آقا! تو ضرورت زندگی مایی❤️👌
بدون آب و نان اگر بشود روزهایی را
سپری کرد،
بدون تو حتی یک لحظه نمیشود
زنده ماند.😍
کاش باور میکردیم!🥺😭
#قرار_بی_قراریامون ❤️
🔸 @roberahi | روبهراه
سلامَلیکم✋
چطوریایید؟🤔
وقتی میگم دخترای بنات الحیدری همه فن حریفن میگید نه
حالا ببینید...
دخترمون یه داستان بلند نوشتن
ان شاالله به صورت پارت پارت برامون میزارن باهم بخونیم و لذت ببریم😍😍
به نام خداوند بخشنده و مهربان
🦋 #پارت_اول (شرح حال مریم)☺️
🌱مریم هستم،یک عدد نوجوان امروزی...
از آن دخترهایی که هزار هزار آرزو برای خودش دارد...
از آن دخترهایی که در خانواده مذهبی متولد شده و قد کشیده؛بماند که هنوز حالا حالا ها باید قد بکشد...
از آن دخترهایی که عاشق دین و مذهب هست ودر کنارش یک عالم سوال قطار شده در ذهنش دارد...
از آن دخترهایی که شیک پوش است وباحجاب،اما گاهی یا اندکی بیشتر از گاهی کم می آورد میان اینهمه بی حجابی وگناه...
حالا کمی شخصی تر از مریم برایت بگویم،از خودم...
کلاس نهم هستم و دلم میخواهد در دانشگاه روان شناسی بخوانم و بشوم یک مشاور...
به جز خودم و پدر و مادرم ،سه نفر دیگر هم عضو خانواده مان هستند،دو خواهر بزرگتر ازخودم،و یک برادر خیلی کوچکتر از خودم،که سعی میکنم اورا قورت ندهم و به چِلاندنش بسنده کنم...
درسخوانم و پر جنب و جوش و کمی تا قسمتی بازیگوش😉
نقاشی میکشم،عاشق بافتنی ام،واگر تنبلی اجازه دهد در کارهای خانه کمک میکنم،خصوصا عاشق ظرف شستن هستم...
وقت ظرف شستن خودم را رها میکنم در افکارم،و شروع میکنم به بافتن رؤیاهایم،آنقدر میبافم که حتی گاهی برای دوره مادربزرگ شدن و ندیده دار شدنم هم برنامه میچینم...
اما...
امایک چیز است که همه رشته های بافته شده ام را به یکباره پاره میکند...
حقیقتی رمزآلود...
مریم پرانرژی و پرتلاش و امیدوار،مریم عاشق زندگی و بلند همت،از مرگ میترسید...
گویا که مرگ بخواهد همه امیدها ورؤیاهایم را با خودش ببرد...
و منِ مریم، چاره ای برایش نداشتم تا اینکه....
✍نویسنده: شمس
(یک عدد بنات الحیدری طراز😉)
📣 نشر داستان بدون ذکر لینک کانال شرعا حرام است👈 نشربدید خوشحال میشیم البته با لینک😁
#هیئت_دخترانه_بنات_الحیدر
🔸 @roberahi | روبهراه
🇮🇷✨.♡.رو ب راه.♡.✨🇵🇸
از الان هفته بعدت رو بساز...😉💪 آخرین روز هفته وقتشه⏰ تا هفته بعدی رو شروع کنی ⚠️مواظب باش، مثل چ
🎯آیندهنگرا📣
🎯هدفدارا📣
آمادهاین⁉️ بریم سراغ پارت دوم⁉️
آمادهها دستا✋ بالا👈@batoroberaham
🔸 @roberahi | روبهراه
🌱 #پارت_دوم (فیلسوف شدن مریم)🤓
گاهی بعضی حرف ها را میخوانیم،میشنویم حتی شاید خودمان هم تکرار کنیم ولی عمیقا به معنی آنها فکر نمی کنیم...
چرا؟؟واقعا چرا؟؟
من که تا چشم باز کردم ،فضای مجازی و دائم الوصل بودن به گوشی را دیده ام...
اما مادرم میگوید،قبلا ها بدون فضای مجازی و گوشی و این امکانات روزگار قشنگتر میگذشت...
البته مادر جانم خودش هم یک پا گوشی به دست ماهر هستند😅
ولی میگوید:گرچه تکنولوژی و پیشرفت خیلی خوب است،اما یادم باشد،خودم را در این فضا گم نکنم...
حالا این حرفها چه ربطی به ترس من از مرگ دارد!! ؟؟
من هم مثل خیلی از شما،ببخشید بعضی از شما،به معنی خیلی از موضوعات اطرافم عمیق فکر نمیکردم ،و فقط بسنده میکردم به خواندن یک یا چند جمله و استوری یا نهایتا دیدن یک کلیپ راجع به آن...
این جور وقتها آدم جو زده میشود...
یا فوری چیزی را قبول وباور میکند یا برعکسش فوری مخالفت میکند...
اصلا دوره شده دوره،فست فکری😶
افکار ما شده فوری وسریع،
زندگی هایمان،حرفهایمان،عشقهایمان،و همه چیزمان سریع شده...
مثل فست فود های خوشمزه ای که چشم بر هم زدنی آماده میشوند ولی هنوزخام اند...
وای خدا چقدر دلم ساندویچ کالباس خواست😋
من هم یک بچه مذهبی بودم که با کلمه شهید و شهادت غریبه نبودم...
بارها عکس شهدا رو دیده بودم،با عشق به چشمان نافذشان نگاه کرده بودم،حتی برایشان اشک ریختم، آنها را واسطه کردم برای حاجتم...
وقتی مادربزرگ سکته کرده بود و دکتر گفت شاید دیگر نتواند صحبت کند،دنیا روی سرم آوار شد،آن موقع شهید گمنامی را تازه در دانشگاه خواهر دومی ام مینا،آورده بودند،خواهرم حسابی از آن روز و حال و هوایش گفته بود و قول داده بود من را یک روز ببرد دانشگاهشان سر قبر شهید...
آن موقع ها ابتدایی بودم...
با همان حال کودکانه،از شهید خواستم که ازخدا بخواهد حال مادربزرگم خوب شودوبرایش صد صلوات نذر کردم...
و معجزه خوب شدن حال مادربزرگم را دیدم...
خلاصه شهید برایم عزیز بود،حتی وقتی میرفتیم هیئت و روضه،وآخرش دعا میکردند خدایا عاقبتمان را ختم به شهادت کن ،بلند میگفتم الهی آمیننن🙏🙏
اما مگر شهادت هم یک جور مُردن نیست
و مگر بزرگترین ترس من،مرگ نیست
پس چرا من به این موضوع فکر نکرده بودم
راستی فرق بین مرگ و شهادت چیست؟؟
✍نویسنده: شمس
(یک عدد بنات الحیدری طراز😉)
📣 نشر داستان بدون ذکر آی دی کانال شرعا حرام است👈 نشربدید خوشحال میشیم البته با لینک 😁
#هیئت_دخترانه_بنات_الحیدر
🔸 @roberahi | روبهراه
- پاریس؟!
+ نه ممنون. میرم مجموعه تاریخی تفریحی ائلگلی!🤌🏻
یه جوریه که وقتی عکس میگیری
انگار رفتی آتلیه😎
📍تبریز
#ایرانمونه
🔸 @roberahi | روبهراه
39.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی در میان غوغای جهان باید فارغ ز غم دنیا دل را به مادر سپرد❤️🩹✨
همراهتون بودیم با:
مداحی🎤
سخنرانی 🗣
خوردنیهای خوشمزه🙈🍟
مهمون خاصِ آسمونی 🌹
و...
#فاطمیه
#گزارش_هیئت
#هیئت_دخترانه_بنات_الحیدر
🔸 @roberahi | روبهراه
سلام سلام
دلت هوای هفته قبلُ کرده؟
دلت تنگ شده؟!🥺💔
بیا چندتا عکس بهت نشون بدم عُقده دلت وا بشه ..🙂