"نور ماه"
☆پارت ۶۷☆
پرستار۲:خانم پرستار ۳ به بخش آی سی یو سرمه ... (به زبان سوئیس)
پرستار۳:چشم(به زبان سوئیس)
پرستار۳:بفرمایید(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:ممنون(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:خانم پرستار۱ این رو سریع تزریق کنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:چشم(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:پرستار۳ ۵ سیسی سرم ..... بدید(به زبان سوئیس)
پرستار۳:بفرمایید(به زبان سوئیس)
پرستار۱:تزریق کردم(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:درجه ی شک رو بالاتر کنید(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:۳ سیسی دیگه سرم .... تزریق کنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:نمیشه سریع درجه شک رو بیشتر کنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:چشم(به زبان سوئیس)
دکتر محمد:خون بهش وصل کنین سریع(به زبان سوئیس)
پرستار۱:گروه خونی چیه؟(به زبان سوئیس)
دکتر محمد: ....منفی(به زبان سوئیس)
پرستار۱:وصل کردم(به زبان سوئیس)
پرستار۱:دستش تکون خورد(به زبان سوئیس)
دکتر محمد۲ سیسی سرم ..... بهش تزریق کنید و درجه شک رو بالاتر کنید(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
"بعد از چند دقیقه"
دکتر محمد:به هوش اومد خسته نباشید(بخ زبان سوئیس)
پرستار۱:هوفف همچنین😵💫(به زبان سوئیس)
دخترام فاطیما نیست فعلا ناشناس بزاره ولی من لینکو مبثیزارم پیام بدین هروقت که وقت کرد میزاره🙃
نظر بدین قشنگان ناشناس💗🫂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
کویر نشه ها🥺
عزیزم کانالت عالیه رمانات هم عالین امیدوارم 1kبشی قشنگم میشه پارت بدی
✨🤍
نگار :دورت بگرم امروز میدم بمونی برامون✨️💫🌺🙏❤️
فاطیما: مرسی فداتشم بمونی برام 🥺
رایا :
هستی:میسییییی