May 11
May 11
دریا: هیچوقت فکر نمیکردم زندگیم این شکلی بشه.اصلا امکان نداره.خدایا چجوری زندگی من اینجوری شد؟
من؟
حامی؟
چجوری؟
اما امیر...
نباید به من خیانت میکرد
این حق من نبود
یعنی میتونستم زندگیم رو از نو بسازم؟
یعنی عشقی که به امیر داشتم از قلبم بیرون میرفت؟
با من همراه شو
تا بفهمی قراره چی بشه
______
رمان "ماه شب تارم"
به قلم: محیــا
eitaa.com/roman_hm
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#مقدمه
من دریا ام.نخواستم همه چیز رو از اولِ اول شروع کنم چون خیلی طولانی میشد.
اولِ ماجرا رو خودم براتون میگم
من دختری ام که امسال سال اول دانشگاهمه
یه رفیق دارم به اسم پری
و عاشق هم دانشگاهی ام هستم که اسمش امیره
و امیر هم یه رفیق به اسم آرمین داره که این پری خانم ما عاشق آرمینه
الان آبانه.
و یک ماه از شروع دانشگاه میگذره
امیر توی تولدش بهم اعتراف کرد که عاشقمه
و منو اون همدیگه رو خیلی دوست داریم
دوتا پسرخاله دارم
که خواننده ان.
امین و محمد نوان
حالا به نظرت قراره چه اتفاقایی تو زندگیم بیوفته؟
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#پارت_1
من یه فن پیجم
فن حامیمم
و قراره امشب برم کنسرتش
با پری
و قراره برم بک و عکس بگیرم
ساعت 9 سانس اول شروع میشد
الان ساعت 6 بود
بلند شدم و لباسام رو پوشیدم
نشستم پشت میز آرایشم تا آماده بشم
درحال کشیدن خط چشم بودم که یهو در باز شد و پری سرشو انداخت پایینو عین گاو اومد تو
دستم خط خورد و خط چشمم تا کنار پیشونیم رفت
+لعنت بهت پری.یاد ندادن بهت در بزنی الاغ؟
نگاهی بهم کرد و وقتی خط چشمم رو دید زد زیر خنده
پوفی کردم
+الاغ کجاش خنده داره؟من کار دارم...
_خب حالا حرص نخور.برو اماده شو
+اگه شما بزاری چشم
رفتم صورتم رو شستم و برگشتم
وقتی آماده شدم، از خودم خیلی راضی بودم
خیلی خوشگل شده بودم
قربون خودم برم...
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#پارت_2
ساعت 8 بود
بلند شدم.
+بریم پری
از ساحل جون خداحافظی کردیم و رفتیم تو پارکینگ تا راه بیوفتیم.
(راستی،ساحل جون مامانمه.یه داداش هم دارم که اسمش دایانه)
قرار بود با ماشین من بریم
ساعت 20:53 رسیدیم به هتل اسپیناس
+بدو پری دیر شد
_چته؟مگه میخوای با ملکه انگلیس دیدار کنی؟حامیمه دیگه
+پری میزنمتا.تو فنش نیستی نمیفهمی.بریم
ردیف vip رو گرفته بودیم
بالاخره بعد از کلی انتظار صدای قشنگشو شنیدم
آی ستاره...
کنسرت اون شب خیلی خوب بود
کنسرت که تموم شد به پری گفتم
+پری بریم بک عکس بگیریم
_من نمیام.میخوام برم خونه
+اَه.چقدر تو ضدحالی.خب وایسا من برم عکس بگیرم بعد باهم میریم
_نمیخوام.آرمین پایین منتظره
+تو هم با این آرمین جونت.برو اصلا
خداحافظی کرد و رفت.منم با ذوق راه افتادم سمت بک...
May 11
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#پارت_3
(بچه ها یه توضیحی بدم.این داستان توی زمان خودمون اتفاق نمیوفته و یکمی زمان هارو جا به جا کردم)
_________
امسال سال اولی بود که حامیم کنسرت میزارشت.اولین کنسرت برای 21 اردیبهشت امسال بود.من توی اون کنسرت هم بودم
من از دوسال قبل فنش بودم و البته فن پیج هم بودم (و هستم)
انقدر توی امسال کنسرت رفتم و رفتم بک که دیگه با یکتا رفیق شدم و حتی دفعه قبلی حامیم بهم گفت: بازم شما؟؟
رفتم سمت بک.یکتا رو که دیدم رفتم طرفش
بغلش کردم و سلام و احوال پرسی کردیم.
خندید
_میشه تو یه بار نباشی
سرمو تکون دادم و خندیدم
+معلومه که نه.حتما باید باشم
_خود حامیم شاکی شده دیگه
+خودش گفت؟
_نه.ولی معلومه از رفتارش با تو
زدم زیر خنده
+خیلی بد جنسی
_برو.برو عکستو بگیر
+نه
َ_چرا؟
+میخوام آخرین نفر برم تا موقع عکس گرفتم سعید گیر نده زود باشین زود باشین
خندید
_خیلی زرنگی
کنارش ایستادم و منتظر موندم...
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#پارت_4
بالاخره همه عکساشون رو گرفتن و فقط من موندم و یکتا و عوامل و دو سه تا فن که عکساشون رو گرفته بودن
یکتا برگشت طرفم
_برو عکستو بگیر دست از سر من بردار
رفتم طرفش.هنوزم بعد از حدودا یک سال وقتی میخواستم برم بک، یا وقتی میخواست بیاد رو استیج قلبم تند تند میزد
رفتم طرفش.همزمان که میرفتم داشتم اهنگ یادته از نوان رو میخوندم
همون واکنشی رو نشون داد که انتظارشو داشتم
سلام کردم
_سلام.باز هم شما؟
خندیدم
+بله
_راستی میدونستی نباید توی کنسرت من اهنگای رفیقام رو بخونی؟
+یعنی نباید آهنگی که خودم نوشتم رو بخونم؟
مات موند.فکر کرد دارم شوخی میکنم
_الکی میگی؟ایسگا گیریه
خیلی جدی سرمو تکون دادم
+نه
_خیلی خب.عکسمون رو بگیریم بعدش حرف میزنیم
ایستادم کنارش و یه عکس قشنگ ثبت کردم.به کمک سعید
عکسمون رو که گرفتیم خواستم برم که صدام کرد
_ببخشید
ایستادم
+بفرمایید
اومد طرفم...