گَردهِ مازاد برپلوتو؛
بی تو با شمع،علی تا سحر میسوزد.
شمع میمیرد و او بار دیگر میسوزد.
هدایت شده از # قدقد
هدایت شده از نیلوفرِ آبی
من اگر فیلم های غمگین رو دوست دارم، کتاب های غمدار میخونم، بین نوشته هام غم پنهون شده یا آهنگها و پادکست هایی که ازشون خون میچکه گوش میدم. به این معنا نیست که آدمِ غمگینیام، فقط غم رو بیشتر و عمیق تر درک میکنم.
خیلی ناعادلانست که چیزیو درکسی بهوجود بیاری و بعد که خسته شدی بخوای از بین ببریش.
دوست میدارم که پنجره های دور و اطرافم را یکی یکی با قفلی گرفتار کنم و بشنینم و بنشینم و بنشینم و به کوچه خوشبخت بنگرم و بنگرم و بنگرم.