سلام عزیزم!
پرسیده بودی که چونم.
چونم؟ چون چچِنم.
جمهوریای خودمختار و یکه.
بله تنها هستم
در میانه ی جنگ
تکیه داده به تلالو ذوالفقارِ علی
جسماً سرپا
روحاً بستری.
ذاتاً امیدوار
تماماً درمانده.
روحم به غایتِ سرتا پایش قیژ قیژ سر میدهد
میعهدم که پس از روغنکاری و لایروبیِ آن عزیز دوباره با شما کانتکت شوم.
کنون اما وقت خاموشیست.
بخدا امشب نشستم سر اینکه مثل روزای اول عملم خوشگل نیستم وسط خیابون گریه کردم.
چهره ی جنگ زده ی قحطی زده ی شرقیِ پف کرده ی بدون پروکسیت توقع داری از این بهتر باشه کاربر ایرانی؟
میدونستید یه کتاب وجود داره به اسم «حکام خود سرِ شیعه»؟!
چه اسمی داری آخه لامصبببب.
وای. لحظهشماری میکنم کتابخونه باز بشه برم بگیرمش.
اجداد ناندرتالم که صبح تا شب دنبال شیر و پلنگ و خرس و دایناسور بودن اگه الآن بدونن من به جای اینا دارم دنبال پروکسی میگردم چه فکری با خودشون میکنن؟!
آفلاین بودن بهتر از ایتاگردی
و ایتاگردی بهتر از روبیکا گردیست.
خوابیدن از هرسه تایشان بهتر...
من واقعا مطمئن شدم که پروکسیا جیرهبندی شده. یه شب شهر ما وصله یه شب شهر شما.
این جنگ تموم بشه دیگه سر بابا غر نمیزنم که چرا دمپایی دستشویی رو خیس کردی. بذار اصلا با دمپایی دستشویی بره شنا بعدش همینجوری خیس خیس بذارتش تو دستشویی قربونش برم.