هدایت شده از 『آفتاب سلامــٺ』
دیشب به خوابم آمده بودی بابا،
نشستم روی پایت و موهایم را مثل همیشه شانه کردی،
خبری از بیابان و کاروان نبود، ویرانه، گلستان بود و من شبیه روزهای گذشته می دویدم،
تو صدایم می زدی و من رقیه می شدم،
بالا می رفتم و اوج می گرفتم در آغوشت.
در خواب من می گفتی: مهربان دلشکسته ام! مسافر غریب کوچکم! محکم ترین دلیل تبسم خواهرم!
می دانم این خواب آرام تو، آتش به جان همه می زند...😭
@aftabsalaamat
بَس ڪِه ڪِشیده
موے مَــراا شِمْرِ بے حَیا
تا باد مےخورَد بـه سَرم دَرد مے ڪَند😭💔
#سیدتےرقیہ💚
سرخط🥀
.•
حـالاکـهاومدیپیشـم
بـازمآغوشتـو،واکُـن 🌱
.•
بَغَلکُـنبغضمـو،بازم
غریبمو تماشـاکُـن . . . ؛ 🖤
.•
اگه میخوای موفق بشی😌👇🏻
•رویاهاتو دنبال کن💜🐼
•ذهنتو رشد بده💕🌙
•استعدادهاتو به اشتراک بذار🌱🐰
•دوستان الهام بخش پیدا کن🍓🤹🏻♀
•از جسمت مراقبت کن🎨🍉
•قدردان زندگی کن💛🐨
•در خدمت دیگران باش🎈🌵
~💕📃~