قهوه قجری⭐️ !
گاهی طوری با نگاهم باعث میشم افراد عقب نشینی کنن که به خودم شک میکنم . داستان چیه ؟ چیز عجیبی نیست
پس از اینکه قهوه ام را نوشیدم از تنهایی حوصله ام خوابیده بود هر چه صدایش میکردم جواب نمیداد بماند که اکثر اوقات همین گونه است سکوت کافه بر عکس همیشه اعصابم را اذیت میکرد همیشه بخاطر سکوت به اینجا سر میزدم اما اینبار دنبال چیزی بودم تا روحم را قلقلک دهد کیف پارچه ایم را برداشتم تا به بیرون بروم اما چیزی در پشت انباری نظرم را جلب کرد دری نیمه باز پشت پرده همیشه فکر میکردم آنجا انباریست اما اینبار نزدیک شدم در را بستم و با چشمانم اتاق را بررسی کردم قفسه و پرونده تنها چیزی که آنجا بود دقت کردم روی هر پرونده نام مشتریان ان کافه نوشته شده بود تا اینکه پرونده ای را با اسم خود پیدا کردم ...
_قهوه قجری ...
#3
دیروز به یکی از دوستام گفتم تو قهوه قجری عضو بودی نظرت چیه ؟ (از طریق یکی از دوستام عضو شده بود)
گفت چی قهوه قجری مگه تو عضوی ؟
گفتم کسی که محتواشو میفرسته منم حاجی 🤌🏼😂
بعد اینجوری بود که نهههه این واقعیت ندارههه من اولش گفتم دختره چقدر دیوونست بعد من محتواشو خیلیی دوست دارم و...
(واقعا حس باحالی بود )
دوباره میگم من حتی از آدمایی که از روی الفاظی که استفاده میکنم کپی کنن حالم بهم میخوره .
چهارشنبه سوری تو قم اینجوریه که :
فقط مونده لباس چریکی بپوشن و بعد از هر صدا بگن الله اکبر قشنگ جنگه جنگه...
صدای ترقه های سادشون اندازه یه نارنجکه !
(ولی بسیار لذت بخشه 😃 . )
تو میگی بی خوابی میکشی اورثینک میکنی ؟
من میگم از کوچکترین فرصت برای خواب استفاده میکنم تا چیزی رو حس نکنم ما با هم فرق میکنیم دوست عزیز