عاشققق کانالت هستممممم مرسی عشقممم نگار جونم و فاطیما 🥰
✨🤍
نگار :
فاطیما: خواهش میکنم فداتشم 🎀✨🤍
رایا :
هستی:
"نور ماه"
☆پارت ۸۳،۸۴
حامی:هوففف کی شب بشه بریم خونه🥺
جانا:آرههههه🥲
محمد:زنگ بزن به منشیه هتل
حامی:اره صبر کن فکر خوبیه
حامی:الو سلام"با لحن عصبانی"
منشی:سلام بفرمایید
حامی:حامی صالحی هستم"با لحن عصبانی"
منشی:عه ببخشید نشناختم چرا دیشب نیومدن هتل؟
حامی:راننده تون ما رو آورد بیمارستان"با لحت عصبانی"
منشی:عه الان میفرستمش بیاد دنبالتون
حامی:خانم ما تصادف کردیم الان توی بیمارستان هستیم فردا پرواز داریم الان باید چکار کنیم"با لحن عصبانی"
منشی:ببخشید واقعا معذرت میخوام راننده مون رو الان اخراج میکنم پول بیمارستانتون هم رو من میدم ببخشید به خدا"با لحن خجالت"
حامی:نه مثلا توقا دارید ما پول بیمارستان رو بدیم؟"با لحن عصبانی"
منشی:ببخشید بخدا کووم بیمارستان هستیم بیام؟"با لحن خجالت"
حامی:نمیدونم بیمارستانه روبه روی پمپ بنزین تور "با لحن عصبانی"
منشی:الان میام"با لحن خجالت"
"تلفونشون تموم شد"
حامی:باران دکمه ی بالا سرت رو فشار بده
باران:چشم
پرستار۱:جونم
حامی:ببخشید ما زنگ زدیم به منشی هتل گفت دارن میان اگر خواستن بیان تو اتاق اجازه ندید فقط بزارید حساب کنن و برن
پرستار۱:چشم حتما
حامی:ممنونم
"پرستار۱ از اتاق رفت بیرون"
"صدای داد پرستار بیرون از اتاق تو سالن میومد"
پرستار۱:خانمممم نمیشه برن تو اتاق برد بیرون زنگ حراست میزنم
منشی:بزن زنگ حراست بزن من باید ببنمشون
پرستار۱:نمیشه خانوم.پرستار۲ زنگ حراست بزن
منشی:بزار برم تو زنیکه
پرستار۱:نمیشه خانوم گفتم نمیشه(با لحن جیغ داد)
حراست:خانم برو بیرون
منشی:نمیرم
"صدای آژیر پلیس اومد"
"منشی خواست فرار کنه"
حراست: کجا میری خانم
پلیس:به به سلام خانم منشی😏
منشی:عه از کجا پیدام کردین
پلیس:وقتی بردیمت کلانتری میفهمی بیا بریم
منشی:نمیامممم
"منشی هتل رو بردن زندان"
نگاررر زیباام حالت خوبه🥺
✨🤍
نگار :دورت بگردم من قشنگم آره خوبم🥺🎀✨️❤️
فاطیما: آره حالش خوبه کمی فقط سرما خورده 🥺
رایا :
هستی:
فاطیمااا عشقم خودت خوبی 🥺✨
✨🤍
نگار :✨️❤️🎀🥺
فاطیما: آره عشقم فداتشم من خوبم ✨🤍🎀💜
رایا :
هستی: