توبه کردم کہ دگر شعر نگویم ز فراق؛
این دل توبہ شکن با غم عشقت چہ کند؟
@rimix_no
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثـر نــدارد
غلطاست،اینکه گوید به دلی ره است دل را
دل من ز غـــصه خون شــد،دل او خبر ندارد
@rimix_no
هدایت شده از نیمنگاه .
بزن حرفی ، بخوان شعری ، مرا هم یاد کن گاهی
اگرچه غرق اندوهم ، دلم را شاد کن گاهی
مُدارا میکنم با درد چون دَرمان نمی یابم ،
تَحَمُل میکنم با زَخم چون مَرحَم نمی بینم . . !
@rimix_no
‹ چهار فصل برای عاشقی کردن در کنار تو
کافی نیست ؛ باید فصل پنجمی باشد :) ›
@rimix_no