سرعت باد معده ی اسب درحال دویدن، از سرعت اینترنت من تو ایران بیشتره.
این صحنه که آدم تو جاده شمال درحال شنیدن پلی لیست قمیشی و اِبی و حمیرا و هایده خودشو با اکسیژن خفه میکنه؛ باید یه رویکرد درمانی لحاظ بشه. چون منو که به شخصه شفا میده.
تراپیستِ جدیدم یه کاری با روح و روانم کرده که روزا عین مردان آهنین، همه آجرای زندگیمو میندازم بالا و هیچ لُری حربفم نیست.
ولی شب که میشه عین یه نوزاد قنداقیِ اسهال، انقدر عر و جیغ میزنم و گریه میکنم و بالشت رو میخورم که خودِ خدا هم پشیمون میشه از بَلاهایی که سرم آورده...
در ایران هرکسی دنبال سلامت روانش نره؛ به فنا الله اعظم میره.
هرکی هم گفت مگه دیوونهای که میری پیش روانشناس بدونید سطلیای چیزیه. وگرنه کسی انقدر بیمغز نیست در قرن ۲۱ که ندونه انسان بدون تراپی خواهد مُردید.
ما به عنوان ۸۰ میلیون جنگزده؛
بابت حداقل هضمِ ترومایِ جنگ باید یکسال تحت درمان باشیم.
نباشیم همو میدَرّیم. مثل همین الآن.
مثلا من مهارت کنترل خشمم از ۴۰ درصد شده ۱۵ درصد🤣.
آخرین بار هم که آمار گرفتیم واسه قبل از جنگِ قبلی بود.
مگر تو باز بیایی جهان بیارایی
وگرنه بی تو مرا با زمانه کاری نیست...