eitaa logo
عشقی با مزه شیر کاکائو
10 دنبال‌کننده
15 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
من برگشتم با ملی انرژی
مینا : من یه عکس از بچگیم دارم که به پسر بچه کنارمه که خیلی شبیه شماست و تتو دستامون هم عین همه من فکر میکنم من و شما یه ربطی به هم داریم امیر : منظورت چیه ؟ مینا : خودمم نمی‌دونم چی میگم ببخشید وقتتون رو گرفتم فعلا امیر:وایسا مینا: چ چ چ چی شده ؟ امیر: میشه لطفاً دستتون رو ببینم مینا: دستمو نشونش دادم که رفت تو فکر و هیچی نگفت و هر لحظه نگران میشدم امیر: چند سالتع؟ مینا: بلع😡 +چند سالته؟😊 _۲۶سال +از بچگی ساکن تهران بودی ؟ _ارع ولی این سوالات برای چیه ؟ +میتونم ازت خواهش کنم فردا بیای به این آدرس _چرا +حس میکنم یه چیزایی هست که فردا مشخص میشه _ از اونجایی که خیلی کنجکاو بودم قبول کردم فردا................... آدرس یه کافه تو مرکز تهران بود امیر نشسته بود و منتظر من بود مینا: سلام امیر: سلام مرسی که اومدی +خواهش میکنم میشه بگید من برای وی اینجام و موضوع چیه _راستش ...... پارت: سوم ❤️😘
پارت بعدی آمار ۱۱
اععع برامون عضو بیارید دیگه
ثلامممممممممم
امیر راستش اممم مینا : انگار براش سخت بود که بگه مدام با انگشتاش بازی میکرد امیر: راستش من یه عکس از بچگیم دارم که یه دختر خانم توشه اما هرچقدر از خانوادم پرسیدم جواب درستی ندان مینا: دست مزد تو جیبش و یه عکس دراور این دقیقا همون عکسیه من دست منه دوتامون داشتیم سکته میکردیم امیر:باید بریم پیش خانواده هامون شاید دوتامون باهم ببینن جواب درست حسابی بدن راه افتادیم سمت خونه امیر اینا مینا : سرم داشت میترکید حالم خوب نبود و فقط از آینده میترسیدم رسیدیم امیر درو باز کرد و رفت تو وسط حال وایساد و بلند داد زد مامان این دختر کیه که هروقت ازتون در موردش پرسیدم جوابی به من ندادید مامان امیر: پسرم بیا بشین توضیح میدم +نمیخوام همین الان بگو بابای امیر اومد به مامانش گفتم بره تو اتاق من خودم براش توضیح میدم مینا: حالم خیلی بد بود مغزم نمی‌کشید از خونه زدم بیرون با اینکه حالم بده اما باید برای کنسرت امشب آماده شم زنگ زدم رها با صدای گریون الو رها کجایی رها: عیلک سلام اراشگاهم چطور +هیچی منم تا بیست دقیقه دیگه میرسم -باشع مینا گریه کردی؟ +نه یعنی ارع ولش کن قضیه داره خداحافظ _خدا نگهدارت فلش بک به خونه امیر بابای امیر: همه ی ماجرا رو براش تعریف کردم و بعدش محکم بغلش کردم امیر: مامانم از اتاق اومد بیرون بغلش کردم و بلافاصله بعدش زنگ زدم رهام الو رهام داداش سلام رهام: سلام عزیز دلم خوبی +تو خوب باشی منم خوبم _الهی من فداتشم +رهام زنگ زدم یه چیزی بگم بهت _بگو عزیزم + مینا هست دوست رها _ خب +اجیع منه _الکی 😳 + نه به جان امیر نمی‌دونم باید بخندم یا گریه کنم _گریه کن داداش چون دیگه حقوقت مال خودت نیس همشو باید خرج اون کنی 😂 +مرض دیگه ته دلمو خالی نکن😅 _عزیزم بلاخره حقیقت تلخه راستی امیر نمیای پیش ما؟ +کجایید مگه ؟ _با مسعود و بچه ها اومدیم بیرون «مسعود اشاره کرد گفت گوشی بذار رو آیفون » صدای امیرو همه بچه ها داشتن می‌شنیدن +نه داداش نمیام می‌خوام با اجیم برم بیرون مسعود ارع دیگه خواهر شدی مارو دیگه نبایدم تحویل بگیری امیر: ارع از امروز کل وقتم برای اجیمه مسعود: خیلی خب میکاپم بده اجیت انجام بده امیر:انجام میده ،گوشیو بده به رهام، رهام جان کار نداری رهام :نه فدات خوش باشی +قربونت عزیزم خداحافظ _خدا حافظت گلم پارت چهارم😉
بچه هاااااااا خواهشا به دوستاتون بدید لینک کانالو
امیر: بعدش سریع زنگ زدم مینا الو سلام مینا مینا: سلام امیر خوبی +قربونت تو چطوری اول واسیا ببینم گریه کردی؟ _ارع یکم حالم میزون نبود +چراا؟ _سر این قضیه ریختم بهم + خواهر امیر مقاره بودن که ریختن به هم ندارع _واییی امیر جدی میگی من خواهر توهم +اره مگه من با شما شوخی دارم _وایییی خدایا شکرت دیگه هیچی از خدا نمی‌خوام خیلی خوشحالم + الهی من فدای خوشحالی آبجی قشنگم برم کجایی ؟ _ آرایشگاه +آرایشگاه چه کار می‌کنی _ دارم حیوانات اهلی و وحشی رو تشخیص میدم +هه هه با مزه نمکدون _اخه یه سوالایی می‌پرسی +لوک بده خودم میام دنبالت _ نمیخواد خودم میام +قرار نیست با من کل کل کنیا _ایشششش داداش بی اعصاب باشه بهت لوکیشن میدم بیا +خیلی خب قبلش زنگ بزن _باشه فعلا بای +خدا نگهدارت امیر:دراز کشیدم رو تخت به نفس عمیق کشیدم چشامو گذاشتم رو هم تو فکر مینا بودم که نیم ساعت بعد گوشیم زنگ خورد با زنگخور گوشیمم از تخت پریدم پایین جانم مینا جان مینا: برات لوک فرستادم بیا دنبالم + خیلی خب _مرسی بای +خدا حافظ سریع پاشدم تیشرت قرمزمو پوشیدم با شلوار ذغالیم عینک دودیمم برداشتم راه افتادم تقریبا یک ربع با خونه فاصله داشت رسیدم زنگ زدم به مینا جواب نداد نگران شدم یه بار دیگه زنگ زدم صدای زنگ خور نزدیک شد برگشتم ‌پشتمو نگاه کردم این چه کار مسخره ایه که جواب تلفن نمیدی (با جدیت) _خواستم شوخی کنم 🥲 +پشت مینا رو نگاه کردم رها پشتش بود منو جدی ندیده بود و براش عجیب بود یکم نگاش کردم مگه من نگفتم میام دنبال خودت ؟ _خب +این مگه رها نی _ارع رها : س س سلام امیر: سلام عزیزم چطوری + ر قربونت ط خوبی ؟ _فدات مرسی امیر: گوشی رها زنگ خورد یکم ازم دور شد رفت با گوشیش صحبت کنه رفتم سمت ماشین دیدم مینا تو چشاش اشک جمع شده و نشسته تو ماشین رفتم تو الهی من دور سرت بگردم بیا جلو _نمیخوام +ببخشید به جان امیر شوخی کردم _ ولم کن نمی‌خوام + بیا جلو بشین وَر دل خودم _به رها جون بگو بیاد جلو همون‌جوری که بغلش می‌کنی قربون صدقش میری به اونم بگو بیاد وَر دلت بشینه +😀😀😀 الان حسودیت شد ؟ _نه عزیزم اصلا مهم نیست +پاشو بیا جلو _ رفتم جلو ولی هنوز اخمام تو هم بود + هنوزم قهری؟ _خودت چی فکر می‌کنی ؟ (ولی یکم بهش نگاه کردم دلم نیومد بیشتر اذیتش کنم ) + آهان باشه مینا جان _ جان دلم +من فدای شما بشم الهی _ خدا نکنه ولی + آشتی ؟ _ هوم +الهی من دور سرت بگردم _ خوشم میاد خوب میتونی خر کنی + دور از جون این رفیقت کجا موند پس؟ _ نمیدونم رهاااااا ‌بیا دیگه رها: دارم با رهام صحبت میکنم میگه میاد دنبالم _بابا ماشین ما خالیه اون بدبختو الکی نکشون تا اینجا رها :باشه وایسا الان میام نشستم تو ماشین امیر: عوففففففف چه نازی دارع😂 رها: عادت می‌کنی آقا امیر😒 پارت پنجم 😊
هییییییی عضو نداریم😭
امیر:شروع کردیم به حرکت آهنگ دلمو دزدید پلی شد نمی‌دونم چی شد یهو دستمو گذاشتم رو پلی مینا یکم نگاش کردم برگشت منو دید یه لبخند زد که قند تو دلم آب شد شهر و بالا پایین میکنم تا تورو پیدا کنم رهارو رسوندم جلو در سالن خودمو مینا هم راه افتادیم مینا: کجا میریم؟ امیر: میریم خونه لباسامو بردارم همینطور تو راه بودیم که پشت چراغ قرمز وایسیادیم یه دختر گل فروش اومد زد به شیشه دختر گل فروش: عمو اون زنته؟ امیر : نه خواهرمه _ خیلی خوشگله براش گل نمی‌خری؟ + مگه اون برای هر کسی که خوشگله گل میخره _ خب آره دیگه + خب پس دوتا شاخه گل بهم میدی ؟ _بفرمایید 🌹🌹 + یکیشو دادم مینا یکیشم دادم دختره بیا قشنگم _عمو من اینو به شما فروختم + خب باشه مگه نگفتی آدم برای هرکس که خوشگله گل میخره توعم خیلی خوشگلی _ مرسی عمو +کلشو گرفتم پیشونیشو یه بوس کردم و دختره رفت مینا :یه چیز بگم ؟ امیر: جان دلم بگو _خیلی مهربونی +می‌دونم 😁 _خیلی پرو هم هستی + اینم می‌دونم ولی شما خیلی خوشگلی _ منم می‌دونم اصلا نیازی نبود که بگی😃 +اعتماد به نفسو برم رسیدیم خونه مامان اینا نبودن امیر: مینا من دوست ندارم اینقدر خوشگل بیای کنسرت مینا:واا چه کار کنم ؟ _ رژتم کم رنگ کن +واییییی از این داداشای گیریا _نه فقط نمی‌خوام بچه های گروه اینقدر خوشگل ببیننت +اوه باشه رفتم یه دستمال برداشتم رژمو کم رنگش کردم یکم به امیر نگاه کردم آقای مقاره خوبه راضی شدی؟ _ارع خوب شد😁 + لباسامو برداشتم رفتم تو اتاق نمیدونم چرا بین سه تا اتاق اون اتاقو انتخاب کردم که امیر پشت سرم اومد میخواست لباس برداره _حس مردم باید یکم راهنماییش کنم اینجا اتاق منه اون بغلی اتاق علیه و بغل اون اتاق انباریه که ما تاحالا توشو ندیدیم +پس مامان اینا چی؟ _ اونا پایین تو اون یکی اتاق می‌خوابن + آهان _ اگه توجه کرده باشی یه اتاق دیگه هم پایین بود اون اتاق مهمانه +هوم چه باحال _لباساتو عوض کن بیا بریم + باشه کت شلوار قرمزمو پوشیدم رفتم پارت ششم
عضو جدید داریم