ابتهاج.1_23522964033.mp3
زمان:
حجم:
894.5K
ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من،پیر شدهست؟
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
کاش آقای کاکاوند معلم ادبیاتم بود
هرگز نمیتونم زیبایی رو در آدمی که به نظر من کارهای بدی انجام میده.
هیچ آدمی «زشت»نیست.
میپرسن ظاهر مهم تره یا باطن؟
برای من همیشه باطن بوده که ظاهرو میسازه،بعضی وقتا که یک آدمیو دوستش ندارم هرچقدر میشنوم که چقدر زیباست نمیتونم زیبایی رو توی وجودش پیدا کنم اما آدمی که دوستش دارم،وای!
میتونم هیچوقت دهنمو نبندم.
میدونین چیه خیلی خیلی عجیبه که یک روزی باهمدیگه راحت ترین آدمای دنیایین و یک روزی میاد گه کنار هم نشستنم معذبتون کنه
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنهای بر در این خانهی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت
گشت و فریادکشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدیاش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت
همنوای دل من بود به هنگام قفس
نالهای در غم مرغان همآوا زد و رفت
_هوشنگ ابتهاج
هدایت شده از متهم ردیف اول _
باشما بودم که گفتم بهترم؟
خب بهترم !
گفته بودم در زمان هرچیز بهتر میشود؟
درد بی درمان دوا نه!سوزشش حس میشود؟
یا که اکنون ازفرانسه استکانی چای
اینجا روی پاهایش نشسته ،
میکنم از او سوالی ،_حال و احوالت چگونه،
گرم وداغ ودم کشیده؟
+سرد چون یخ ،
با زمان گوید شده چون همنشین
+ازدهان افتاده و تلخ ...
_هان؟بله؟گفتی چه چیز؟
+هیچ گفتم بهترم من روی میز .
_ویل متهم