیکا:https://rubika.ir/rezayazdaanii https://ble.ir/rezayazdaanii :بله🔗 ارتباط: @Rezaayar
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷[تفاوت]🇮🇷 می‌رسد کنون حرف‌هایمان به مرزهای دوردستِ این جهان می‌رسد کنون دست‌هایمان به آسمان ما که پیش از این حرف‌هایمان مچاله می‌شدند بر زبانمان ما که پیش از این دست‌هایمان نمی‌رسید تا دهانمان  [سالگردِ انقلاب عزیزمان مبارک] @rezayazdaanii
MiladImamAli1400[03].mp3
5.47M
🎙سرود: حیدر امیرالمومنین دل ماست وقتی، می‌گیره ذوالفقار، میدون، کابوس دشمنه وقتی، از میسره میاد، دشمن، میره به میمنه وقتی، حرف از شجاعته، حیدر می‌جنگه یک تنه وقتی، حرف از صلابته، دربِ، خیبر رو می‌‌کنه وای از غضبش، خم ابروشو ببین توو معرکه‌ها، دم هوهوشو ببین مرحب نتونست، حریف مولا بشه جانم به علی، زور بازوشو ببین مرحبا به غیرتش، جان آقا علی علی مرحبا به هیبتش، جان آقا علی علی درخورِ غریبه نیست، جامه‌ی امامتش «جان آقا علی علی، یا امیرالمومنین» متن کامل شعر با نوای: شاعر: @rezayazdaanii
💠[شامِ جسارت]💠 غزل-قصیده‌ای تقدیم به بانو زینب کبری (ع) ناگهان دیدم خودم را در میان ازدحامی: [-دست هایم را چرا می‌بندی آخر مرد شامی؟ من چه کردم غیر از این که سال‌ها خم کرده‌ام سر پیش پای هر امیری پیش پای هر امامی؟ گوشه‌ای از مسجدی سرگرم با راز و نیازم سهم من از دین همین باشد: صلاتی و صیامی] ... ناگهان دیدم که مردم؛ مردم شامِ جسارت روی ما -با کینه- آتش ریختند از پشتِ بامی خواستم‌ آنجا بگویم نیستم با این اسیران تا کسی شاید به من می‌داد آبی و طعامی بی‌هوا افتاد چشمم بر سری که روی نی بود تشنه بودم ؛ زیر لب گفتم به لبهایش سلامی گفت: [ای مرد عجم اهل کجایی؟ آشنایی؟ با حسین بن علی یا با یزیدی؟ با کدامی؟] نه... نگفتم سالها سینه‌زن داغ تو بودم تا مبادا بیش از این بر من‌ بسازند اتهامی راستش ترسیده بودم تا مبادا بین آن قوم از حسین آورده باشم من -زبانم لال- نامی آن طرف دیدم زنی را می گذشت آرام آرام از همه بیراهه ها از راه‌های نا تمامی گفتم این زن‌ها و دخترها که‌اند؟ اهل کجایند؟ از چه بر این‌ها ندارید -آی مردم- احترامی؟ کاری از من برنمی‌آمد نشستم گریه کردم تا مگر اشکم‌ شود بر زخم آنها التیامی رفتم آن سوتر؛ میان مجلسی دیدم که شاهی چوب می‌زد بر لبی و جام را می زد به جامی تا زنی برخاست از بین زنان و ریخت برهم کاخ را؛ با آنچنان شور و شکوه و احتشامی ناگهان دیدم غزل برّنده شد همچون قصیده تا بفرماید عقیله از هر آن داغی که دیده: [ آی مردم!  ما چنانچون بندگان ترک و کابل آمدیم از کوچه های شهرتان نفرین شنیده خیر از دنیا نبینید ای که دنیا نیز هرگز از شمایان شامیان شوم دل، خیری ندیده ای یزید بن هوس! آی از تبار بی تباران شام تو دیگر نبیند بعد از این شبها سپیده زاده‌ی آن مردمی که جد من آزادشان کرد! کار دنیا را ببین! ما را به بند تو کشیده کیستم من کیستم من؟ دختر فرزند کعبه کیستم من؟ زاده‌ی آن مادر قامت خمیده کیستم من؟ خانه زاد این سر بر نیزه رفته تا که فریاد رسایی باشم از حلقی بریده اینک اما حق مرا در بند می خواهد ببیند راضیم! تا هر چه او بر این زن تنها گزیده] ... چشم را بستم؛ گشودم؛ در حرم دیدم خودم را وه عجب کرب و بلایی وه عجب بیت الحرامی چشم من افتاد بر سربازی افغانی در آن بین گفت: تو اهل کجایی؟ از عراقی یا که شامی؟ گفت: اینجاییم تا که زینبیه غم نبیند تا نیفتد این حرم در دست آن قوم حرامی ناگهان دیدم سری از نیزه می بیند مرا باز راه می انداخت کاش آن چشم ها در من قیامی کاشکی در این حرم من هم مدافع می شدم آه چون شهیدان می شدم سرشار از فیض مدامی می شد از پیکر، سر من هم جدا در قتلگاهی روی نی می رفت آخر چون شهید تشنه‌کامی @rezayazdaanii
💠[تشکّر]💠 تشکّر می‌کنم از خنده‌های مثل رویایت سپاس از آن دو چشم از آن دو تا آهوی زیبایت کمال قدردانی دارم از مویت که می‌ریزد شبیه آبشاری مهربان زیر قدم‌هایت من از آیینه ممنونم برای انعکاس تو که آن بی‌چشم‌‌‌ و رو هم خیره مانده در تماشایت! تو لب وا می‌کنی و من پر از حسرت: چه می‌شد آه که حرفی بودم و رد می‌شدم از نازکِ نایت؟ جهان جای تعجب نیست! اما تو تعجب کن تعجب کن! که بی تابم برای گفتنِ "وای"ت ببخشیدم اگر در بند تن ماندم؛ ببخشیدم! که روحم را پریشان کرده فعلا جسم زیبایت! @rezayazdaanii
هدایت شده از رضا یزدانی
یاد باد آنکه سرِ دار به آواز بلند گفت: جمهوری اسلامی ایران حرم است... @rezayazdaanii
ShahadatImamKazem1393[05].mp3
8.59M
[باب‌المرادِ عالم] نوحه‌ی شهادت امام موسی کاظم 🎙با نوای [باب المراد عالم، به روی، دوش غلامان تشییع پیکر تو، کجا و، آن شاه عطشان!‏ ] متن کامل شعر شاعر: 🔗کانال رضا یزدانی 📍@rezayazdaanii
🕯[سه بار نامِ حسین بردن]🕯 ۲۸ رجب؛ سالروز خروج سیدالشهدا(ع) از مدینه دعای هر خسته یا حسین است، سلام هر تشنه بر حسین است قسم به تقدیر و مشیت حق، قضا حسین و قدر حسین است خبر رسید از مدینه انگار، کسی می‌آید که بی‌پناه است به راویان جهان بگویید: هنوز هم آن خبر حسین است خبر سری شد به نیزه رفته، سری است زخمیِ سنگباران سری است در بزم می‌گساران، سری است در تشتِ زر! حسین است مزن به لب‌های ناتوانش، مزن به قلب عقیله آتش مزن مزن چوب بی مروت! خبر نداری مگر حسین است؟ سه بار نام حسین بردن، سه بار جان دادن است و مردن خوشا نباشم خوشا بمیرم، دلیل مرگم اگر حسین است اگر به بالین من بیاید، شبی که جان می‌دهم بیاید چقدر زیباست جان سپردن، که آه هر محتضر حسین است 📍@rezayazdaanii
4_6042112472494640704.mp3
6.94M
🎙تقدیم به امام‌حسینی‌های لوطی مسلک با نوای: [چشمی توو عالم شبیه اون چشمای مستش نیومده توو کل دنیا برو بگرد سلطان رو دستش نیومده ما زنده‌ایم تا به خاطرت پای علم زندگی کنیم خیلی کوچیکیم ولی بذار با اسم تو گُندگی کنیم] شاعر: 🔗کانال رضا یزدانی 📍@rezayazdaanii
🌹اهدای جایزه هنری گوهرشاد در اختتامیه جشنواره موسیقی فجر به استاد برای قطعه (با موضوع حیا و عفاف) با آهنگسازی و شعری از 🎼این قطعه به زودی منتشر می‌شود... @rezayazdaanii
[ یوسف لیلا ] علیه‌ا‌لسلام در آن تاریک، دل می‌بُرد ماه از عالم بالا گرامی باد این رخشنده، این تابان بی‌همتا شب است و می‌تکاند آسمان از دامنش آرام همه ته‌مانده‌های نور را بر سفرۀ صحرا میان چادر شب ماه زیباتر شود آن‌سان که بین لشکر دشمن جمال یوسف لیلا خوشا لیلا که در دامان جوانی این‌چنین پرورد که دارد خوف از پروردگار خویشتن، تنها تعالی‌الله رویش را که «والفجر» است تفسیرش تعالی‌الله مویش را که «والیل اذا یغشا» ملاحت می‌چکد از ساحت پیشانی‌اش هر بار که در نزد پدر پایین می‌اندازد سر خود را کسی چون او پر از سُکر خدا گشته‌ست پا تا سر که نشناسد میان سجده‌های خویش سر از پا علی اکبر است او یا نبیّ دیگر است او یا علیّ‌بن‌ابی‌طالب مهیا گشته بر هیجا! که او تا بر زمین پا می‌گذارد، راه می‌افتد میان آسمان‌ها بر سر پابوسی‌اش دعوا «اگر امر خدا جنگ است باید رفت» گفت و رفت نه از شمشیرها ترس و نه از سرنیزه‌ها پروا بلاجوی و بلی‌گوی و عطش‌نوش و رجزخوان بود هجوم آورد بر میدان چه رعدآواز و برق‌آسا «منم من زادۀ زهرا، منم آیینۀ حیدر!» ولی نشناختند او را ولی‌نشناس‌ها... دردا! نقاب از روی خود برداشت تا محشر کند، محشر گره بر ابروان انداخت تا غوغا کند، غوغا... امیدم سوی الطاف علی اکبر است، ای کاش بگیرد دست خالی مرا در محشر کبری 🌐 shereheyat.ir/node/3216 🔗کانال رضا یزدانی: 📍@rezayazdaanii
Sedayat.mp3
1.01M
🎙قطعه‌ی صدایت | تقدیم به امام عصر (عج) | خواننده: شاعر: [چقدر دربه درم بشنوم صدایت را اذان به وقت تماشای چشم‌هایت را بگو که شاعرت از تو چگونه ننویسد؟ که بین هر غزلی دیده رد پایت را چه می‌شود که سرم روی شانه‌ات باشد؟ چه می‌شود بکشی بر سرم عبایت را؟ قرار نیست اگر جمعه‌ها به تو برسند خودت تمام کن این دور بی‌نهایت را همین که گاه نگاهی...ـ برای من کافیست ـ همین که پشت سر این غزل دعایت را.. چقدر از تو شنیدیم و گفته اند ولی هنوز دربه درم بشنوم صدایت را] 🔗کانال رضا یزدانی 📍@rezayazdaanii
1_3635187448.mp3
4.2M
🎙 از مسجد سهله تا جمکران (سرود) بانوای : شاعر: 🌺ویژه ولادت (عج)🌺 [ای عشق موفور السرور نور علی نوری تو دلهای ما پیش توئه، از ما اگه دوری تو] متن شعر کامل 🔗کانال رضا یزدانی 📍@rezayazdaanii