"نور ماه"
☆پارت ۷۲☆
پرستار۱:نه آقای دکتر لطفا یه تلاش دیگه ای بکنین لطفا😭(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:چشم تلاش خودتون رو لطفا بکنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:چشم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:درجه ی شک رو بالا تر کنید(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:کیسه ی خون بهش وصل کنید(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:سرم ....... به خون تزریق کنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:سطح هوش؟(به زبان سوئیس)
پرستار۳:۱(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:خوبه همینجوری ادامه بده(به زبان سوئیس)
پرستار۱:چشم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:سرم ..... به خونش تزریقکنین(به زبان سوئیس)
پرستار۱:کردم(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:سطح هوشی؟(به زبان سوئیس)
پرستار۴:۱🥹(به زبان سوئیس)
"بعد از چند دقیقه"
دکتر حامی:سطح هوشی؟(به زبان سوئیس)
پرستار۶:۱(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:وایی به هوش اومد واقعا معجزه هست🥹(به زبان سوئیس)
پرستار:🥹🥹
حامی:پرستار به جانا بگین حامی حالش خوبه و وقتی برگشتیم بیشتر قدرت رو میدونه"با صدای بغض"
پرستار۱:چشم🥹
دکتر حامی:چی میگه؟(به زبان سوئیس)
پرستار۱:میگه به خواهرش بگم که حالش خوبه و وقتی برگشتن بیشتر قدرشو میدونه🥹(به زبان سوئیس)
دکتر حامی:به به چه خواهر برادری(به زبان سوئیس)
شب بهتون ۳ تا پارت میدم قشنگا الان نمیتونم فعلا فاطیما ناشناس میزاره باهم گپ بزنیم❤️🫂
تورو خدا پارت بده استرس گرفتمممممممم
✨🤍
نگار :دادم که قشنگم شب باز میدم❤️
فاطیما: دادیم دیگه 😊
رایا : ...
هستی:چشم
نگار داشتم رمانات رو میخواندم گریم گرفت
✨🤍
نگار :دورت بگردم ببخشید بخدا🫂🥺
فاطیما: الهییی بمیرم برات منم دق کردن 🥺
رایا : اییییییی خداااااااا🥺🫀
هستی:گیه نکنننن
نگار تو رو خدا غمیگینش نکن بزار حامیم خوب شده
✨🤍
نگار :ببخشید چشم دیگه نمیکنم خداراشکر حامی بهتر شد🥺🫂
فاطیما: خوب شد خداروشکر 😊
رایا : اصلأ احساسی در چه حد آخهههه😂🤍✨
هستی:اوخدا
نگار ررررررررررررر
خیلی بدی 🥺
✨🤍
نگار :چرا آخهههههه ببخشید بخدااااا🥺☹️
فاطیما: چرا آخه نگار که مهربون ترینه 🥺
رایا : چراااااا نگار به این خوبی🥺🤍
هستی:نگار باز چی کار کردی خواهری؟ 😂
نگار قربونت برم که داستان رو خوب کردی 🥹
داشتم از نگرانی میمردم✨
✨🤍
نگار :خدانکنه فداتشم من❤️🤍خدانکنهههههههههه✨️🥺
فاطیما: 🎀🤍✨
رایا :🤍✨🫀
هستی:🥺