https://eitaa.com/rohesabegh/6508
اونوقت من .....
یک ماه بود به عروس و پسرم التماس میکردم تورو خدا برید کارت سفارش بدید . دیر میشه ها....
آخرشم یه روز عروسم با خجالت گفت : نمیشه اینم زحمتشو بدیم به شما ؟ به خدا ما وقت نداریم . بعدشم وقتی از مغازه کارت فروشی براش چندتا عکس فرستادم ، گفت فرقی نمیکنه . هرچی شما انتخاب کنی خوبه .😉😉😉😉
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
هیییی عروس نمونه گفتیم تا کی؟
نوبت آقایونه دیگه!
یادت میاد اونبار که شوهرت خواست داماد نمونه باشه ولی تهش شد سوژه خنده فامیل؟
یه سوتی، یه خرابکاری، یا یه سؤتفاهم ناب که هنوزم یادش میافتین قهقهه میزنین؟
🌿کوتاه مختصر مفید بفرست برای لینک ناشناس
📮https://daigo.ir/secret/7334972860
📮https://daigo.ir/secret/7334972860
همسر من تو جلسه اول خواستگاری متوجه شد مامانم بستنی سنتی و فالوده شیرازی دوست داره، جلسه بعد با دسته گل و فالوده بستنی اومد😆
قشنگ کدخدا رو دید ... 😍
#مخاطب
#خاطرات_سمی
آقایون مجرد کانال دفترچه ها رو در بیارین برا نت برداری
@rohesabegh
شوهرم خواست جلوی عمه ی بابام خودشیرینی کنه گفت ان شاءالله ۱۰۰ سال زنده باشید، یهو مجلس رفت رو هوا😂😂
بیچاره نمیدونست الانم ۹۹ سالشه
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
زمان خواستگاری ما سریال یانگوم ترند بود. خانواده ها غرق تماشا شده بودن ساعت دیگه ۱۱ شده بود. یهو همسرم بلند شد رفت تی وی و خاموش کرد گفت بسه دیگه برید سر اصل مطلب .هنوز بعد ۱۸ سال خانواده هامون بعد دیدن سریال کره ای این و تعریف میکنن
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
https://eitaa.com/rohesabegh/6527
ادمین اینا چرا به تِلِویژِن هاشون میگن تی وی؟!🤨😐
#مخاطب
#خاطرات_سمی
+به همون دلیل که تو به تلویزیون میگی تلویژن😒
@rohesabegh
وقتی گفته بود یه فیلم قشنگ میخوام بیارم باهم ببینیم و همه منتظر بودیم بیاد، کلی تنقلات آماده کرده بودیم برای خوردن، و ایشون یکم دیرتر اومد، ماهم چشم انتظار ...
وقتی اومد و فیلم رو گذاشت تو دستگاه، ديديم انیمیشن عصر یخبندان هستش😒
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
رفته بودیم شمال داشتیم والیبال بازی میکردیم بعد همسرم اومد یه اسپک بزنه وقتی پرید هوا چنان محکم زد اسپک رو صاف خورد پس کله بابام رفت هوا 😬
بعد من و مامانم و داداش بزرگم و کوچکه همینجور با تعجب و ترس داشتیم به شوهرم و بابام نگاه میکردیم که ببینیم چیزی شد یا نه 😅😬🤦🏻
ولی هنوزم همسرم با خنده زیاد تعریف میکنه و من نگاهش میکنم🚶🏻
انگار چه افتخاریه صاف زده تو سر بابام🙄🤦🏻
#مخاطب
#خاطرات_سمی
+مشخصه دلش خنک شده😂
@rohesabegh
سلام. ما توی اصفهان خورش ماست داریم
حتما همه شنیدن... یه جور دسره ، خیلی هم خوشمزه ست...
داماد عمه ام تهرانیه، اومده بود اینجا، پرسید اینا چیه، گفتیم خورش ماست...
ریخت روی برنج و خورد😶🌫🥴😵💫
فکر کرد واقعا خورش هست🤕
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
تو دوران نامزدی، از آقا خواسته بودم واسه نمای دانشگاه طرح بزنند و ایشون ساعت یک شب کار را تموم کرده بودن و زنگ میزنند. 🙂
منم بچه آخری و سن بابام بالا بود، توی اتاق خواب بودن و گوشی بیسیمی هم زیر بالشت بابا😁
بعد همسر جان محترم از اون جهت که کم نمیارن، گفته بودن حاج آقا منا به عنوان پسر کوچکتر خود قبول کنید. 😳
بابا هم گفته بودن، احمد آقا من ساعت یک نصف شب پسر میخوام چیکار😂😂😂😂😂
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh