eitaa logo
‌memories.
134 دنبال‌کننده
48 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
For you اگر یک عکس قدیمی بودی، تصویر گربه‌ی سفیدی بودی که در آغوش پسری خوابیده؛ پسر کنار پنجره نشسته بود و آرام دستش را دور بدن گربه حلقه کرده بود. گربه را چند روز قبل، خیس و لرزان، جلوی در خانه پیدا کرده بود. از همان روز، هرجا پسر می‌رفت، گربه هم دنبالش می‌رفت و شب‌ها در آغوشش می‌خوابید. اما آن روز، پسر مجبور بود خانه را ترک کند. چمدانش کنار در آماده بود و اتاق تقریبا خالی شده بود. گربه خوابیده بود و نمی‌دانست قرار است دیگر صدای قدم‌های پسر را در این خانه نشنود. پسر مدت زیادی همان‌جا نشست. بعد گربه را آرام روی پتویش گذاشت، آخرین نگاه را به اتاق انداخت و از خانه بیرون رفت. صبح روز بعد، گربه کنار در نشسته بود و هر بار صدای قدمی از راهرو می‌آمد، سرش را بلند می‌کرد. اما پسر دیگر هیچ وقت برنگشت.
📦 اگر یک رنگ قدیمی بودی، آبیِ کبود بودی؛ آبیِ عمیق و تیره‌ای که آن‌قدر به سیاهی نزدیک شده که در نور کم، تقریباً سیاه به نظر می‌رسد. رنگ جوهرهای قدیمی، پارچه‌های کبودشده و آسمان درست پیش از یک شب طولانی. رنگی سنگین و آرام بودی؛ نه از آن آبی‌هایی که حس آزادی می‌دهند، از آن‌هایی که آدم را برای چند لحظه ساکت می‌کنند.
خیلی ممنونم واقعاً ازتون
Blueeee😭
هانا و کش موی آبی+۱