|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚 #Part2 نگار: از رو نیمکت پاشدم تا برم داخل سالن که یهو کیفم از پشت کشیده شد ..
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚
#Part3
استاد به توضیحاتش ادامه داد و یکمم درس داد و جزوه نوشتیم ..
کلاس تموم شد داشتم وسایلمو جمع میکردم که سپهر خودکارمو گرفت ..
سپهر:من جمع میکنم ..
نگار:ولم کن اههه
سپهر:آرومم خودم کمکت میکنم
نگار:بیخیال .
خودکارمو ازش گرفتم وسایلمو سریع جمع کردم کیفمو انداختم پشتم و رفتم .
سپهر:
زود وسیله هامو جمع کردم و دنبالش کردم
سپهر:یدیقه وایستا خب بزار بهت توضیح بدم چرا اینجوری میکنی
نگار:وای سپهر بخدا کار دارم باید برم
سپهر:پس ناراحت نیستی
نگار:نمیدونم .. فعلا برم بعدا حرف میزنیم خب؟
سپهر:ماشینتو آوردی یا برسونمت؟
نگار:ماشین دارم عزیززممم نگران من نباش دیگه گیج نیستم🙁
سپهر:این چه حرفیهه باش برو ..
نگار:
واقعا ناراحت بودم ازش اما باید چشم پوشی میکردم ..
گناه داشت😅امان از این دل نازک منننن
هوف خدایا
سپهر:
رفتم سمت خونه ..
رسیدم رفتم تو خیلی گشنم بود چیزی نداشتم بخورم ..
بیخیال شکمم شدم و یکم خوابیدم
دوساعت بعد
بیدار شدم رفتم یه آب خوردم
امروز باشگاه نداشتم پس میتونستم بیرون برم .. از نگارم خبری نبود پس یه زنگ زدم به کیارش
کیارش:جان
سپهر:سلام داداش چطوری
کیارش:سلاام قربانت تو چطوری
سپهر:منم خوبم مرسی کجایی
کیارش:من بیرون
سپهر:بیا دنبالم باهم بریم یجا حوصلم سر رفته
کیارش:آماده شو میام الان
سپهر:اوک
رفتم یچیز پوشیدم و رفتم پایین
یکم بعد کیارش اومد ..
Done.🌊
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚 #Part3 استاد به توضیحاتش ادامه داد و یکمم درس داد و جزوه نوشتیم .. کلاس تموم شد
بفرمایید پارت سوم📚🖇
نظراتتون رو تو ناشناس بگیدد✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h0maqn&btn=🖇Mobinam