💠 مردمی بودن امام رضا علیه السلام
🎙 گفتاری از حجت الاسلام قرائتی، برنامه درسهایی از قرآن، سال 62
امام رضا (ع) در حمام بودند و ناشناسی آمد و آن امام را نشناخت. گفت: می شود برای ما کیسه بکشید؟ امام کیسه کشید. یک نفر این صحنه را دید، به مرد گفت: خجالت بکش، این امام رضا (ع) ست و هر چه التماس امام کرد که امام جسارت شد من نفهمیدم، امام گفتند من باید تا آخر کیسه را بکشم و باید بی تکلف بود.
آقایی زنگ می زنند به مدرسه که من کار ضروری دارم نمی توانم بیایم، یا خودتان کلاس را اداره کنید یا بچه ها بروند، من معذورم. و معلوم می شود کار ضروری ایشان این بوده که آقا پسر ایشان کفش های ورنی و تمیز و شیک ایشان را به آب انداخته است و ایشان کفش تمیز ندارند، و به این صورت چهل دانش آموز را معطل می کند. این مقدار اسارت در زمان ماست و آن مقدار آزادی در زمان امام رضا (ع) بوده است.
یک روز امام رضا (ع) از جایی می گذشت، دید همه کار می کنند، غلام سیاهی هم کار می کند. پرسیدند به این غلام چقدر می دهید؟ گفتند: این آدم بدبختی است هر چقدر بدهیم برمی دارد. امام فرمودند: مگر نگفتم قبل از کار قرار بگذارید و قبل از این که عرقش خشک شود دستمزد بدهید. و هر چه قرار گذاشتید از آن بیش تر بدهید. (اگر نود تومان بوده، عصری صد تومان بده) و مرد گفت: این بدبخت است، هر چقدر بدهیم می گیرد. امام شلاق را برداشت و به جان مسئول کارگرها افتاد و او را تهدید کرد.
خداوند گناهانی را در قرآن گفته نمی بخشد، یکی از آن ها کار کشیدن از کارگر است، اگر حقش را ندهیم.
امام رضا (ع) مهمانی داشتند، چراغ فتیله خاموش شد، مهمان خواست فتیله را درست کند، امام دستش را کشیدند و خود درست کردند و گفتند: نامردی است، مهمان در خانه آدم کار کند. گفت: کاری نکردم، بلند نشدم. گفتند: همین هم درست نیست، انسان نباید در خانه اش از کسی بیگاری و کار مفت بکشد و سوء استفاده کند. امام رضا (ع) روی حصیر زندگی می کردند (ولیعهد بودند) غذایش را با برده ها می خورد (کدام استاد دانشگاه حاضر است با خادم چای بخورد؟) انقلاب فرهنگی یعنی زمانی که این طور باشد. در زمان طاغوت محال بود، افسر پهلوی درجه دار غذا بخورد.
در جمهوری اسلامی اخلاق امامان ما باید پیاده شود و روحیۀامامان باید زنده شود و چقدر خوب است که ما متخلق به این اخلاق ها شویم.
من چند سال پیش (7 یا 8 سال پیش) به شهری رفته بودم به کلاسداری و سخنرانی رفتم و کسی نیامد. زمان طاغوت بود. دو سه روزی ماندیم و خبری نشد. مردد بودم که در آن شهر بمانم یا نمانم. یک روز به حمام رفتم، دیدم جوانی صابون زده و دنبال سطل آبی می گردد که روی سرش بریزد. من روی سرش ریختم (فکر کرد کیسه کش حمام هستم) گفت: دستت درد نکند و گفت یک بار دیگر و ما هم به یاد حضرت رضا (ع) افتادیم و دیدیم خوب معلمیم و روحانی هستیم ولی طوری نمی شود و این کار را کردیم. تا این که لباس پوشیدیم و جوان دید که ما طلبه هستیم. وقتی بیرون رفتیم پول حمام او را هم دادیم. جوان گفت: ببخشید جسارت شد، شما چه کسی هستید؟ گفتم من طلبه هستم. آمدم از قم برای جوان ها اصول عقاید بگویم. کسی پای سخنرانی ما نمی آید بیا بد نیست. جایش را پرسید و گفتم اگر خواستی خویش و قوم و پسر خاله و پسر عمه و دوست و آشنا را بیاور. گفت: چشم حتماً. عصری با یک سری جوان آمدند. گفت: آقا این جوانها بجای پول حمام و دلاکی!
این جوان ها آمدند و خوششان آمد و از 16 نفر جلسۀ ما به هشت صد نفر رسید (با یک صابون!) اگر همۀما در چای خوردن و غذا خوردن تقلید کنیم از امام رضا (ع)، همه چیز درست می شود.
#دهه_کرامت
#روحانیت_مردمی
@rohaniat_mardomi
💐 میلاد مسعود ولی نعمتمان، امام رضا علیه السلام را تبریک میگوییم 💐
🔻 رهبر انقلاب: برکت وجود حرم مطهر #حضرت_رضا علیهالسلام در سرزمین ما و حضور معنوی ایشان در سرتاسر کشور و در دل آحاد مردم ما آشکار است. امام هشتم علیهالصّلاةوالسّلام ولىّنعمتِ معنوی و فکری و مادّی ملت ماست.
۱۳۸۱/۱۰/۲۵
#دهه_کرامت
#برکت_ایران
#میلاد_امام_رضا
@rohaniat_mardomi
👥 #راههای_جذب
📚 برشهایی از کتاب صمیمانه؛ تاملی در شیوه ارتباط با موثر با مردم
#بخش_پنجم
۱۲. اول همسایه، بعد اهل خانه
یکی از اولویت های ما در ارتباط و جذب همسایه ها هستند زیرا به دلیل نزدیکی با ما امکان تاثیر گذاری بیشتری وجود دارد. درباره ی ارتباط با همسایه و احسان کردن به آنها نباید بین مومن و غیر مومن تفکیک کرد.
۱۳. دوست واقعی باش
به دلیل آشنایی و قرابتی که با دوستان مان داریم، آنها یکی از اولویت های جذب اند. عرب ها به دوست، «صدیق» می گویند، زیرا دوستی باید از سر صداقت باشد، نه اغراض دیگر!
۱۴. از دوستانت غافل نشو
یکی دیگر از اولویت های جذب را می توان دوستان سابق و نیروهای قدیمی دانست. متاسفانه بعضی از اینها علیرغم اینکه افراد با تجربه و متعهدی هستند نسبت به رسالت و مسئولیتی که دارند غافل شده و گویا به خواب رفته اند! یکی از مأموریت های ما بیدار کردن آنهاست.
#کتابخوانی
#صمیمانه
#استاد_نظافت
@rohaniat_mardomi
💠 تهران؛ عادی و واقعی
🔻زهرا خانم حدودا نه ماهش شده. او را بغل گرفته ام و کنار خیابان منتظرم تا خانمم برگردد. شاید چند ساعتی باید معطل باشم. غذا و آبش را داده کلی همه توصیه کرده که با حواس جمع، مراقبش باشم.
اینجا یکی از خیابانهای شلوغ تهران است. از اون خیابونها که هر کس با سرعت حرکت میکند و همه مشغول کار خودشان هستند. هوایی آلوده، ماشینهایی که از تعدادشان دائم خیابان بند میآید. آدمهایی با قیافه های متفاوت و بسیار متنوع. کنار خیابانهای تهران ایستادن و اطراف را پاییدن به یک طلبه ملبس با بچه ای که بغل گرفته نمیآید. خصوصا اگر هزار موضوع برای فکر کردن داشته باشد. اما خوب قول داده ام حواسم به زهرا خانم جمع باشد.
🔻همینطور که ایستاده ام یک آقایی با اخمهای در هم و سیبیل ضخیم و کمی ته ریش و ابروهای کلفت نزدیک میشود. اعصابش خرد است و انگار صحبتش با موبایل تازه تمام میشود، نگاهش که به من میافتد یک لبخند بسیار مهربان میزند، نگاه میکنم میبینم حواسش به زهرا خانم است. چقدر لطیف و مهربان. بهش نمیامد. از این تغییر حالتش خنده ام میگیرد. کمی کنار پیاده رو راه میروم.
🔻یک دختر خانم جوان با پیر مردی کراواتی نزدیک میشوند. دختر بر میگردد رو به من میکند میگوید ای جانم. میکشمت شیطوون. وای فداش بشم. با زهرا خانم است من از خجالت سرم را پایین میاندازم. خنده ام میگیرد. انگار نه انگار یک آخوند ایستاده روبرویشان. پیرمرد کراواتی میاید جلو ، سلام میکنم جواب میدهد بعد میگوید ای جانم چه دختری خدا بهت ببخشد آخوند!. من هم با لبخند گفتم بزرگوارید. خدا عاقبتمان را به خیر کند. عبور میکنند.
🔻همین موقع مغازه دار خارج میشود. یک جوان موفرفری با شلوار لی و آستین کوتاه، سلام حاج آقا. سلام میکنم. حاج آقا بیاید داخل چایی با هم بخوریم. با لبخندی جواب میدهم ممنون از لطفتون. کمی اصرار میکند. آخر سر داخل مغازه میشوم. چند نفر نشسته اند هر کس مشغول کاری است من که داخل میشوم محترمانه تحویلم میگیرند. مینشینم و کمی به زهرا خانم غذا میدهم. یکی میپرسد اهل اینجایید میگویم بیست سالی هست که قم زندگی میکنم. چهار پنج سالی هم دانشگاه صنعتی اصفهان بودم. قبلش البته تهران زندگی میکردم. وقت اذان شده. راه مسجد را میپرسم. راهنماییم میکنند.
🔻از کنار پارکی عبور میکنم، پیرمردی که دستفروشی میکند با احترام سلام میکند. جواب میدهم. پسرکی با لباسهای مندرس سلامم میکند با محبت و احترام پاسخ میدهم. کنار پارکی، نگهبان پارک دعوتم میکند یک چایی کنارش در اتاقک پارک بخورم. با ادب تشکر میکنم میگویم به مسجد میروم راهنماییم میکند. به مسجد که میرسم خادم مسجد جلو میآید. سلام میکند. جواب میدهم و از او میپرسم کجا وضو بگیرم، راهنماییم میکند. میگوید دخترتان را بدهید نگه دارم تا وضو بگیرید. اسمش چیست؟ میگویم زهرا . میگوید جانم زهرا.
🔻وارد مسجد میشوم، یکی چایی میآورد، نماز گزارها با هم خوش و بش میکنند. یکی جلو میآید و اصرار میکند به خانه اش بروم استراحت کنم. طوری که ناراحت نشود عذرخواهی میکنم. نمازم را که میخوانم هر کسی سلام و التماس دعایی میگوید. جوانی جلو میآید میخواهد سلامش را به حضرت معصومه سلام الله علیها برسانم.
🔻از مسجد بر میگردم. حالم خوب است. برای زهرا خانم شعر میخوانم. حالم با این شهر و این مردم خوب است. احساس صمیمیت میکنم. در همین حال و هوا ناگهان جوانی جلو میآید، حاج آقا سوالی دارم. میگویم بفرمایید. حاج آقا خدا هر گناهی را میبخشد؟ هر گناهی را؟ میگویم بله همه را میبخشد. خوشحال عبور میکند. من و زهرا خانم کنار خیابانهای تهرانیم. و همینطور زیبایی است که میبینیم و آرامشی است که کسب میکنیم از این مردم.
همین
@rohaniat_mardomi
#نظرات_کاربران
واقعا احترام های مردم خیلی بیشتر از محدود برخورد های تند هستش🌹🌹
من بارها این چنین تجربه هایی رو داشتم💐
متن فوق العاده انگیزشی و روحیه بخشه😍🌹
@rohaniat_mardomi
13.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌳 روایت تولیت آستان قدس رضوی از ممانعت #رهبر_معظم_انقلاب از قطع یک #درخت
#محیط_زیست
#حقوق_شهروندی
@rohaniat_mardomi
📚 جمعهها با کتاب روحانیت مردمی
یادداشت پنجم
معرفی سه گانه تمثیلی حجتالاسلام رنجبر
نقل است که عسل کوهستانی اصلی - نه این عسلهای شکری شهری - را به بچه کوچک که بخورانی، بچه دچار مشکل می شود و حتی ممکن است موجب مرگ وی شود.
معارف دینی نیز همین گونه است. اگر بخواهی معارف را با همان پیچیدگی ها و دشواری هایش برای مردم بیان کنی، قطعا بخشی از مردم دچار سوء هاضمه فکری خواهند شد. اینجاست که هنر طلبه و یک روحانی به کار میآید که بتواند معارف را رقیق کند و با افزودنی های مجاز ذهنی! به مردم برساند.
یکی از افزودنیهای مجاز که در هضم مطالب دشوار کمک می کند، تمثیل است. تمثیل آنقدر تأثیرگذار است که حتی خداوند متعال نیز برای فهم راحت و همگانی مطالبش در قرآن کریم بارها از تمثیل استفاده کرده است.
حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا رنجبر، از اساتیدی هستند که ید طولایی در زمینه بیان تمثیلی دارند و منبرهای کوتاه ایشان در رسانه ملی را خیلی ها دیده و پسندیده اند.
"نشر شهر" همت کرده و تمثیلات ایشان پیرامون آیات و روایات و تذکرات اخلاقی را در سه جلد با نام های زیر گردآوری و منتشر کرده است:
«مثل شاخه های گیلاس»
«مثل حبه های قند»
«مثل خوشه های انگور»
در این سه جلد، یک نکته اخلاقی یا آیه یا روایت با زبان تمثیل در قالب یک صفحه - و در برخی موارد اندکی بیشتر- بیان شده است.
با این سه کتاب می توان به گنجینه بزرگی از تمثیلات قابل استفاده برای منبر و تبلیغ دست یافت. در نتیجه شاید یکی از بهترین پیشنهادها برای آماده شدن برای ایام تبلیغ محرم باشد.
✍ به قلم حجت الاسلام سید یاسر یعقوبی
#کتاب_خوب
#معرفی_کتاب
#کتاب_روحانیت_مردمی
#جمعه_ها_با_کتاب
@rohaniat_mardomi
🏷 روش تهیه کتاب:
📖 خرید نسخه الکترونیکی از طریق نرم افزار طاقچه:
جلد اول || جلد دوم || جلد سوم
⚠️ پیشنهاد میکنیم همین الان وارد نرمافزار طاقچه بشوید، چراکه امروز به مدت محدود، اکثر کتابهای موجود در نرمافزار، با ٧٠ درصد تخفیف عرضه شده است. (کد تخفیف: TGK70)
@rohaniat_mardomi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌐 در مطالعات فرهنگی نظریهای وجود دارد به نام اثر پیتزایی فرهنگ. خلاصهاش این است که فرهنگ خاصیتی دارد که بعد از انتقال به جغرافیا و بوم دیگر، خصوصیات آن بوم را میگیرد و دوباره به مبدأ خود برمیگردد و جنس متفاوت و جذابتری نسبت به محصول اصلی پیدا میکند. و این لحظه تمدنی یک فرهنگ است. دقیقا مثل پیتزا که اصلش ایتالیایی است اما الان دیگر خود ایتالیاییها، پیتزای دیگر ملیتها را بیشتر دوست دارند.
💯 بنظرم #سلام_فرمانده در همین نقطه ایستاده. به بومهای مختلف رفته و الان که به مبدأ برمیگردد جذابیت مضاعفی برای ما پیدا میکند. اما فارغ از این جذابیتها، سوال اصلی این است که لحظه تمدنی تولید شده در این محصول را چگونه میتوان استمرار بخشید؟ پاسخ من بیشتر جنبه معرفت شناختی دارد تا جامعه شناختی. نقطه ثقل این محصول اتصال و ارتباط با مهدی موعود بود و نشان داد این نیاز معرفت شناختی در جامعه شیعه، و در تراز بزرگتری، در جهان اسلام قابلیت بسیج عمومی و بازنمایی رسانهای دارد. اگر قرار است این لحظه تمدنی استمرار داشته باشد باید بر همین محور بچرخد و از نخبگان و اندیشمندان تا هنرمندان و ادیبان را درگیر کند تا هر یک بتوانند این لحظه را برای مخاطبان خود استمرار بخشند.
پینوشت: کلیپ مربوط به نسخه عراقی اثر سلام فرمانده است.
✍ حجتالاسلام جمالزاده
@rohaniat_mardomi
22.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بغض حجتالاسلام حسینی قمی در برنامه زنده
🔹رویم نمی شود با مردم حرف بزنم؛ مردم پول اجاره ندارند
🔹بسته های دولتی برای مستاجران تا باز شود شهریور رد خواهد شد.
🔹 از مردم التماس میکنم خودشان برای هم کاری بکنند. امروز هیچ خیری بالاتر از این نیست که کسی به مستاجرش رحم کند.
#درد_مردم
@rohaniat_mardomi
روحانیت مردمی
🎥 بغض حجتالاسلام حسینی قمی در برنامه زنده 🔹رویم نمی شود با مردم حرف بزنم؛ مردم پول اجاره ندارند
چقدر دوست دارم حال این سید را؛
چه واقعی و دلنشین است این حرفها و گلایههای از سرِ سوز؛
این اشکها برای مردم مستضعف و همراه درد و غم آنها چقدر ارزشمند است.
چند وقت است این حرفها در سینه من و امثال من هم جمع شده؛
این سید را نماینده خودم میدانم در گفتن این حرفها، و اشکهایش را اشکهای خودم میدانم که در غم هموطنان عزیزم در این روزها که باید بر گونههایمان سرازیر شود.
راستی، علمای ما حتی اگر نمیخواهند از وضع موجود و دنبالهروی از سیاستهای اقتصادی غیر اسلامی - که کار مردم را به اینجا کشانده - گلایه کنند، چرا در کنار مردم اشک نمیریزند؟! چرا همدردیشان را نشان نمیدهند؟! شاید همین اشکهای دستهجمعی کاری کرد!
اینها بلائی است که اقتصاد ربازدهی ما بر سر مردم آورده است. فردای قیامت هست، حسابی هست، جوابی هست.
✍ حجت الاسلام رجایی
#سمت_خدا #حسینی_قمی #مستأجران #اجاره_منزل #اقتصاد_ربوی #جراحی_اقتصادی
🆔 @rohaniat_mardomi