eitaa logo
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
12.8هزار دنبال‌کننده
906 عکس
95 ویدیو
1 فایل
درگیر اوصافِ علی(ع) ✨️ کسبِ حلال: @haramsessory «روبینو» هم تشریف بیارید. برنج خیس کردیم اونجا : https://rubika.ir/page/Ricablancamode آره همون دختره که تو اینستا شبهه جواب میده💚 هماهنگی معرفی وتبلیغات 🎀 : @Ricablanca2
مشاهده در ایتا
دانلود
کوه دردم که کند نام حسین(ع) آرامم...
روضه‌ای روضه‌ست که بدون اینکه بره تو جزئیاتِ گودال، اشکتو دربیاره.
فَبانَ الاِنکِسارُ في وَجْهِ الحُسَین - [ از بعد از علی اکبر بود که] آثار شکستگی در چهره [مولایمان] حسین نمایان شد..
هرکی پست جدیدمو ری‌پست کرد بیاد جلو لپ‌شو بکشم🍒
که در واژه نامه در معنای "عباس" آمده است : عباس نامی عربی به معنی «شیری که شیران از او بگریزند» + شیری افتاد زِ پا و همگی شیر شدند...
میگن وقتی «امام حسین» تو مدینه زندگی می‌کرده و معاویه «حاکم» بوده ، نزدیک ترین چاه به مدینه خشک می‌شه... «امام حسین» هم چند نفر از خادماشونو هرروز ، با مَشک های پر از آب می‌فرستادن سمت ورودی های مدینه... می‌فرستادنشون تا منتظر کاروانا بمونن و وقتی تشنه و خسته و آش و لاش دارن میان سمت مدینه ، بهشون چند جرعه آب خنک و تگری هدیه بدن که جیگرشون حال بیاد. «حضرت عباس» هم یکی از همون افرادی بوده که هرروز می‌رفته تا سر دروازه های مدینه و چشم به راه می‌مونده تا عطش آدمایی که حتی نمیشناخته رو هم برطرف کنه. انصافا با این اوصاف نباید قربونش رفت؟! شما حتی بخوای مرام معرفتی هم حساب کنی ، نباس با آدمای به این زلالی این‌جوری تا می‌شد...
غمِ بزرگ روضه ی سقاست. وقتی امید تمام می‌شود...
«با این که حضرت عباس قبل از امام حسین شهید شد ولی جوری از عَلَم مراقبت کرده بود که حتی یه تیر هم بهش نخورده بود. بعد از این که امام حسین رو کشتن، به سختی تونستن پرچم رو از زیرِ زین اسب حضرت عباس بیرون بکشن. حضرت عباس جوری پرچم امام حسین رو استوار نگه داشته بود که حتی وقتی دو تا دستش قطع شد و تیربارونش کردن، باز هم پرچم امام حسین تا عصر عاشورا روی زین اسب حضرت عباس در اهتزاز بود.» اینا همه یعنی قشنگی...
احساس میکنم خون‌م تو روضه امام حسین(ع) حل شده. انگار همیشه دنبال همچین اتصالی به اباعبدالله بودم. نمیدونم چجوری توصیفش کنم انگار واقعا منو واسه همیشه واسه خودش خواسته... یه جور خیال راحتیِ عجیب و قرص و محکم.
من تو دلم ۱۵۴۲۴۲۵۲۵۶۱۶۱۷۱۷ پاراگراف حرف مونده که دیگه حتی روم نمی‌شه به امام‌حسین هم بگم. فکر کنم مجددا لازمه که به خواب مصنوعی تو بین الحرمین فرو برم و وقتی از خواب بیدار شدم ببینم که درد و سنگینی و غصه و وزن سنگینِ همه اون حرفا از روی دلم برداشته شده و امام حسین با یه پوف همه ی گرد و خاک های روی دلم رو پوفونده.