سلام خشکلای من🤍✨️
دخترا ببخشید من جمعه ها نیستم آنتن ندارم پارت بدم بهتون🥺
فردا بهتون میدم ببخشید🎀🫂
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۴
همه:به به🫂
حامی:دورتون بگردم🫂
جانا:واییییی چقدر دلم تنگ شده بود واسه اینجاااااا🥺
حامی:منمممم🥺
جانا:بریم اینجا بستنی بخوریم🍦
بابا حمید:آره خوبه بریم
"رفتن تو بستنی فروشی"
فروشنده:سلام چی میل دارین؟
جانا:برای من آفوگاتو
مامان لیلا:یه بستنی کاکائویی هم برای من بیارید
بابا حمید:برای منم بستنی کاکائویی بیارید
حامی:منم آفوگاتو بیارید
فروشنده:چشم
حامی:واییی الان داشتم به خودم میگفتم سوئیسی حرف میزنه🥺😁
جانا:آرههه دلم برا اونجا هم تنگ شدهههه🥺😁
مامان لیلا:شما ها هیچ جا نباید برید هی دلتون تنگش میشه😂
همه:😂
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۵
جانا:خب دل نازکیم🥺
حامی:آره🥺
بابا حمید:دور دل نازکیتون بگردم جوجه ها🤍😁
حامی و جانا:خدانکنه🤍
فروشنده:بفرمایید سفارش هاتون🍦
همه:مرسی
جانا:وایی مثل همیشه عالیه✨️
حامی:آره✨️
بابا حمید:من برم حساب کنم و بیام
حامی:میخواین من حساب کنم؟
بابا حمید:نه خودم حساب می کنم
همه:مرسی✨️
بابا حمید:حساب کردم اگر جا خوردین بریم
همه:آره بریم
جانا:حامیی..
حامی:آره میدونم دیگه هیچی نگو دلم برا رستورانه اینجا که رژیمی تنگ شده🥺😂
همه:😂
جانا:چه خوب ذهنم رو خوندی😂
حامی:آره😂
بابا حمید:لیلااا..
مامان لیلا:میدونم چقدر دلمون برا جوجه ها تنگ شده بود🥺😂🫂
بابا حمید:آفرین🥺😂🫂
حامی و جانا:دورتون بگردم🥺😂🫂
"رسیدن خونه"
حامی:به به میبینم کی داره میره شام درست کنه
جانا:وایی حامی الان که بستنی خوردی شکمو🫤
حامی:عه اون برای نیم ساعت پیش بود🥺
جانا:نیم ساعتتتتتتت سی دقیقههههه گذشته فقط حامی😠
حامی:باشه شوخی کردم🤭🥺
جانا:آفرین پسر خوب😂
حامی:خب الان داری میری تو آشپزخانه چیکار کنی پس؟
جانا:به تو چه؟
حامی:بی ادبم که شدی
جانا:کی گفت درباره ادب من نظر بدی؟
مامان لیلا:عه بسته دیگه
جانا:خب فضولیه بی جا میکنه🥺
مامان لیلا:خب جواب نده تو
حامی:ماماننننن
مامان لیلا:توهم برو تو اتاق کاراتو بکن
جانا:پاشو پاشو تنبل خان
حامی:مثلا شما خوبی؟
جانا:حامی😠
حامی:بیا من بخور رفتم
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۶
جانا:مامان من شام بپزم؟
مامان لیلا:آره اگه دوست داری
جانا:پس من شام میپزم بابا کو؟
مامان لیلا:رفت بخوابه
جانا:باش
جانا:لازانیا میپزم پس
جانا:گوشت چرخ کرده قارچ سس کچاب پنیر پیتزا پیاز فلفل دلمه ای روغن نمک فلفل سیاه
سوسیس لازانیا.همشو داریم.
"جانا همه ی مواد رو درست کرد و و توی فر گذاشت"
جانا:هوف تموم شد
مامان لیلا:خسته نباشی قشنگم🫂
جانا:مرسییییی🫂
مامان لیلا:فک کنم غذات آماده شد
جانا:آره
جانا:به به آماده شده
مامان لیلا:چه غذایی بخوریم
جانا:آره🥳
جانا::حامی شارژر رو بیار
حامی:باش
حامی:عه جانا خانوم چیکار کردن🤩
جانا:آره
حامی:اجازه هست؟
جانا:بله بفرمایید
مامان لیلا:حمید بیا شام جانا پز رو بخور🥰
بابا حمید:به به اومدم
بابا حمید:به به جانا خانوم چیکار کردین
جانا:دورتون بگردم🤍
حامی:جانا اینقدر خشمزه شده الان میتونم انگشت هامم بخورم🤩😂
همه:😂
جانا:نه حالا انگشت ها رو نگه دار😂
حامی:چشم😂
مامان لیلا:ممنونم عزیزم زحمت کشیدی❤️
جانا:دورت بگردم نوش جون❤️
حامی:ممنونم ماه من❤️
جانا:فداتشم نوش جون❤️
بابا حمید:ممنونم زیبا رو❤️
جانا:دورت بگردم من نوش جون❤️