eitaa logo
دانلود
504_18721720014376.pdf
حجم: 6.6M
📚نام رمان: ژانر: نویسنده: بهاره شریفی تعدادصفحات:_ خلاصه:رمان حاضر در دو زمان حال و گذشته داستان زندگی و سرگذشت و سرنوشت دختری آرام، مهربان و ترسو به نام عارفه و پسری مغرور و یکدنده به نام علی را روایت می کند. داستان با گروهی از دانشجویان که مجمعی سیاسی- اجتماعی و….، به اسم گروه آفتاب به سرپرستی سید علی، در آمفی تئاتر دانشکده تشکیل داده اند، شروع می شود. عارفه که برای ادامه ی تحصیل از کرمان به شهر دیگری رفته به همراه سارا و مریم که عضوی از این گروه اند زندگی می کند و به دلیل ترس از تنهایی که ناشی حادثه ای تلخ در کودکی اش است به اجبار در گروه حاضر می شود. او علی سرپرست تیم را به خوبی می شناسد! این آشنایی و شناخت به سال ها قبل و ماجرایی که علی هیچ اطلاعی از آن ندارد باز می گردد . . رمان خونا کانالمون https://eitaa.com/roman_khoona
sigare noghreie.pdf
حجم: 2.4M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: سیگار نقره ای ژانر: ، 👩🏻‍💻نویسنده: فاطمه تابع بردبار 📃تعداد صفحات: 270 خلاصه رمان: شعله‌های آتش انتقام بی‌امان زبان می‌کشند و خون چنان در رگ‌های آدریانای خون‌خواه به جوشش میفتد که دیگر چیزی جلو دارش نیست. دست‌های زیادی پشت پرده نشسته‌اند و سیگارها را نخ به نخ به آتش می‌کشند، زندگی‌ها را می‌سوزانند، چشم‌ها را به اشک می‌نشاند و قلب‌ها به خون می‌نشند. حال، دلدادگی که به میان می‌آید، جنون جان می‌گیرد و خشم رنگ می‌بازد. دست‌ها در هم می‌پیچند و التیامی برای سوختگی‌ها می‌شوند رمان خونا📗 https://eitaa.com/roman_khoona
mage-adam-bada-ashegh-nemishan[www.lovelyboy.blog.ir].pdf
حجم: 968.9K
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: مگه آدم بدا عاشق نمیشن ژانر: ، ، 👩🏻‍💻نویسنده: فیروزه صفایی 📃تعداد صفحات: 85 خلاصه رمان: درمورد پسری به اسمه امیر هست، پسری که همه چیز داره پول قیافه شخصیت ولی همش چند روز وقت داره جبران کنه جبران همه کارهایی که کرده پسری که فقد چند روز زندس رمان خونا📗 ⇲https://eitaa.com/roman_khoona
2990035385.pdf
حجم: 3.5M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: دیابت شیرین ژانر: ، 👩🏻‍💻نویسنده: hese_gharib 📃تعداد صفحات: 384 خلاصه رمان: دختری به اسم شیرین …22 ساله…از بچگی دیابت نوع 1 داره…شیرین باید هر روز انسولین تزریق کنه…لیسانس مترجمی زبان داره..دنبال کار میگرده …بابا ش مُرده ..یه برادرم به اسم شهروز داره …شیرین در به در دنبال کار می گرده تا اینکه توسط دوستش بالاخره کارو پیدا می کنه تو این کار با اتفاقا و حوادثی رو به رو میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه ، با پسری به اسم بِن آشنا میشه پسری که شاید بتونه فرهاد شیرینمون باشه!!! کسی چه می دونه؟!!!! پایان خوش رمان خونا📗 ⇲https://eitaa.com/roman_khoona
doktare ba chaman sork.pdf
حجم: 7.4M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: دختری با چشمان سرخ ژانر: ، ، 👩🏻‍💻نویسنده: مریم.ا 📃تعداد صفحات: 430 خلاصه رمان: در خانواده ی بزرگ و ثروتمند رشیدی دختری به دنیا می آیددختری با چشمان سرخ وحشتی همه خانواده را فرا می گیرد همهمه ای بر پا می شود او را دختر شیطان میدانند خانواده اش او را از خود دور میکنند و به زنی در روستایی دور افتاده می سپارند تا او را بزرگ کند آیا او واقعا دختر شیطان است؟ چه آینده ای در انتظار اوست؟ رمان خونا📗 https://eitaa.com/roman_khoona
خدمتکار.pdf
حجم: 48.6M
رمان PDF رمان (جلد دوم دختری با چشمان سرخ) 📖اسم رمان: خدمتکار (جلد دوم دختری با چشمان سرخ) ژانر: ، ، 👩🏻‍💻نویسنده: مریم.ا 📃تعداد صفحات: 445 خلاصه رمان: فاقد خلاصه. رمان خونا https://eitaa.com/roman_khoona
lajbazy nakon.pdf
حجم: 1.8M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: لجبازی نکن ژانر: ، ، 👩🏻‍💻نویسنده: رها حیدری 📃تعداد صفحات: 384 خلاصه رمان: مورد دختری به اسم رهاست که خیلی مغرور و شوخه. شبی که خونه مادر جونشون دعوته با پسری آشنا میشه که بعدا مجبور به ازدواج باهاش میشه رمان خونا📗 https://eitaa.com/roman_khoona
kanom zabon daraz.pdf
حجم: 1.7M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: خانم زبون دراز ژانر: ، 👩🏻‍💻نویسنده: فاطمه همایون 📃تعداد صفحات: 313 خلاصه رمان: من حال این پسره ی یالغوز نگیرم دریا نیسم اقیانوسم اِاِاِپسره ی سه نقطه برگشته به من میگه بیا فرقونت جمع کن خوب شد جوابش دادما منم گفتم خوبه من همین فرقون دارم حالا اینجای ماجرا آقا دیدم ریموت زد رفت کنار یه کوپه وایساد به به عالم ضایعگی خودش هوایی داره وای یاد پوزخندش که میفتم ولی من بادی نیسم که با این بیدا بلرزم اَی ددم یاندی اِشتب شدا خلاصه منم پوزخند زدم به ماشینش اشاره کردم و گفتم باشه بابا فهمیدم تو هم فرقون داری تا اینو گفتم مث خر وحشی اهم اهم گاو وحشی شد یا حضرت هاشم گفت به ماشین من میگی فرقون گفتم اِوا ببخشید گاری خوبه دیگه رمان خونا📗 ⇲https://eitaa.com/roman_khoona
80df129bb07046c2a97abefdf9584b18.pdf
حجم: 2.8M
رمان PDF رمان 📖اسم رمان: پیشم بخند ژانر: 👩🏻‍💻نویسنده: مروارید بهارلو 📃تعداد صفحات: 281 خلاصه رمان: این داستان، زندگی‌ای رو به تصویر می‌کشه که پستی و بلندی‌های زیادی دیده. پسری که راه شادی رو به زندگیش بسته و دختری که در کشف دلیل پوزخند زدن‌های اونه. غافل ازاینکه پشت این پوزخندهای پسر، غم‌های فراوان و داستان‌هایی پنهان شده. این دختر می‌تونه رنگ و بوی عشق و خوشبختی به زندگی پسر بده؟ رمان خونا📗 https://eitaa.com/roman_khoona