"نور ماه"
#فصل۱_پارت۱۹
جانا:فداتشم خداسس
حامی:خدانکنهههه خداسس
"خانه"
مامان لیلا:حامی نمیری دنبالشون؟
حامی:چرا یه ربع دیگه میرم
مامان لیلا:باش
حامی:بابا کجاست؟
مامان لیلا:رفت بخوابه خسته بود
حامی:الاهی🥺
حامی:به به چی کردی مامانم
مامان لیلا:دورت بگردم
حامی:پس جانا هم به شما رفته که غذا هاش اینقدر خشمزه میشه؟😂🥺
مامان لیلا:آره دیگه
"کافه"
جانا:بریم یکم قدم بزنیم
ستاره:آره بریم
جانا:مهمانداری سخت نیست؟
ستاره:نه زیاد
جانا:نمیترسی؟
ستاره:نه چرا بترسم؟
جانا:هواپیماه سقوط کنه
ستاره:نهههه😂
جانا:😂معلومه خیلی ترسو هستم؟
ستاره:خیلی😂
جانا:عه حامیه
جانا:سلام جونم
حامی:کجایین؟
جانا:اومدیم یکم قدم بزنیم الان میایم
حامی:باش زود بیاین
"جانا و ستاره رفتن تو ماشین حامی"
ستاره:سلام
جانا:سلام داداش
حامی:سلام ستاره جان سلام جوجو
حامی:خوش گذشت؟
ستاره و جانا:عالییییی
حامی:خداراشکر
حامی:عه مامان لیلا پیام داده ستاره نهار بیاد پیش ما
ستاره:نه مرسی سلامشون برسونید
جانا:تروخدا بیااااااااا
ستاره:قسم نخور آخه
جانا:آخه بی آخه بیا دیگه
حامی:مامانم تهچین درست کردن نیایین ضرر میکنین
ستاره:زحمتتون میشه
جانا:نه چه زحمتی بیا دیگه🥺
ستاره:باشه😙
جانا:هورااااااااااااااااااااا
نظر بدین قشنگان ناشناس💗🫂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
کویر نشه ها🥺
سلام عالی
✨🤍
نگار :دورت بگردم💖
فاطیما: سلام عزیزم مرسی
رایا : خودتم عالی🌸🎀
هستی:
سلام خوشگلا
فضولی نباشههه🤗😂
کادو چی گرفتین؟؟!! 🤗🫠
✨🤍
نگار :هنوز هیچی فداتشم🥺😂
فاطیما: سلام قشنگم من گل گرفتم ✨🤍
رایا : فعلأ هیچی😂😂
هستی:
یه چیز بگم قول میدم نخندی ؟
من تازه فهمیدم اسم رمانت نور ماه 😅
امروز میخواستم به مناسبت روز دختر برم بیرون ....
میخواستم لباس دامنی طوری بپوشم لباس خونم تاپ و شلوارک بود ، حواسم نبود جوراب شلواری رو تا کمرم دادم بالا احساس کردم کلفته بعد در آوردم دیدم شلوارکمو در نیاوردم انقده که خندیدم 😂
✨🤍
نگار :بگردمت😂😂😂سلاممممم😂🥺
فاطیما: واییی سلام 🤣🤣
رایا : آخییی😂😂😂
هستی:
سیلامممممممممممم
خوبیییی؟
مرسییی
ای کاش میتوانستم ته رمان رو میدونستم
ولی هیجانش می ارزه
مرسی که هستی♥️
✨🤍
نگار :سلام دورت بگردم اینقدر آخرش قشنگه اینقدر آخرش قشنگه خودمم خیلی دوست دارم به آخرش برسعههههه😂💖آرههههههه🍓🎀
فاطیما: سلام قشنگم تو چطوری بلعه هیجانش به همین فداتشم من ✨🤍
رایا : 🌸🤍
هستی: