https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uzk5y0&btn=رمان.نور.ماه🌙✨️
قشنگام الان پارت بزارم یا ظهر؟
سلام عزیزم خوبی
رمان هات عالی هستن
به نظرم الان بزار چون من مشتاقم ببینم چی میشه ❤️✨
🤍✨️
سلام عزیزم فدات شم چشم تایپ میکنم میفرستم براتون🫂🎀
سلام عزیزم خوبی
رمان هات عالی هستن
لطفاً الان پارت ها رو بزار
ممنون❤️🫂✨
🤍✨️
سلام عزیزم فداتشم الان نمیتونم ساعت یک براتون میفرستم🤍🫂
"نور ماه"
☆پارت ۹☆
حامی:بچه ها فیلم تموم شد نظرتون چی بود؟
ایلیا:آهو که خواب رفت تو بغلم
محمد:بارانم تو بغل من خواب رفت
جانا:حامی منم خوابم میاد🥺
حامی:خب بچه ها بیدارشون نکنید بغل ما بخوابین
ایلیا:ماماناشون چطور؟
جانا:من شماره مامانشون دارم زنگ میزنم
جانا:الو سلام خاله
مامان آهو:سلام گام خوبی؟چخبرا فداتشم؟
جانا:آره خوبه فقط میشه اینجا بخوابه؟🥺
مامان آهو:آخه زحمتتون میشه
جانا:نه خیلی هم بهمون خوش میگذره
مامان آهو:باشه مواظب باشین
جانا:باشه خاله ممنونم خدانگهدار
مامان اهو:خداحافظ جانا جان
جانا:اهو اوکیه حالا باران
جانا:الو سلام خاله
مامان باران:سلام عزیزم چطوری فداتشم؟
جانا:ممنونم خاله میشه باران شب اینجا بخوابه؟
مامان باران:زحمتتون نمیشه
جانا:نه من هستم حامی ایلیا و محمد و آهو و فرشته تون
مامان باران:دورت بگردم باران حسابی اونجا داره بهش خوش میگذره ها😁
جانا:مگه شماهم میدونین؟
مامان باران:آره بهم گفته حالا دراه چیکار میکنه؟😂
جانا:آه همه تو بغل مسکن هاشون خوابن😁
مامان باران:پس به خاطر همینه میخوان اونجا بخوابن؟
جانا:آره ببخشید
مامان باران:دورتون بگردم خوش بگذره با مسکن هاتون🎀😁
جانا:فداتون شم کاری ندارین؟
مامان باران:خدانکنه نه خیلی ممنون خداحافظ
جانا:خداحافظ🫂🤍
باران:چیشده اینجا چخبره
حامی:نگاه پشت سرت کن😁
باران:عه ببخشید محمد آقا🫢
محمد:نه اینا چه حرفیه😂
جانا:زنگ مامانت زدم شب اینجا میخوابی برو سر جات بخواب
باران:عه باشه یه پتو پهن کنین این پایین میخوابم
جانا:نمیخواد برو سر جات اونجا بالشت و پتو خوب تره😂🤍
باران:باشه😂
آهو:بچه هااا چرا صدام نزدید برم خونه🫠
جانا:شب اینجا میخوابی برو بخواب
اهو:عه خب مرسی یه پتو بهم بدید
جانا:پتو پشت سرت گرم تره برو اونجا بخواب
آهو:ببخشید ایلیا اجازه هست؟😁
ایلیا:آره بخواب😂
جانا:خب همه بگیرین بخوابین شب بخیر
اهو:گناه تو مسکن نداری
جانا:من مسکنم اینجا نشسته پتو بالشته خوبیه شما نگران نباشین بخوابین😂
همه:شب بخیر
"نور ماه"
☆پارت ۱۰☆
"ساعت ۹"
مامان لیلا:بچه ها پاشین صبحونه بخورین
جانا:عه سلام مامان ببخشید ویشب بهت نگفتم یچه ها اینجا میخوابن همه خواب رفتیم😂🫠
مامان لیلا:اشکال نداره بلند شین صبحونه بخورین
اهو:سلام خوبین خاله ببخشید زحمتتون دادیم
مامان لیلا:سلام ممنونم نه بابا اینا چه حرفیه بلند شین صبحونه بخوریم
حامی:سلام مامانی بابایی کجا هه؟
مامان لیلا:سر کاره دیگه شب میاد
حامی:باشه الان میایم
جانا:بچه ها پاشین
باران:سلام صبح بخیر
همه:صبح توهم بخیر بریم؟
جانا:آره بریم
مامان لیلا:خوش اومدین بفرمایین
محمد:دستتون درد نکنه
مامان لیلا:قربونت نوش جون
ایلیا:ممنونم زحمت کشیدین
مامان لیلا:نه چه زحمتی بفرمایین بخورین
همه:دستتون درد نکنه
مامان لیلا:خواهش میکنم فرشته ها نوش جون
جانا:چکار کنیم؟
حامی:من پسرا فیفا میزنیم شما هم برای وسلیه هاتون لباس هاتون برنامه ریزی کنید✨️
جانا:راست مسگه بچه ها خوبه؟
همه:آره
جانا:دخترا بریم تو اتاق من
حامی:پسرا هم بریم تو اتاق من
مامان لیلا:مامانا هم بیاین خونه ی من
همه:😂
جانا:دخترا برین من کار مامانم دارم الان میام
جانا:مامان مامان های بچه ها رو دعوت کن خونمون ظهر
مامان لیلا:آره تو فکرشم
جانا:پس بزن
مامان لیلا:حله
جانا:دخترا آماده این
همه: آره