معلمی که میگه حتی اگه بلدیم باید هر کوفتی من مینویسم رو بنویسی واقعا تو رنج سایکوپثه
من عاشق ادبیاتم،من عاشق نوشتنم و من عاشق هنرم چون فهرست قائده هایی که نیازه بدونی فقط در چطور ساختن خلاصه میشه.
و بعد،تویی و پوست و خون و جونی که توی قلمت به حرکت درمیاری و خلق میکنی.
هزار و یکی قانون از پیش تعیین شده وجود نداره.
قانون گذار دنیات،خودتی.
من خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستم
تو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستم
هر چه کوتهنظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم
به حقِ مِهر و وفایی که میان من و توست
که نه مِهر از تو بریدم نه به کس پیوستم
پیش از آب و گل من، در دل من، مهر تو بود
با خود آوردم از آن جا، نه به خود بربستم
من غلام توام از روی حقیقت لیکن
با وجودت نتوان گفت که من خود هستم
دائما عادت من گوشه نشستن بود
تا تو برخاستهای از طلبت ننشستم
تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست
تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم
سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل
نروم باز گر این بار که رفتم جستم
_سعدی
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط وقتی نینیها بهم میخندن احساس میکنم هیچ لکه سیاهی توی وجودم نمیتونه زندگی کنه.
دیگه هردوتاش توی یک روز؟
من قطعا یک جادوگرم!