☑️روحانیت و ناکامی در خنثیسازی اغتشاشات
🔻اختصاصی | سید روح الله سیدی، طلبه سطح خارج و دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین:
🔸روحانیت امروز با مسائل متفاوتتری از گذشته و پیشینه خود روبرو است. جهان پیچیدهای که نمیتوان آن را همانند اجتماع ساده گذشته قلمداد کرده و در تناسب با موقعیتهای اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی اقدام کرد. در همتنیدگی و حجم زیاد معانی موجود در جهان جدید در تعاملات روزمره عرفی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اجازه تعاملات سنتی را از روحانیت سلب کرده و کارویژه آنها را در جهان امروز معاصر، به چالش کشیده است. بنابراین مسألهی جهان امروز مسأله هویت مدرن و دنیای جدید است که با ایجاد طرح دهکده جهانی تلاش میکند ارزشها، باورها و هنجارهای اسلامی را به تدریج با ایجاد تساهل و تسامح از میان برداشته و پس از زدودن هویت اسلامی از چهره کنشگران و آحاد امت اسلامی ایران، فرآیند تحقق هویت متناسب با تفکر خود را دنبال نماید.
🔸تفاوت این تمایز هویتی همهجانبه و پیچیده است که از همه ابعاد علیه فرهنگ و تاریخ اسلامی قد علم کرده است. نمونه این پیچیدگی و هجمه همهجانبه را در اغتشاشات ۱۴۰۱ ایران اسلامی میتوان مشاهده کرد. هجمهای که به تصریح مسئولان، نخبگان و فرهیختگان دلسوز انقلاب اسلامی، با بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی فضای مجازی، یکی از متفاوتترین هجمهها علیه نظام فرهنگی، ارزشی، سیاسی و اجتماعی اسلامی ایران را سامان داده است. و این آغازی است نو بر ایجاد تنشها و جنبشها و یا ناجنبشهای اجتماعی در ایران و یا در جهان معاصر. با این توصیف مسأله اینجا است که آیا روحانیت معاصر امروز، در مواجهه با اغتشاشات اخیر، توانسته است مرزبندی هویتی خود را همچون گذشته در اقناع افکار عمومی به کار گیرد؟ یا به نوعی در این مواجهه مقهور هژمونی فضای مجازی مدرن و یا پستمدرن شده است؟
🔸باید توجه داشت روحانیت را چه در لایههای معاصر و یا لایههای پیشین و گذشتهاش نمیتوان با یک نظر مورد توجه قرار داد و لایهها و سطوح مختلفی در این میان وجود دارند که باید در تحلیل، کنشهای عرفی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسیاش مورد توجه قرار داد و لکن میتوان در نگرشی کلی به این لایهها و نسبت نظام دانایی موجود در حوزههای علمیه با تعاملات و رفتارهای عرفی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روحانیت پرداخت. چرا که در میان روحانیت قاعدهای کلی وجود دارد که اسلام در مواجهه با فرهنگ و افکار عمومی، زمامداری و زعامت را بر عهده دارد و این مختص به جریانهای سیاسی و اجتماعی انقلابی نیست، بلکه حوزههای سنتی نیز تربیت و اقناع فرهنگ عمومی را وظیفه ذاتی خود میدانند.
🔸به طور کلی تعاملات امروز روحانیت در دوران معاصر خلأهایی دارد که امکان و زمینه اقناع را در مواجهه با فرهنگ عمومی از روحانیت سلب کرده است. در جامعهای که مناسبات اجتماعی بر مدار ساختارهای مدرن به تدریج نظم پیدا کرده باشد، نظام ارتباطی روحانیت با فرهنگ عمومی دچار اخلال شده و زمین بازی از فضای تحت نظر او که منبر و وعظ و خطابه بود، به فضای جدیدی همچون فضای مجازی کشیده شده است. همین است که نقاط کانونی فرهنگ رقیب جای پای خود را در اذهان مخاطبان جانمایی کرده و تلاش میکند با تمام توان از همه ابزارهایی که دارد بهرهبرداری کند. فضایی که سرعت بالای روایتها از واقعیتهای اجتماعی، اجازه واقعنمایی را از روحانیت سلب کرده و چون الگوی مواجههای فعال با فضای مجازی و کنشگری در آن برای روحانیت متصور نیست، امکان ورود فعال در این زمینه برای روحانیت نیز وجود ندارد.
🔸از اینرو است که هنجارهایی که در تناسب با تکنولوژیهای امروزین، نقابی دینی و ارزشی مییابند، در واقع امکان بازسازی ارزشها و همچنین انتقال آنها به نسلهای آینده را به صورت صحیح در پی نداشته و به همین دلیل روحانیت نمیتواند در مورد وقایع عرفی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به صورت فعال مواجهه داشته باشد. بلکه مجبور است ذیل نظام دانایی و فرهنگی مدرن خود را بازتعریف نموده و عنان خود را در کف فرهنگ رقیب قرار دهد. در واقع روحانیت در اغتشاشات اخیر، نتوانست از ذخیره تاریخی و فرهنگی خود در خنثیسازی اغتشاشات بهرهبرداری کند و لذا جمعآوری آن تماما به دستگاهها و ساختارهای امنیتی واگذار شد. این در حالی است که انتظار میرفت روحانیت با کنشگری فعال در عرصه جامعهپذیری نسل چهارم و پنجم انقلاب اسلامی از یکسو و از سوی دیگر در عرصه بازدارندگی فعالیت و نقش متناسب را ایفا نماید. این البته اختصاصی به اغتشاشات ندارد، بلکه به بنیادیترین وظیفه روحانیت یعنی کنشگری فعال در عرصه فرهنگ باز میگردد.
@rohaniyatemrooz_ir
☑️ایجاد فضای امن برای گفتگو وظیفه نظام اسلامی است/ اغتشاش حوزه استماع و گفتگو نیست
🔻حمید پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با فکرت:
🔸گفتوگو کردن، سؤال کردن و پاسخ دادن زمینهی بسط حیات انسانی است و زمینهی بروز حقیقت است. البته گفتوگو شرایطی دارد. باید این شرایط باشد تا گفتوگو بتواند شکل بگیرید:
🔸۱- باید محیطی باشد که طرفین گفتوگو در آن محیط حضور داشته باشند. اگر آنها هیچ وقت با هم ملاقاتی نداشته باشند، گفتوگو شکل نمیگیرد. محیط باید به تناسب وجود داشته باشد. الآن رسانه و فضای مجازی بهگونهای توسعه پیدا کرده که طرفین در این فضاها حضور به هم میرسانند و گفتوگو رخ میدهد. ممکن است با نامه و کتابت نیز گفتوگو رخ دهد. در هر حال، داشتن فضای مناسبِ گفتوگو یکی از شرایط اول است.
🔸۲- یکی از مسائلی که باز برای گفتوگو وجود دارد، زمینههای آرامش و فراغتی است که برای طرفین گفتوگو باید وجود داشته باشد. اگر مسائل مهمتری آنها را به خود مشغول کند و این فراغت را نداشته باشند، شرایط گفتوگو را نخواهند داشت. حتی انگیزههایی متناسب با آن گفتوگو باید در افراد وجود داشته باشد؛ البته وقتیکه از گفتوگو میگوییم، برای درک حقیقت است. قاعدتاً یکی از زمینهها، آماده بودن طرفین گفتوگو نسبت به اصل حقیقت است که آنها به دنبال این مسأله باشند. از قبل تصمیم نگرفته باشند و در جستجوی حقیقت باشند. اینها شرایطی است که بعضاً به طرفین گفتوگو و زمینههای فیزیکی مجموعه بازمیگردد. برخی از این عوامل به حوزههای روابط انسانی و تعاملات انسانی بازمیگردد.
🔸۳- یکی از مسائل جدی که برای گفتوگو وجود دارد، امنیت است. باید نوعی امنیت و شرایط امنی وجود داشته باشد. در متن یک درگیری و ستیز عملی که وجود دارد، جای گفتوگو نیست. سوره توبه تنها سورهای است که با بسم الله شروع نشده است و در اینجا بیشتر ناظر به جنگهای فتح مکه و مسائل قبل از آن است. در مورد عمل منافقین و مشرکین است. در اوائل سورهی توبه آیهای است که خداوند متعال اهمیت گفتوگو و ضرورت ایجاد امنیت مربوط به گفتوگو را پیامبر (ص) بیان میکند. آیه شش سورهی توبه میفرماید: وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ؛ و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد (که از دین آگاه شود) بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادانند. در متن گفتوگو است که پرسش و احیاناً اعتراض مطرح میشود و پاسخ شنیده میشود. دیالوگ همواره اینطور است. رشد علم در درون انسان با پرسش شروع میشود و در پاسخ به این پرسشهای مکرر است که حقیقت خود را بیشتر نشان میدهد. این ویژگیِ فضای گفتوگو است؛ اما نوع دیگری از روابط، از قلمروی گفتوگو خارج شده و بهصورت تعاملهایی است که فرد تصمیم خود را گرفته است.
🔸اینجا وقتی لفظ اغتشاش مطرح میشود، دیگر بخش سؤال و اعتراض مطرح نیست؛ زیرا این امور بیشتر ناظر به حوزهی گفتوگو هستند و حق افراد و جامعه است که پرسش داشته باشند. جامعه برای رشد خود باید محیط پرسش، گفتوگو، سؤال و جواب را ایجاد کند. کسانی که دغدغهی حقیقت دارند باید طالب این فضا باشند. این یک سوی قضیه است؛ اما اینکه تصمیم قبلاً گرفته شده و اکنون روی آن تصمیم قبلی کار میشود، اینجا دیگر جای گفتوگو نیست؛ بلکه عملیات اجتماعی است و در عملیات اجتماعی هم قواعد حوزهی زیست و رفتارهای اجتماعی کار خود را انجام میدهد. آنطور که خداوند به پیامبر گرامی اسلام اعلام میکند، وظیفهی نظام اسلامی است که امنیت لازم را برای گفتوگو ایجاد کند و از این فضا استقبال کند؛ اما اگر فضا عملیاتی شد، در آنجا دولت و مجموعه با توجه به اقتضای حوزهی عملیاتی، وظیفهی خاص خود را دارد. اینجا دیگر حوزهی استماع نیست.
🔸مشروح گفتگو را در سایت حمید پارسانیا بخوانید (اینجا)
@rohaniyatemrooz_ir
☑️نزاع بر سر دو گفتمان؛ منورالفکرهای مستبد و روحانیت انقلابی
🔻اختصاصی | محمدصابر صادقی، طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری فقه روابط بین الملل:
🔸جامعه ایرانی از یک جای تاریخ بصورت واضح و روشنی دارای دو گفتمان متضاد شد و این تضاد را در عرصه های مختلفی تجربه کرد؛ تضاد در چگونگی و چیستی اقتصاد، توسعه، سیاست داخلی، سیاست خارجی، فرهنگ، سبک زندگی و مفاهیمی چون عدالت، جمهوریت، آزادی، استقلال، پیشرفت، اسلام و هر آنچه بر صحنه عمومی جامعه اثرگذارست. جریان روحانیت انقلابی در کشاکش جامعه و حکومت، صحنه عمومی و سیاست را در نقطه تاریخی ۵۷ از آن خود کرد و قانون اساسی را مطابق با غایات گفتمانی خود و با آرای مردم، پایه جامعهداری خود ساخت؛ اما جریان رقیب ـ منورالفکرها ـ اگرچه بعد ۵۳ سال حکومتداری در دوران پهلوی شکست را متحمل شد، اما خود را در صورتهای دیگر بازسازی کرد و توانست بر مقدرات جامعه ایران تاثیر بگذارد.
🔸گفتمان منورالفکری، عالم را مدرن ادراک میکند و مقوله آزادی را نیز اگر از قرآن بازگو کند، حمل بر فهم و ادراک مدرن کرده و آن را در عالم غربی بازسازی کرده و تقابل و تضادی بین آن دو نمیبیند، بلکه گاه این همانی میبیند! در مقابل، گفتمان روحانیت انقلابی، مفاهیم را نه تنها به عالم مدرن ـ که بر او سیطره جغرافیایی و تاریخی پیدا کرده و در تلاش برای سیطره جهان معنا نیز هست ـ قرض نمیدهد، بلکه درصدد نزع مفاهیم از این دوره و سیر به عصر نزول و تخاطب شارع است؛ این امر روحانیت انقلابی را در یک فاصله تاریخی با عالم امروز قرار داده و خواصی را توانسته با خود به سیر تاریخی برده و با گذر از جهان معنای عصر تخاطب شارع، به زیست معنوی و شریعت مدار در دوره حاضر معتقد سازد و انسان انقلاب اسلامی را بزاید.
🔸اما یکی از عمدهترین معضلات گفتمان روحانیت انقلابی، در بازسازی مفاهیم متناسب با جهان معانی امروز است، این گفتمان عقب ماندگی بسیار دارد و نتوانسته به اندازه نقطه تاریخی ۲۲ بهمن ۵۷ تولید مفاهیم جدید کند تا از رقیبش قد بلندتر گردد و عبور کند! در واقع جریان روحانیت انقلابی تاکنون بصورت عمده از سرمایه ۴۳ سال پیش خود استفاده کرده و صرفا رهبر انقلابی به تنهایی جهان معنای امروز را به دوش میکشد و راهبری میکند! الباقی شدهاند ارث خوران تنبل بر سر مفاهیم ۵۷ و یا مکرر گویان تکراری ایدهها و معانی تولیدی رهبر انقلابی، بدون امتداد و کمک!
🔸حادثه اخیر یک پیام مهم برای گفتمان روحانیت انقلابی داشت، گفتمان منورالفکرها توانسته است بصورت فزایندهای با توان فنی و ابزارها بر نسل جوان و نوجوان اثر بگذارد و ذهن و روح او را با جهان معانی خود همراه کند! و گفتمان روحانیت انقلابی به دلیل تنبلی و تکرار نتوانسته است برای نسل جدید جهان معنای امروزی تولید و بازسازی کند و به نوستالوژیها اکتفا کرده و بیشتر خاطرهبازی میکند!
🔸گفتمان روحانیت انقلابی اگرچه توانسته است در جامعه ایرانی رکوردهای انسانی، اخلاقی و الهی بزند و محیر العقول به اعجازهایی چون حججی و سلیمانی برسد، ـ در زمانهای که چنین رکوردهایی در هیچ جا یافت نمیشود و گویا گرد مرگ پاشیدهاند ـ لکن اگر میخواهد صحنه عمومی و عامه را در اختیار داشته باشد بایست به فکر تولید ابزارهای گفتمانی خود و بازسازی مفاهیم برای دوره امروز باشد و فریب کوتاه آمدنها را نخورد!
🔸خشونت، قانون گریزی، بی ادبی، سه مفهوم پربسامد این روزهاست و رواداری، قانون و ادب مفاهیم پایه پیشرفت هر جامعهای است، بنظر میرسد در این منازعه آن گفتمانی پیروز خواهد شد که بتواند نظام و جهان معنای این مفاهیم پایه را خوانش کرده و به نام خود سند بزند. در واقع روایت رواداری، قانونمداری و ادب در هر یک از این دو گفتمان میتواند مختصات خود را داشته باشد، اما غلبه وجودی هواداران ملتزم به مفاهیم، پیروزی هر یک از دو گفتمان را مشخص خواهد ساخت و آینده از آن اوست.
@rohaniyatemrooz_ir
11.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺آرش حیدری، جامعهشناس: زندگی، زندگی بدنمند است/ این جنبش، جنبش بازگشت به بدن است
@rohaniyatemrooz_ir
13.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺احمد اولیایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پاسخ به آرش حیدری: بدنمندی محض، تقلیل زندگی است
@rohaniyatemrooz_ir
☑️استانداردهای دوگانه یا معیارهای رتوش شده
🔻اختصاصی | احمد مدنی، طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری فلسفه علوم اجتماعی:
🔸شاید یکی از شگفتآورترین نمونههای تاریخی مواجهه یک بام و دو هوای خواص با مسائل سیاسی صدر اسلام، رفتار عبداللهبنعمر با دو خلیفه است؛ با خلیفهای که ولو امام و منصوب از جانب خداوند بود دست بیعت نداد تا «در سیاست دخالت نکرده باشد» ولی شبانه با پای حجاج بیعت میکند تا بدون معرفت به امام شب را صبح نکرده و مبادا «با مرگ جاهلیت بمیرد.»
🔸کمتر شگفت نخواهد بود اگر به رفتار برخی حوزویان با وقایع اجتماعی اطرافشان دقت شود؛این حوزویان هنگامیکه عدهای به خیابانها میآیند و در همان روزهای اول و گاه ساعات اول بهجای بیان اعتراض، به مردم حمله میکنند و جان افرادی را تهدید میکنند و گاهی هم متعرض جان مردم میشوند، بهسختی و گاه با طعنه و کنایه از واژه اغتشاشگر استفاده میکنند و آنها را صرفاً معترضان میشمارند. ولی متقابلاً رفتار پلیس را فاقد رحمت و رأفت شمرده و آنها را توصیه به رعایت اخلاق اسلامی میکنند و البته گاهی هم صریحتر نیروهای نظام را متهم به ستم و جنایت میکنند.
🔸هم ایشان در دفاع از معترضان از منبر پیامبر صلواتاللهعلیه واله استفاده میکنند و عقبه فرهنگی و جایگاه اجتماعیشان را خرج آنها میکنند ولی در رابطه با تبعات امنیتی و فرهنگی رفتارهای خاص معترضان صلاح نمیبینند چیزی بگویند، حتی اگر به قتلعام شاهچراغ بینجامد.
🔸در موقعیتی دیگر صداوسیما را عامل مؤثر بدحجابی میشمارند چراکه در مواقع انتخابات و تظاهراتهای رسمی و… از بدحجابان گزارش تهیه میکنند و به نوعی صداوسیما را توصیه به سانسور میکنند ولی هیچ بحثی از تاثیر فضای مجازی در بدحجابی و ضرورت فیلتر یا کنترل آن و امثال آن ندارند. ایشان از مرگ مشکوک یک نفر بهشدت غمگین و ناراحت میشوند و گاه برافروخته و خشمگین اند و با صدای بلند آن را فریاد میزنند ولی در برابر جنایات وحشیانه و قتلهای آشکار سکوت میکنند یا اجمالاً حرفی میزنند تا خالی از عریضه نباشد.
🔸همچنین با منطق دفاع از دین و بهظاهر دغدغه حفظ احکام شرعی منجمله حجاب، به آخوند یا ارگانی که به نظرشان دفاع بدی از حجاب کند حمله میکنند ولی کاری با سلبریتی جماعت که صریحا از بدحجابی حمایت میکند و حکمی از احکام الهی نیست که آن را بینصیب گذاشته باشند نداشته و از کنار آنها میگذرند. موارد بیشمار است، تنها کافیست از این منظر به شخصیتهایی بنگرید.
🔸معمولاً چنین گمان میرود که اگر منطق واحدی بر رفتار و منش سیاسی و فرهنگی فردی حاکم نباشد میتوان او را متهم به استانداردهای دوگانه کرد. ولی حقیقت آن است که اساساً در همه انسانها نوعی منطق واحد بر منش و رفتار حکومت میکند؛ مگر شخصی که از نوعی کمهوشی خاص در رنج باشد. لذا استانداردهای دوگانه کاشف از یک استاندارد و معیاری پنهان شدهاست که روتوش دارد و شخص توان ابراز آن را ندارد؛ حال یا از ترس جامعهاش و یا از ترس خودش!
@rohaniyatemrooz_ir
☑️درباره گزاره «حوزه برای اغتشاشات کاری نکرده است»
🔻اختصاصی | احمد اولیایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی:
🔸حدود چهل و چند روزی است جامعه ایران درگیر حوادث و اغتشاشات است. تمام کسانی که قدر این نظام و انقلاب را میدانند و کاری از دستشان بر میآید در این روزها ولو به اندازه بازنشر یک تحلیل تبیینی در فضای مجازی کاری کردهاند. اما بعضا این گزاره را می شنویم که «حوزه در این روزها کاری نکرده است».
🔸من میخواهم اینجا این گزاره را رد کنم اما نه با ارائه آمار از کنش های حوزه در این ایام بلکه با توضیح مقوله «هویت حوزه»؛ وقتی ما در گزارههای مختلف از واژه «حوزه» در مقام فاعل یا مبتدا استفاده میکنیم و میگوییم «حوزه فلان کرد» یا «حوزه باید چنین کند» یا «حوزه نباید ...» و مانند اینها، دقیقا مقصود ما از حوزه چیست یا کیست؟!
🔸هویت حوزه یک هویت متکثر و لایهمند است. ولی فقیه، مراجع معظم، شورای عالی، جامعه مدرسین، مرکز مدیریت، اساتید، انجمنهای علمی حوزه، نهادهای حوزوی، موسسات حوزوی، دانشگاههای حوزوی و نهایتا تکتک طلاب همه و همه حوزهاند، که اتفاقا این تکثر هویتی لزوما بد نیست بلکه پویایی حوزه را به همراه دارد.
🔸با این توضیح به طور کل استفاده از کلمه «حوزه» برای یک حکم کلی خوب یا بد صحیح نیست. بلکه در ارزیابی و نقد حوزه باید به لایه مورد نظر اشاره کرد تا بتوان آن گزاره را تصدیق یا رد نمود.
🔸از طرف دیگر تمام مسائل جامعه، طیفی و دارای طبقهبندی ست. بدین معنا که حل یک مسأله کلان به راهبری کلان نیاز دارد، به موضعگیری نیاز دارد، پاسخ تحلیلی نظری هم نیاز دارد، کنش رسانهای هم نیاز داشته و حضور در کف جامعه را هم نیاز دارد.
🔸حال در باب گزاره اصلی یادداشت که «حوزه کاری نکرده است»؛ اتفاقا حوزه در عمده لایه هایش کارهای زیادی کرده است. از نقش تبیینی و هدایت ولایی ولی فقیه تا موضعگیری مراجع و اساتید. از کنش علمی اساتید حوزه و دانشگاه های حوزوی در قالب نشست و مصاحبه تا تهیه فهرست پیشنهادهای تقنینی و سیاستگذارانه برای مقامات از طرف نهادهای حوزوی. از تولید رسانهای بخشهای رسانهای حوزوی تا طلاب رسانهای و از حضور در راهپیماییها تا مبارزه میدانی که حتی شهادت را برای طلاب به همراه داشته است. اگر همتی باشد برای تهیه کامل اقدامات فوق با عنایت به لایههای هویتی حوزه، علاوه بر ابطال آن گزاره اتفاقا شاهد حوزهای فعال خواهیم بود.
🔸اما علاوه بر عدم توجه به مقوله هویت حوزه، بنظر میرسد کندی در کنش یکی دیگر از دلایل پررنگ شدن آن گزاره است. مسایل جامعه در شرایط دنیای امروز بشدت سریع و متغیر هستند لذا باید با سرعت و هماهنگ عمل کرد. پیشنهاد من تشکیل «کمیته واکنش سریع» در ساختار مدیریت حوزه است. این کمیته در بزنگاه مسأله دقیقا همان زمان که از حالت پنهان به بحرانی تبدیل میشود تشکیل و برای لایههای مختلف هویتی حوزه وظایفی را پیشنهاد و هماهنگی را ایجاد میکند. اگر تمایلی بود میتوان بعداً در مورد طرح مفصل این کمیته گفتگو کرد.
@rohaniyatemrooz_ir
☑️راهبرد رهبر دینی در مدیریت فتنهها
🔻اختصاصی | سیدعبدالله هاشمی، طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی:
🔸سنتهای الهی، مبانی محکمی برای تحلیل پدیدههای تلخ و شیرین اجتماعی هستند. فتنه و آزمایش یکی از این سنتهای قطعی خداوند، در تربیت فردی و اجتماعی انسان است. از رهگذر فتنه و آزمایش، سنت تمحیص وتمییز «خبیث» از «طیب» حاصل میشود. فتنه در جوامع دینی با پیچیدگیهای بیشتری همراه است. بهرهبرداری ابزاری از آموزهها، نمادها و شخصیتهای دینی از جمله این پیچیدگیها است. پرسش اصلی این نوشتار این است که رهبر دینی در فتنهها، چه رفتاری دارد و برای عبور جامعه از فتنه چه میکند؟ ضمن اینکه او علاوه بر عبور جامعه از فتنهها، باید دیدگاه جامعه را نسبت به دین ترمیم و آسیبهای وارده به دین مردم را برطرف کند. این دستاورد بزرگ، مرهون اعتماد جامعه و درک اهداف ناگفتهی رهبر جامعه است.
🔸به طور خلاصه، پیشوای دینی، سه راهبرد عمده و اساسی را در شرایط فتنه دنبال میکند: تقویت عقلانیت، ترمیم دیانت و تثبیت هیجانات احساسی جامعه. نگارنده در این نوشتار تنها به بررسی راهبرد اول خواهد پرداخت. بر اساس آموزههای اسلام، رهبر دینی در تصمیمگیری برای مدیریت جامعه، به خصوص در فتنهها، دچار استبداد نمیشود و همواره رشد عقلانیت جامعه را دنبال میکند. رشد عقلانیت جامعه برای عبور از فتنه در سه زمینه دنبال میشود.
🔸۱. واقعبینی: در شرایط فتنه، جامعه دچار خطای شناختی نسبت به واقعیتهای زندگی اجتماعی خود است. ضعفها و کاستیهای جامعه بسیار بزرگتر از واقعیت دیده میشود. از سوی دیگر، درک جامعه از استعدادها و پیشرفتهای خود، کاریکاتوری و تقلیل یافته است. در چنین شرایطی، به لحاظ روانی، احساس ناامیدی و ترس از آینده در جامعه شکل میگیرد. بهگونهای که حکومت دینی را منشأ وضعیت نابسامان خود میداند و آماده برای مقابله با آن میشود.
🔸رهبر دینی، باهدف ایجاد امید و مبارزه با فضای روانی کاذب در جامعه، میکوشد درک جامعه از ضعفها و قوتهای خود را واقعبینانه سازد. استعدادها و پیشرفتهای بیشمار جامعه را متذکر و غفلت فراگیر جامعه را از بین ببرد و نسبت به ضعفها نیز رویکردی امیدآفرین داشته باشد و عزمها را برای حل آن جزم کند. مسیر رهبر دینی در این زمینه، جهاد تبیین است و خود نیز فرمانده و علمدار این عرصه مجاهدانه است.
🔸۲. دشمنشناسی: یکی از سنتهای قطعی خداوند در بستر جامعه، وجود دشمنانی است که با شکلگیری حکومت دینی مخالفاند و علت دشمنی آنان نیز مبارزه با دین خداست. در آیات متعددی خداوند جامعه اسلامی را به توجه درباره ریشه دشمنی کفار فرا میخواند و جامعه اسلامی را از هر نوع دلبستگی و علاقه و دوستی با آنان بر حذر میدارد. هر چند منافقین بهصورت پنهانی با کفار ارتباط میگیرند و در ظاهر نیز تظاهر به اسلام میکنند و با دستاویز قراردادن مظاهر دینی به دنبال کسب مقبولیت اجتماعی هستند.
🔸شرایط فتنه توسط منافقین غبارآلود میشود. آنان در میان جامعه اسلامی هستند. منشأ اصلی فضای التهابآمیز جامعه و خطای شناختی ایجاد شده و به دنبال آن، احساس تقابل و پرخاش نسبت به حکومت، ریشه در ناامیدی و خشمی است که جریان نفاق با تظاهر به دوستی و برجسته ساختن نقاط ضعف و کتمان نقاط قوت، شناخت جامعه را دچار چالش ساخته است.
🔸رهبر دینی، تلاش میکند چهره منافقانه دشمن را از پیش روی جامعه کنار زند. رفتار دوگانه دشمن را تصویر میکند و از تاریخ گذشته و تجربههای واقعی جامعه برای یادآوری و ایجاد این شناخت استفاده میکند. راه مصونسازی جامعه از فتنهها در این است که جامعه خوراک فکری و شناختی خود را از منابع سالم تهیه کند. در جامعه دینی، تهیه خبر و معرفت از منبع سالم و مدیریت رسانه و سواد رسانهای باید تبدیل به یک رفتار اجتماعی شود تا زمینه نقشآفرینی جریان نفاق را برطرف سازد.
🔸۳. آرمانگرایی: آرمانگرایی همانند نبض زندگی و حیات در جامعه است. تضعیف آرمانگرایی در جامعه به معنای زمینهسازی برای مرگ جامعه است. با این حال، تقابل میان آرمانگرایی و واقعبینی و مقصر دانستن آرمان در کاستیهای اجتماعی، خط ثابت رسانهای جریان فتنهانگیز است.
🔸رهبر دینی باهدف احیای جامعه، نسبت میان آرمانگرایی و پیشرفتها و رابطه کاستیها با دشمنیهای دشمن را ترسیم میکند تا اینکه جامعه دریابد میان آرمانگرایی و واقعیتهای جامعه تقابل نیست بلکه آرمانگرایی، موجب تکاپو و ایجاد عزم، برای مقاومت و درنتیجه پیشرفت است و تحریمهای ظالمانه و سنگاندازیهای دشمن و کمکاریهای جریان نفاق در درون حکومت، ریشه محرومیتها و نارضایتیها است.
@rohaniyatemrooz_ir
☑️در فقدان خرد مسئولیتپذیر
🔻اختصاصی | سیدیاسر تقوی، روزنامهنگار:
🔸چندی پیش با یکی از رفقای اهل فضل همراه شدم تا به دیدار یکی از علمای منتقد نظام بروم. وی که از آن دسته اساتیدی بود که در همان ابتدای غائله، با صدور بیانیهای، علیه گشت ارشاد موضعگیری کرده بود، در مباحثه فقهی با رفیق ما، ناچار به پذیرش اصل الزام حاکمیتی حجاب شد و حتی گفت: «برای کنترل حجاب، مأموران خانم آموزشدیده بگمارند و هرکه را زیر بار حکم نرفت، حبس کنند!» هر چند این استاد حوزه علیرغم اصرار ما موضعش را علنی نکرد و بعدها در مکاتباتی که داشتیم، حرفهای دیگری زد اما نحوه مواجهه او با مسأله یادآور شد که بخشی از حوزویان زیر بار تبعات اجتماعی فتاوای خود نمیروند و حاضر نیستند مسئولیت آن را بپذیرند و نگارنده معتقد است در این آسیبشناسی فرق چندانی میان جریانهای انقلابی و سنتی حوزه وجود ندارد.
🔸در اظهارات و بیانات برخی از مراجع تقلید و اساتید حوزه همزمان بر «رعایت حجاب» و «شنیده شدن سخن مردم» تأکید شده است. در حالی که وضعیت نابسامان گشت ارشاد از سویی و اغتشاشات از سوی دیگر بخشی از تبعات اجتماعی همین توصیههای درست و قابل دفاع است که وقتی به منصه ظهور میرسد مسئولیت آن توسط ایدهپردازان بر عهده گرفته نمیشود. البته مسأله فقط محدود در حجاب نیست. مواجهه حوزه با نظام سیاسی برآمده از خودش نیز همین است. پیشینه مناسبات حوزه و نظام همواره سرشار از توصیهها و طرح کلیاتی درباره حیات مادی و معنوی مطلوب مردم بوده و روحانیت همیشه خود را در جایگاه مطالبهگر نشانده است، بیآنکه مسئولیت ناکامیها را برعهده بگیرد. بخشی از این مسئولیتگریزی ریشه در آفت ذهنگرایی یا آرمانگرایی در عقلانیت حوزوی دارد.
🔸توضیح آنکه روحانیت در ترسیم مدینه فاضله خود، نظر به معارف وحیانی و سیره معصومان دوخته است که البته رسالت اولیه و ذاتی او نیز همین است. اما با توجه به غیبت امام معصوم و ایده تحقق مدینه فاضله در زمان حضور امام، طی ۱۴ قرن گذشته در فراغت از سیاستورزی حداکثری، صرفا به تقویت ادبیات آرمانی خود پرداخته است. در نگاهی حداقلی، انقلاب اسلامی در زمانهای تحقق یافت، که فراغت از سیاستورزی ناممکن شد و روحانیت برای بقای نهضت خویش راهی جز به دست گرفتن قدرت نداشت. این نکتهای است که غالبا به آن پرداخته نمیشود که مداخله در قدرت اگر پیش از تجدد، امری راجح، اما آرمانی بود که در صورت عدم شرایط تاریخی، تعطیل و یا تضییق میشد، در دوران جدید به امری ضروری بدل گشت. به این معنا که نهضت شیعی به رهبری روحانیت نمیتوانست هم از قدرت فاصله بگیرد و هم موجودیت خود را حفظ کند و در نظم قدرت رقیب هضم نشود. از این رو، در نظم جدید، ضرورت عمل سیاسی و تدبیر اجتماعی بر ضرورت تحقق آرمان و ایدههای ناب شیعی غلبه پیدا کرد.
🔸این تغییر ضرورت تاریخی، منجر به خیزش انقلابی روحانیت و به تبع آن مردم شد. در این شرایط نیز روحانیت متأثر از فضای ایدئولوژیک حاکم بر سالهای پیروزی انقلاب و جنگ هشتساله، موفق شد با تطبیق تاریخی خود بر معارف دینی و سیره اهل بیت (ع)، به خصوص قیام سیدالشهدا (ع)، از عرصه میدانی جمهوری اسلامی دفاع کند و حتی آن را تا امروز تقدیس نماید. اما با استقرار تدریجی دولت و گسترش حوزه تدبیر اجتماعی و ضرورت مداخله راهبردی عالمان دینی در حکمرانی، روحانیت نتوانست میان عملکرد کارگزاران نظام و ایدهها و آرمانهای خود نسبت ایدهآلگرایانه پیدا کند و مسئولیت آن را برعهده بگیرد. اما پاسخ به این پرسش که زمینههای معرفتی و غیرمعرفتی این مسئولیتگریزی چیست و چرا خرد عملی روحانیت از چنین آفتی رنج میبرد را در یادداشت بعد پی خواهم گرفت.
@rohaniyatemrooz_ir
فرهیخته گرامی
سلام و عرض ادب
«روحانیت امروز» مجلهای فکری تحلیلی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی دین و روحانیت است که بنا دارد از منظر علوم انسانی مسأله دینداری در ایران معاصر و نیز عملکرد روحانیت را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. سایت این مجموعه نیز به زودی آماده شده و در اختیار شما قرار خواهد گرفت. از اینکه ما را همراهی میفرمایید و به دوستان فرهیخته خود پیشنهاد میدهید صمیمانه سپاسگزاریم.
🔸«روحانیت امروز» در ایتا:
https://eitaa.com/rohaniyatemrooz_ir
🔸«روحانیت امروز» در تلگرام:
https://t.me/rohaniyatemrooz_ir
☑️کسی که خود را فریفت عالمی را میفریبد
🔻اختصاصی | احمد مدنی، طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری فلسفه علوم اجتماعی:
🔸چالش ابتلا به استانداردهای دوگانه، هم مشکل درونی برای بسیاری از انسانها و هم معضلی اجتماعی برای بخش قابل توجهی از فعالان اجتماعی، منجمله برخی از روحانیون است که در یادداشت قبل به نمونههایی از آن در قبال غائله اخیر پرداختم. این وضعیت برای بخشی از عموم مردم ریشه در نوعی سطحینگری یا به تعبیر عامیانه جوگیری دارد و نمیتوان این احتمال را در مورد اغلب شخصیت مطرح حوزوی مطرح کرد پس باید ریشه را در جای دیگری جست.
🔸طبیعتاً کسی که خودش عامدانه و عالمانه معیار خود را مخفی میکند و آنها را با استانداردهای دوگانه رتوش میکند با این چالش مواجه نیست که چگونه استانداردها دروغین را کنار بزند و به حقیقت معیار ارزشگذاری خود و درک و شناخت خود دست یابد. ولی دیگران برای فهم او با این چالش مواجه هستند. همچنین گاهی خود شخص هم با این تناقضهای درونی درگیر است و خودش را نمیشناسد.
🔸کسی که نتواند خود را یا دیگری را که از استانداردهای دوگانه استفاده میکند بکاود، دچار نوعی برخورد سطحی گرایانه میشود و توسط کسانی که میتوانند عمق اندیشهها را بیابند بازی میخورد و چه بسیار مواقعی که تحت نفوذ شبکهای قرار میگیرد و بهسان عاملان بیمزد و مواجب آنها میشود، هرچند در ظاهر، با کنار کشیدن خود از عرصه عمل و میدان درگیری فاصله گرفته باشد!
🔸گاه دشواری کنار زدن استانداردهای دروغین چنان زیاد میشود که برخی اندیشههای مطرح در فلسفه علم اساساً امکان کشف و پردهبرداری از بنیادهای اندیشه را غیرممکن میدانند یا آنها را به امور گرایشی غیر قابل بحث و اثبات بلکه به صرف امیال و خواستها برمیگردانند. بهخاطر همین دشواری ظاهری است که بر اساس آیات قرآن کافران مومنان را متهم به سفاهت میکند: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ سوره البقره ۱۳» خداوند هم سفاهت را به خود و کافران نسبت میدهد: «وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ سوره البقره ۱۳۰».
🔸اقتضای هدایتگری قرآن این است که بشر را در این ظلمات رها نکند و ابزاری برای کشف حق در اختیار او قرار دهد و در اوج طوفان تاریکیها، روزنه واضحی قرار دهد تا به این وسیله، هم هدف خود را از خلقت تضییع نکرده باشد و هم حق محبت را به بندهاش تمام نماید. لذا قرآن در عین اینکه غبارآلودی فضا را بهخوبی نشان میدهد، همان روزنهای که به آن بیتوجهی شده و هلاک شدگان از روی بیتوجهی به آن هلاک شدهاند، بیان میکند.
🔸تنها بهعنوان نمونه؛ وقتی بنیاسرائیل در برابر گوساله ای قرار میگیرند که از طلا بود ولی صدایی از او خارج میشد (له خوار) و از سوی دیگر از زمان آمدن موسیشان گذشته بود، مقاومت خود را در برابر حیله سامری از دست دادند و به موسی علیه السلام عرض کردند: «قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا سوره طه آیه ۸۷». قرآن میگوید: «أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نفعا سوره طه آیه ۸۹».
🔸بنابراین اولین قدم برای رهایی بنی اسراییل این بود که امکان ندارد رب انسان موجودی باشد که ضرری نمیتواند برساند و توان مخاطبه ندارد؛ این حقیقت آشکار مورد تغافل ایشان واقعشده و سپس استمرار پیدا کرده و تشدید شدهاست. به تعبیر دیگر وقتی انسان چشم به واضحترین حقیقت میبندد به تدریج بیشتر نابینا میشود و چهبسا دچار اضلال خداوند هم قرار گیرد.
🔸عموماً گمان میرود که نفاق، فریب دیگران است، درحالیکه براساس دقت نظر برخی علمای اخلاق گاهی انسان با خودش منافقانه برخورد میکند. چنین کسی در اولین قدم خودش این مسیر را آغاز میکند و رفتهرفته حق را مخفیتر میکند تا آنجا که دیگر برای خود هم ناشناخته میشود و به قول یک ضربالمثل ترکی «کسی که خود را فریفت عالمی را میفریبد…»
@rohaniyatemrooz_ir
☑️روحانیت نباید منفعل شود
🔻وارده | علی صالحی، طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث:
🔸پایگاه مردمی روحانیت بر خلاف ادعای دشمن پایگاه متزلزلی نیست، بلکه جایگاه روحانیت در میان مردم به برکت انقلاب اسلامی تقویت شده است. توطئه دشمن علیه روحانیت ناشی از همین نگرانی بوده و همچنان درصدد تضعیف این پایگاه مردمی است. و حقیقت اینکه هرچه این پایگاه تقویت شود، نظام جمهوری اسلامی بیشتر بیمه میشود.
🔸مردم پشتوانه روحانیت بوده و به مظلومیت آن واقف هستند، اما از روحانیت انتظار دارند و این انتظار هم منطقی است. مردمی بودن روحانیت، یک انتظار منطقی است. دوری از مظاهر اشرافیگری، یک انتظار منطقی است. حضور در میدانهای جهاد فرهنگی، یک انتظار منطقی است. امروز که سازمان روحانیت به برکت جمهوری اسلامی توانسته کارهای بزرگی انجام دهد، نباید احساس ضعف کند، بلکه به تاسی از رسول خدا (ص) «طبیب دوار بطبه» باشد و یقین داشته باشد که هیچ کاری با ارزشتر از هدایت خلق نیست. از همین رو روحانیت باید حرف حق را بگوید و با افتخار از جمهوری اسلامی ایران دفاع کند.
🔸روحانیت اصیل نمیتواند در این شرایط انفعال و تقیه داشته باشد. حق ندارد حقایق را کتمان کند. حق ندارد عرصه را برای جولان دادن دشمنان دین خدا خالی کند. حفاظت از مرزهای عقیدتی، کارویژه روحانیت است. البته مغفول نماند مسیر نورانی روحانیت دینی در امتداد مسیر انبیای الهی بوده و مسیر بسیار سختی است. امروز بیش از هر زمانی دیگر، اسلام عزیز به روحانیت نیاز دارد، هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که روحانیت برای اسلام عزیز سیلی بخورد و شهید بشود. امام خمینی(قدس سره) می فرماید: «روحانیت نباید از چیزی بترسد، روحانیت نباید از عربدهکشیها، وحشیگریها و غوغای مشتی رجاله و اراذل وحشت کند. علما و روحانیان باید تا آخرین قطره خون خود را در راه اسلام، در راه قرآن و در راه اعلای کلمة الله نثار کنند»
🔸روحانیت دینی هیچ گاه به دنبال تقدسگرایی نبوده و نخواهد بود و مساله عمامهپرانی را با حساسیت دنبال نخواهد کرد اما سعی خواهد کرد ریشه های آن را مورد واکاوی قرار دهد. عمامهپرانی به صورت مطلق ریشه در دینستیزی ندارد بلکه ریشه در تزریق یک تفکر جاهلانه دارد. تفکری که مبتنی بر دوگانه روحانیت و دین خداست. یعنی دشمن القا می کند که دین یک پدیده مقدس است اما روحانیت متفاوت از دین خداست؛ بلکه روحانیت از دین سوء استفاده میکند و به دین ضربه میزند. این در حالی است که روحانیت مبین و مبلغ دین خداست. این به مانند این است که کسی بگوید علم پزشکی خوب است اما نیازی به پزشک نیست. نتیجه طرد پزشک و روحانی، رواج بیماریهای مهلک در جامعه است. مصداق این شبهه افکنی ها یادآور کلام امیر المومنین (ع) یعنی «کلمة حق یراد بها الباطل» است.
🔸البته حساب روحانیت غیر اصیل از روحانیت اصیل و انقلابی جداست. و ضربه ای که این قشر روحانی نما به دین میزند، کمتر از ضربه دشمن نیست. در عین حال دشمن با مغالطه و تولید شبهه میخواهد تریبون را از روحانیت بگیرد تا صدای حق شنیده نشود. به نظر می رسد درباره فرهنگ تکریم اهل علم و دین کم کاری صورت گرفته شده است، احترام به شخصیتهای دینی و علمی، یکی از نشانههای جامعه سالم و مترقی است. امروز که لباس روحانیت، نماد دین است، سنت عمامهبوسی، جلوه زیبایی از عشق و دلدادگی مردم به دین خداست و شايد اگر این حوادث نبود، حقانیت و مظلومیت روحانیت آنطور که باید دیده شود، دیده نمیشد.
@rohaniyatemrooz_ir