سلاااام
پارت ۳۵🩷
از حرص لب زیرینش رو گاز گرفت، حالت نگاهش داد میزد که میخواد منو حسابی فحش کش کنه و مرده و زنده ام رو جلوی چشمام بیاره!
حوا که از اون بدتر بود .
نگاهم به خاله پریزاد (مامانِ شیرزاد )افتاد نگاهش چقدر متأسف بود و داد میزد این بود اون دختری که می خواستم عروسم شه بنده خدا انتظار دیدنم تو اون ریخت و قیافه رو نداشت ،مکثش داشت طولانی میشد که بلاخره جواب سلامم رو داد اول بابای شیرزاد بعد مامانش جواب سلامم رو داده بودن!
اما صدایی از خود شیرزاد نشنیدم ،بلاخره به خودم جرئت دادم و نگاهش کردم ، تعجب تو نگاه نافذ و خوشرنگش هویدا بود حتماً منو تو ریخت و لباس بهتری تصور کرده بود !
از حس قدرت و مردونگی بی اندازه ی توی نگاهش ضربان قلبم بیشتر بالا رفت و به زور جلوی خودم رو گرفتم تا شبیه به این دخترای خجالتی نگاهمو ندُزدم!
واون بود که نگاهشو با حالتی بی تفاوت که نمیدونستم ظاهریه یا واقعی ازم گرفت !
لعنتی انگار جامون عوض شده و منم که رفتم خواستگاریه والاحضرت ،با تعارف مامان و حوا برای نشستن جلو رفتن نفر آخر شیرزاد بود که چند قدمی از مامانش عقب تر بود درست وقتی که خواست از کنارم بگذره با گفتن ببخشیدی مانع رفتنش شدم ...
پارت ۳۶🩷
ایستاد و برای شنیدن حرفی که میخواستم بزنم بی حرف نگام کرد این نوع نگاهش که انگار از بالا به پایین بود یه جورایی حرصمو در می آورد، قبلاً هم نگاهش همینجوری بود البته قبلاً حس میکردم اصلاً منو نمیدید هنوزم از این که این آدم ،شیرزادی که انگار هیچ موقع به چشمش نمیومدم اومده بود خواستگاریم متعجب بودم و این سوال که چرا من ؟ شده بود خوره ی مغزم !
( وقتی بفهمه جوابم منفیه اون موقع دیگه این حالت چهره اش که غرور ازش میباره دیدنیه ببینم اون موقع هم این جوری با غرور نگام میکنی؟)
با صدای گیرا و پرجذبه اش به خودم اومدم، در حالی که یه پوزخند محو به لب داشت پرسید :
_اگه حرفتون یادتون رفت برم بشینم؟
ناخودآگاه اخم کردم اما خیلی زود اون اخم رو کنار زدم:
_احیاناً این دسته گلی که تو دست تون هست واسه من نیست ؟نکنه پشیمون شدین میخوایین برگردونین؟
و همون لحظه نیشم تا بنا گوش باز شد یه لبخندِ گل و گشاد و دندون نما، جوری که ردیف دندونای زردم به وضوح دیده بشه و این یعنی تیر خلاص!
اون اخمی که رو پیشونیش پر رنگ تر شد و حالت نگاهش میگفت که تیرم به هدف خورده ،و وای که از حالت نگاهش خجالت که چه عرض کنم برای لحظه ای دلم خواست آب شم برم تو زمین ..
کاملش موجوده ❌
سلاااام ،این هم پارت های جدید 🩷
فقط وقتی میرم تو اتاق و تنها میشن 🔥🔥🔥🥲😁
اگه دوست دارین این رمان پر از هیجان رو قطره چکونی و پارت به پارت بخونی میتونی امشب با تخفیف عضو وی آی بشی.
اونجا رمان هم کامله هم بدون سا___نسور🔥
قصد عضویت داری اینجا بنویس عضویت 👇
@salmaxx